روزنامه هفت صبح| یکی از جذابترین شاخههای مطالعات سینمایی، کشف معادلات جامعهشناختی از راه فیلمهای سینمایی است. چه بسا فیلمهای داستانی که روایت شستهرفتهتر و دقیقتری از فضا و اتمسفر یک جامعه نسبت به آثار مستند ارائه میدهند و به گزارشهای صادقانه دوران خود بدل میشوند که روح جامعه را نیز در خود پنهان دارند. اگر دوست دارید بخشهایی از جامعه ایرانی را در دل آثار سینمایی کشف کنید ما این منو را به شما پیشنهاد میکنیم. از دهه چهل شروع کردهایم و فیلمهایی را معرفی کردهایم که بخشی از واقعیت و روح زمانه خود را منعکس کردهاند. بهخصوص آنچه در تهران طی این سالها به وقوع پیوسته است.
دهه چهل : فیلم شب قوزی از فرخ غفاری، خشت و آینه از ابراهیم گلستان، قیصر از مسعود کیمیایی، رقاصه شهر از شاپور قریب و پنجره از جلال مقدم نمایی مستند از شرایط زیست در تهران دهه چهل را به شما عرضه میکنند که البته هر پنج فیلم حاوی نگاهی بدبینانه به زندگی در این دوره هستند. هر پنج فیلم نمایشگر شبکه ارتباطات مردم، لباس پوشیدنها، تفریحات و مشکلات اجتماعی و نمایشی از ساختار و بافت شهری هستند / ستاره مرد این دهه محمد علی فردین است و ستاره زنش فروزان.
دهه پنجاه: برای آشنایی با زندگی در این دهه، گزینهها متنوعترند. به عنوان مثال گزارش از عباس کیارستمی که همچون یک سند جامعهشناختی باقی مانده است، دایره مینا از داریوش مهرجویی، بن بست از پرویز صیاد، تنگنا از امیر نادری، کندو از فریدون گله و فرار از تله از جلال مقدم آثاری هستند که میتوانید تهران را در آنها پیدا کنید و البته گوزنها ساخته مشهور مسعود کیمیایی. البته یک شاخه دیگر هم وجود دارد. شاخه فیلمهای فرزان دلجو که بهرغم ارزش اندک فیلمهایش، حاوی تصاویری از جوانان طبقه متوسط تهران است. / ستاره مرد این دهه بهروز وثوقی است و ستاره زنش فائقه آتشین.
دهه شصت : سینمای دهه شصت ایران به شکلی عجیب تصاویر متنوع و قابل ذکری از زندگی دهه شصت به دست ما نمیدهد. فضای جنگ و فضای پاستورال و روستایی فیلمها و توجه به نوجوانها، موجب شده تا تصاویر محدودی از روابط و جزئیات زندگی مردم تهران دهه شصت به دست دهند.
اما باز هم میتوان در میان چند صد فیلم تولید شده در این دهه چند نمونه را معرفی کرد. اجارهنشینها، هامون، دندان مار، شبح کژدم، مدار بسته (ساخته رحمان رضایی) و دبیرستان و زیربامهای شهر هر دو از اصغر هاشمی از معدود فیلمهای دهه شصت هستند که تهران و زنجیره ارتباطات و بافت شهری و مشکلاتش قابل ردیابی است. معدود فیلمهای مهمی که در آنها از فضای روستا و معصومیت روستاییان فاصله گرفتهاند. / ستارههای مرد این دهه جمشید هاشمپور و اکبر عبدی هستند و ستارههای زنش هم فریماه فرجامی و سوسن تسلیمی.
دهه هفتاد: در دهه هفتاد اوضاع بهتر شد. واقعگرایی شهری دوباره رونق گرفت و بهتدریج معضلات تهران پس از انقلاب به شکل مفصلتری به مرکز این نوع سینما منتقل شد. مسئله فقر و مهاجرت، مسئله بیکاری، ناامیدی، عصبیت و پرخاشگری شهروندان و از بین رفتن ارزشهای قدیمی و سنتی در این فیلمها مورد توجه قرار گرفتند با این تفاوت که اکثرا به این مقصود ساخته نشده بودند. در واقع فیلمهایی دراماتیک و جذاب بودند که از مشکلات زندگی شهری برای پیشبرد درام استفاده میکردند.
