روزنامه هفت صبح، نگین باقری| در هفته‌های گذشته بلیت اجراهای علیرضا قربانی در شهرهای مختلف کانادا پشت سر هم سولد‌اوت (تمام) شد. او چهاردهم آبان در ونکوور بود و دو روز قبل از این در شهر کلگری. این جمعه به تورنتو می‌رود و شنبه در مونترال اجرا دارد. این هفته در پیج اینستاگرام خود لحظاتی از اجرای ونکوور را منتشر کرد. لحظاتی از همخوانی مردم با ترانه «مدار صفر درجه» که ضربان قلبتان را بالا و دلتان را می‌برد به کلگری، به ونکوور، تورنتو و مونترال.

این هفته او در سالن معروف اورفئوم ونکوور از هر آلبوم خود چند قطعه معروفش را خواند و به جز آلبوم‌ها با خواندن «از خون جوانان وطن» شور و همهمه‌ای به سالن اضافه کرد. درخشان‌ترین لحظات مثل همیشه با خواندن «مدار صفر درجه» شکل گرفت. همان ترانه‌ای که قربانی بیشتر از هرچیز دیگر در دهه 80 با آن شهرت پیدا کرد.

در «خیال خوش» و لحظات زیادی از «بی‌گناه» خود قربانی ساکت ماند تا مخاطبان ترانه‌هایش را بخوانند ولی شاید هیچ‌کدام از این قطعات به اندازه «روزگار غریب» نتوانست اشک همه را درآورد. در این قطعه قربانی ثانیه‌های زیادی از پشت میکروفن کنار رفت و شبیه یک رهبر ارکستر با اشاره دو دست و لب‌خوانی خودش صدای یکدست تماشاچی‌ها را هدایت کرد و در پایان آن گفت: «به افتخار ایران.»

در یکی از پیج‌های معروف ایرانیان ونکوور یکی از اهالی اصفهان نوشته بود احتمال اینکه در کانادا علیرضا قربانی را ببینی خیلی بیشتر از اصفهان است. ماجرای کنایه او به لغو مجوز این خواننده به ماه پیش برمی‌گردد که آن را مفصل توضیح دادیم. آن زمان گفته شد که فرمانداری استان نامه لغو کنسرت را صادر کرده.

آن هم به‌خاطر حضور دو نوازنده زن. با لغو کنسرت اصفهان تیم اجرایی او برای کنسرت‌های بعدی به شیراز و تبریز و بعد ساری رفت و عازم کانادا شد. آن زمان وزارت ارشاد اطلاع داد که پس از برگشت قربانی از تور خارجی خود، کنسرت اصفهان را برگزار خواهد کرد اما از طرف تیم قربانی جواب مثبت یا منفی منتشر نشد.

ماجرای کتانی زرنگی‌های سالار عقیلی
حالا که حرف درخشیدن قربانی پیش آمد، بد نیست به دلخوشی این روزهای سالار عقیلی هم دوباره اشاره‌ای داشته باشیم. بعد از انتقادهای بسیار به اینکه چرا این خواننده سنتی به هیچ تبلیغی جواب رد نمی‌دهد و از ساختمان‌سازی تا عینک، کیف چرم، کفش کتانی و خلاصه همه چیز یک ویدئو تبلیغاتی می‌سازد، او در پیج یکی از منتقدان به‌نام «فولش» کامنت گذاشت و نوشت: «ممنون که برای من مجانی تبلیغ می‌کنید. ظاهرا خیلی بهتون فشار اومده. اشکال نداره به کارتون ادامه بدید من هر کاری که دلم بخواد می‌کنم و به شما و هیچ کسی ارتباطی نداره. حالا بتازونید.»

علی عظیمی خلاقیت داشته یا ماهیت کار اشتباه بود؟
علی عظیمی را خاطرتان هست؟ خواننده آهنگ معروف «پیش درآمد» که ویدئوکلیپ آن از برش‌های معروف لحظات عاشقانه سینمای ایران درست شده بود و انتشار آن در یوتیوب به بیش از 5 میلیون بازدید رسید. اخیرا یک ویدئو از اجرای همین قطعه به صورت مشترک با گروه ارکستر سمفونیک کرال بهاردر لندن بسیار وایرال و دست‌به‌دست شد.

کنسرت حدودا یک سال و نیم قبل در تالار وست مینیستر این شهربرگزار شده بود و معلوم نیست چطور و چرا بعد از یک‌سری کنسرت موفق در همین شهر در ماه‌های گذشته دوباره بالا آمد اما ماجرا هرچه که بود، علی عظیمی را در شبکه‌های مجازی به شدت مورد محاکمه قرار داد. این «پیش درآمد» یک موسیقی راک است که از نظر دستگاهی موسیقی ابتدای آن در دستگاه آواز بیات اصفهان شروع می‌شود.

