روزنامه هفت صبح| هیچکس باورش نمیشود به دلیل خوردن نیم یا یک پرس سیرابی چنان نزاعی دربگیرد که با چاقو و قمه و شوکر یک نفر نقص عضو شود و دیگری نیز به جرم ضرب و شتم بازداشت شود! حالا یک سمت ماجرا میگوید از من تقاضای نابجایی داشتند و میگفتند به جای یک پرس سیرابی باید نیم پرس بفروشم. سمت دیگر میگوید دروغ است پول یک پرس را از من گرفتند اما نیمپرس برایم ریخت! حالا مشخص نیست واقعا در این میان شوکر و قمه و چاقو چه میگوید. چرا کارگر طباخی عصبهای انگشت پایش قطع شده است!
جزئیات ماجرا
داستان به چند ماه قبل ساعت 12:30 شب بازمیگردد، وقتی گزارش یک نزاع دستهجمعی مخابره میشود. سرهنگ سعید راستی، معاون عملیات سازمان اطلاعات پلیس تهران در تشریح حادثه رخ داده با نمایش فیلم دوربینهای مداربسته و درگیری حاصل در طباخی اظهار داشت: درگیری واقعا سر یک پرس سیرابی آغاز شد؛ این آقا که متهم است و اینجا ایستاده با گفتن اینکه قانون شهرک راهآهن را خودش تعیین میکند با آمدن و پیوستن برادرانش با قمه و تیزی به جان این کارگر میافتد.
طباخی را به هم میریزند تا جایی که زن و بچه مردم که در مغازه بودند از ترس فرار میکنند. این پسر هم که شاکی است انگشت پایش نقص عضو پیدا کرده است. اما ادعای متهم پرونده که 30 سال دارد، متفاوت است. او به خبرنگار فارس میگوید: مدیر رستورانی در زعفرانیه هستم و سابقهای هم نداشتهام. واقعا دعوا سر یک پرس سیرابی بود؟ من یک پرس سیرابی سفارش دادم اما این آقا به اندازه نیم پرس کشید.
اعتراض کرده و گفتم آقا این کمفروشی است، او هم گفت همین که هست. گفتم دارید کمفروشی میکنید و من هم اعلام میکنم. همین که داشتم بیرون میرفتم همین کارگر طباخی با یک نفر دیگر با چوب ریختند روی سرم. همان موقع برادرم زنگ زد که چرا نیامدی. گفتم این اتفاق افتاده و الان دارم کتک میخورم.
انگار اینها دعوا دارند. با برادرانم که برگشتیم همین کارگر طباخی و یک نفر دیگر در ماشین کنار پیادهرو منتظر بودند. تا ما را دیدند با چوب به ما حمله کردند. ما هیچ چیز نداشتیم فقط من یک چاقوی ریز داشتم. در همان وسط که با چوب به کمرمان میزدند و سرم را پایین آورده و کمرم خم بود که چوب به صورتم نخورد من هم با چاقو ضربه زدم… باور کنید خودشان دعوا را شروع کردند.
نقص عضو کارگر طباخی
حکایت شاکی پرونده هم فرق دارد. او هم به دوربینهای مداربسته اشاره میکند و میگوید: من نقص عضو شدهام سر اینکه این آقا با ادعای آنکه حاکم شهرک راه آهن است مرا زیر باد کتک گرفته و چند نفری بر سرم ریختند و با چاقو و قمه و حتی شوکر مرا زخمی کردند. او برادرانش را جمع کرد و جلوی مغازه آمد.عصبهای انگشت پایم قطع شده و حرکت نمیکند. او حین دعوا، ادعا میکرد قانون را بنده تعیین میکنم کسی جلوی من نمیتواند بایستد!
هنوز سرانجام این پرونده مشخص نیست. شاکی مدعی است حتی چند خانم در مغازه بودند که فرار کردند و یکی از آنها در بیمارستان بستری شد. متهم میگوید من اصلا بچه شهرک راهآهن نیستم و در زعفرانیه مدیر رستوران هستم و در همان زعفرانیه هم زندگی میکنم!