شاید بهجز فیلمهایی مثل سگکشی و دو زن. در میان فیلمهایی که تصویر دقیق از زیستن در تهران دهه هفتاد ارائه میدهند به این چند فیلم میتوانیم اشاره کنیم. مهمتر از همه آبادانیها ساخته تکاندهنده کیانوش عیاری، بودن یا نبودن باز هم از کیانوش عیاری، روسری آبی و نرگس هر دو از رخشان بنیاعتماد، عروس و شوکران هر دو از بهروز افخمی، ردپای گرگ و سلطان و اعتراض هر سه از مسعود کیمیایی
لیلا از داریوش مهرجویی، طعم گیلاس از عباس کیارستمی، مجنون و خسوف و پناهنده هر سه از رسول ملاقلیپور، آژانس شیشهای از ابراهیم حاتمیکیا، بچههای آسمان از مجید مجیدی، دو زن از تهمینه میلانی و سگکشی از بهرام بیضایی. اینها مجموعهای از فیلمهای درخشان دهه هفتاد سینمای ایران هستند که میتوانند اطلاعات جامعهشناسانه بسیار مفیدی را از سبک زندگی اقشار مختلف مردم شهرنشین به بیننده منتقل کنند./ ستارههای مرد این دهه محمدرضا فروتن و فریبرز عربنیا هستند و ستارههای زن این دهه هدیه تهرانی ونیکی کریمی.
دهه هشتاد: واقعگرایی عموما گزارشگونه و دراماتیک دهه هفتاد حالا در دهه هشتاد جای خود را به گزارشهایی انتقادی از جامعه ایرانی میدهد. بهخصوص مسئله حضور زنان در جامعه - به زعم این سینماگران - مرد سالار و همینطور تقابل ایدههای زندگی طبقه متوسط با قرائت رسمی در کانون توجه سینمای ایران قرار میگیرد. این فیلمها پیشگویانه به چالشهایی اشاره میکردند که به داستان سال 1388 ختم شد.
زیر پوست شهر از رخشان بنیاعتماد، بوتیک و بیپولی هر دو از حمید نعمتالله، نفس عمیق از پرویز شهبازی، سربازان جمعه از مسعود کیمیایی،چهارشنبه سوری و شهرزیبا هر دو از اصغر فرهادی،کنعان از مانی حقیقی، زیر نورماه از رضا میرکریمی، من ترانه 15سال دارم از رسول صدرعاملی، برف روی کاجها از پیمان معادی، مهمان مامان و سنتوری هر دو از داریوش مهرجویی، سنپترزبورگ از بهروز افخمی، به همین سادگی از رضا میرکریمی، طلا و مس از همایون اسعدیان از جمله فیلمهایی هستند که نمایی دقیق از شرایط جامعه شهری بهخصوص در تهران دهه هشتاد به مخاطب مخابره میکنند./ ستارههای مرد این دهه پرویز پرستویی، بهرام رادان و محمدرضا گلزار هستند و ستاره زن هم ترانه علیدوستی و لیلا حاتمی و مهناز افشار…
دهه نود: سینمای واقعگرایانه در دهه نود دیگر آن درخشش دهه هشتاد و هفتاد را ندارد. زیر شاخهای دیگر سینما مثل درامهای تاریخی و جنگی، فیلمهای سوررئال و کمدیهای دیوانهوار زمام سینمای ایران را در دست داشتند. با این حال باز هم میتوانستید از جامعه رنگارنگ ایران در این دهه عجیب تصاویر متنوعی را دریافت کنید با این تفاوت که کانون توجه به سمت لایههای پنهان طبقات فرودست تغییر کرده بود و طبقه متوسط دیگر هدف اول سینما نبود.
ابد و یکروز، متری شیش و نیم هر دو از سعید روستایی، مغزهای کوچک زنگزده از هومن سیدی، شنای پروانه از محمد کارت، جدایی نادر از سیمین و فروشنده هر دو از اصغر فرهادی، پرویز از مجید برزگر، آذر، شهدخت و پرویز و دیگران از بهروز افخمی، پل چوبی از مهدی کرم پور، مادر قلب اتمی از علی احمدزاده، خوک از مانی حقیقی و دراکولا از رضا عطاران شماری از فیلمهایی هستند که توانستهاند همچون آینهای ارزشهای دهه نود، واگرایی خطرناک پیش آمده در طبقه متوسط و مصائب طبقه فرودست را همزمان منعکس کنند. / ستارههای مرد این دهه نوید محمدزاده، شهاب حسینی، حامد بهداد، امیر جدیدی و ستارههای زن این دهه لیلا حاتمی، ترانه علیدوستی، پریناز ایزدیار و الناز شاکردوست هستند.