ملودی «پیش درآمد» الهام گرفته از یک آهنگ قدیمی است که اولین‌بار رضا محجوبی حدودا سال 1306 ضبط کرده. عظیمی از این آهنگ استفاده می‌کند و سپس بدون عوض کردن گام خود، با اضافه شدن سازهای مختلف سبک آن به راک تبدیل می‌شود. حالا همه این توضیحات را گوشه ذهنتان داشته باشید. در کنسرت لندن این آهنگ با ساختار یک گروه کر حدودا 110 نفره برای نزدیک به هزار نفر تماشاچی بازتنظیم شده که چند نکته در آن وجود دارد:

اولا در ترانه یک کلمه نامناسب وجود دارد (که البته در ورژن رسمی آن حذف شده) و زنان و مردان گروه کر با همان طراحی و فرم‌های مرسوم سمفونی‌ها و صداهای سوپرانو و آلتو شبیه کلیساها آن کلمه (فا*) را همخوانی می‌کنند؛ آن هم با صورت‌های جدی و در حالی که تلاش دارند زیر و بم صدایشان را همراه نت‌ها به روانی اجرا کنند. همین موضوع در درجه اول هجمه‌ای از انتقادات و شوخی‌های بسیاری برای عظیمی به دنبال داشت. اما ماجرا اینجا تمام نشد.

انتقادهای دوم فالش خواندن عظیمی است. برخی اعتقاد دارند بهترین توصیف برای این اجرای عظیمی این بود که بگوییم تلاش کرد «یک کار جدید» بکند. وگرنه ما با یک صدای خام روی ریتم متفاوت روبه‌رو شده بودیم که ارزش‌افزوده جدیدی برایمان نداشت.

سوم اینکه در این اجرا از سازهای پیچیده‌تری استفاده شده اما ملودی روی ریتم آرام‌تری قرار گرفته که هیجان آن را مختل کرده. گروه کر بهار تا امروز ترانه‌های ایرانی قدیمی بسیاری با تنظیم موسیقی غربی به اجرا برده. آرش فولادوند، یکی از بنیانگذاران و استاد گروه است که برای ایرانی‌های مقیم پاریس و فرانسوی‌ها پروژه‌های مختلفی به همین سبک و سیاق اجرا کرده.مشکل بازخوانی «پیش درآمد» به این سبک این بوده که ضرباهنگ‌ها و نقاط اوج خود قطعه اصلی هم در کار درنیامده بود. یعنی کجا؟ دقیقا بعد از خواندن این قسمت از ترانه« من بنز میشم؛ میرم زیر پات. فقر می‌شم؛ می‌رم تو جیبات/گرگ میشم؛ میرم تو گله‌ت…» اینجاست که ملودی انرژی بزرگ‌تری را آزاد می‌کند اما در سمفونی نمی‌توان منتظر این نقاط اوج راک بود.

حالا همه این‌ها را گفتیم ولی نکته چهارم این است که جای دیگری از آهنگ که ترانه آرام می‌شود، همخوانی گروه به مراتب تکان‌دهنده‌تر و تاثیرگذارتر از ورژن استودیویی آن است. این بخش در ویدئوهای وایرال شده دیده نمی‌شود و با حذف آن اجازه قضاوت عادلانه‌تر از ما گرفته شده. اجرای قطعات راک و حتی هوی‌متال از سوی گروه‌های ارکسترال اتفاق عجیبی نیست. حتی گروه معروف متالیکا هم تجربه اینکه قطعات خود را به این شیوه از ورژن استودیویی خود خارج کند داشته.

با یادآوری ترانه‌های قدیمی عظیمی ما باید به این فکر کنیم که او همیشه همینطور با همین صدای خام خوانده و همیشه سبکی خلاق داشته که مستقلانه به کارش ادامه داده. علی عظیمی هم قبل از اینکه به اینجا برسد یک دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران بود که گروه «رادیو تهران» را همراه چهره‌های شاخص موسیقی‌ آلترناتیو آن روزها شکل داد.

او کارشناسی ارشد یکی از شاخه‌های رشته مهندسی دارد و موسیقی را به شکل آکادمیک شروع نکرده. تجربه اول او آلبوم معروف «رادیو تهران 88» بود که منصفانه بخواهیم بگوییم آلبوم درخشانی از کار در آمد ولی اقبالی بین سلیقه عموم مردم در دهه 80 پیدا نکرد و باعث شد گروه آنها همان زیرزمینی ماند. در نهایت علی عظیمی از ایران رفت و گروهشان به قول خارجی‌ها دیس بند شد یا از هم پاشید.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.