روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی| یک: از همان ابتدای پیدایش سینما تا به‌ امروز، ادبیات همیشه یکی از منابع اقتباس اصلی سینما بوده است. اما رمان «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» را می‌توان یکی از رکورد‌داران کتاب‌های اقتباسی در سینما در نظر گرفت. این رمان فانتزی و غریب لوئیس کارول تا به‌‌حال حدود شصت‌ بار در دنیای سینما و تلویزیون منبع اقتباس بوده که آماری شگفت‌انگیز است.

آخرین نمونه آن‌ هم دو فیلم سینمایی متاسفانه نه‌چندان موفقی است که تیم برتون با تکیه بر این رمان و دنباله‌اش ساخت. اما «آلیس در سرزمین عجایب»، فیلم محصول ۱۹۱۵ دابلیو. دابلیو. یانگ، یکی از قدیمی‌ترین آثار برگرفته از رمان کارول است. اثری که بیش از یک قرن پیش ساخته شد و خوشبختانه موفق شد در گذر زمان، سالم و دست‌نخورده باقی بماند.

دو: فیلم یانگ، که اگر دو اقتباس کوتاه پیش از خودش را نادیده بگیریم، قدیمی‌ترین اقتباس بلند از رمان به‌حساب می‌آید. فیلم در اصل اقتباسی است از کتاب اصلی و دنباله آن به‌نام «آن‌سوی آینه»؛ تقریبا یک اقتباس وفادار است و آلیس را به‌عنوان یک دختر نوجوان به تصویر می‌کشد که دنبال یک خرگوش می‌افتد و در ادامه آن وارد یک دنیای اسرا‌ر‌آمیز و پر رمز و راز می‌شود.

سه: نقطه قوت نسخه سینمایی یانگ، طراحی لباس و گریم فوق‌العاده بازیگران آن است. یانگ به نظر می‌آید بسیار تحت تاثیر ژرژ ملیس، فیلمساز بزرگ فرانسوی بوده و تمام تلاشش را کرده که شخصیت‌های فیلم دقیقا همان طراحی و ظاهر نسخه کتاب را داشته باشند. پدر ویلیام پیر، کرم ابریشم و خرگوش سفید دقیقا همان چیزی هستند که لوئیس کارول مد نظر داشت.

به جز این موارد، فیلم متاسفانه ویژگی خاص دیگری ندارد. در تمام صحنه‌ها دوربین در یک جای ثابت کار گذاشته شده است و بازیگران همه مشغول کار خود هستند. هیچ نکته کارگردانی برجسته‌ای در کار یانگ دیده نمی‌شود. فراموش نکنیم که در آن سال‌ها دیوید وارک گریفیث قواعد تازه‌ای به سینما افزوده و نقش کارگردان را به کلی متحول کرده بود، اما یانگ همان روش سنتی و بدون خلاقیت را در کارگردانی در پیش می‌گیرد.

چهار: رمان کارول حجمی بیشتر از یک فیلم سینمایی دارد و در تمام این اقتباس‌هایی که تا به ‌حال صورت گرفته، معمولا گلچینی از بخش‌های مهم و پرقدرت کتاب انتخاب می‌شود. نکته جالب در مورد فیلم یانگ این است که او کاملا بر خلاف اقتباس‌های سینمایی دیگر این کتاب عمل کرده است. او صحنه‌هایی را برای فیلم خود در نظر گرفته که در دیگر فیلم‌ها و سریال‌‌های اقتباس شده چندان مورد توجه قرار نگرفته‌اند، مثل فصل آشنایی با دوشس ترسناکی که بچه‌ای را کتک می‌زند. و برعکس خیلی از صحنه‌های بسیار مشهور کتاب مثل مهمانی کلاه‌دوز در فیلم یانگ دیده نمی‌شوند!

پنج: به نظر می‌رسد این مسئله بیشتر به خاطر بی‌تجربگی یانگ بوده است. به‌ هرحال او جزو اولین کسانی بوده که به اقتباس از این کتاب دست زده (تنها پنجاه سال پس از چاپ نسخه اول کتاب!) و شناخت چندانی از بخش‌های مختلف داستان نداشته است. سال‌ها گذشت و بقیه کارگردان‌ها با آزمون و خطا و بررسی نظرات هواداران کتاب متوجه شدند که کدام بخش‌ها از بقیه محبوب‌تر هستند و کدام بخش‌ها را بهتر است نادیده گرفت. اما یانگ در اقتباس خود تنها باید از روی غریزه عمل ‌کرده است.

شش: اگر فیلم را با «آلیس در سرزمین عجایب» تیم برتون مقایسه کنیم که در حال حاضر آخرین اقتباس موجود است، مهم‌ترین چیزی که جلب توجه می‌کند جلوه‌های ویژه هر دو فیلم است. مسئله فقط پیشرفت فناوری و افزایش امکانات فیلمسازی در طول این چند دهه نیست. برتون واقعا موفق شده نگاه شخصی خودش را هم وارد داستان کارول کند. در طراحی شخصیت‌ها و فضاها، باز هم می‌توانیم ردپای خلاقیت و نبوغ او را ببینیم. چیزی که متاسفانه در فیلم یانگ دیده نمی‌شود. او ترجیح داده همان اثر کارول را به وفادارانه‌ترین شکل ممکن روی پرده بیاورد.

هفت: فیلم متاسفانه موفقیت چندانی به دست نیاورد و نه روی سینما و نه حتی روی دنیای هواداران «آلیس در سرزمین عجایب»، تاثیر چندانی نداشت. خود یانگ هم متاسفانه از فرصت کارگردانی که نصیبش شده بود به خوبی استفاده نکرد. او دیگر نتوانست شانسی برای فیلمسازی پیدا کند. اصولا در کل تاریخ سینما دیگر اثری از دابلیو. دابلیو. یانگ نمی‌بینیم، جز مستندی به‌‌نام «راز زندگی» که او تدوینگرش بوده است. متاسفانه در همین یک فیلمی هم که ساخت مهارت چندانی دیده نمی‌شود که بخواهیم او را یک استعداد ازدست رفته بنامیم.

هشت: از یانگ عجیب‌تر، بازیگر اصلی فیلم، وایولا سَووی بود که او هم متاسفانه در سینمایی به جایی نرسید. سَووی تا پیش از این فیلم بازیگر مطرحی در دنیای تئاتر بود و آثار درخشانی از خود به‌جای گذاشته بود. او از دوران کودکی وارد صحنه شده بود و تا زمان بازی در نقش آلیس در نوجوانی، ۱۲۵ بار روی صحنه رفته بود.

خیلی‌ها معتقد بودند او یکی از استعدادهای آینده‌دار سینما خواهد بود. او در سال ۱۹۱۵ در دو فیلم سینمایی (از جمله همین «آلیس در سرزمین عجایب») فرصت بازی پیدا کرد. ولی متاسفانه کارنامه سینمایی او به همین دو مورد محدود ماند. او از دنیای سینما فاصله گرفت و دیگر هرگز برنگشت. جالب این است که عمر طولانی هم داشت و تا سال ۱۹۸۷ زنده بود. متاسفانه اطلاعات چندانی از او در نیست. دنیای سینما هم با بی‌رحمی با او رفتار کرد و هیچ مصاحبه یا جزئیاتی از زندگی سَووی دیده نمی‌شود.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.