روزنامه هفت صبح، گروه بازار| چند ماشین روبهروی مغازه پارک کردهاند و کاپوتها بالاست. یک ماشین روی چال رفته و یک نفر داخل چال با قطعات موتور ور میرود. اینجا مکانیکی آقاصابر است، خودش و دو پسرش و یک شاگرد آن را میچرخانند. ۵۰سال برای مکانیک بودن اصلا کم نیست، به قول خودش از دوران ماشینهای قدیمی شورولت و بیوک و کامارو و پیکان جوانان تا حالا که روی پراید و تیبا و پژو کار میکند، مکانیک است.
البته حالا دیگر فقط عیب کار را پیدا میکند و آخر کار وقتی پسران و شاگردش کار را تمام کردند، هزینه را حساب میکند و پول را میگیرد. یعنی تنها کسی که اینجا پول میگیرد آقا صابر است. حتی اگر یک روز مغازه نباشد، مشتری پول را فردا میآورد و به خود آقا صابر تحویل میدهد. میگوید قانون مغازه من این است. حساب و کتابش را دست کسی نمیدهد. با این اوصاف بعد از ۵۰سال مکانیکی و تعمیر بیش از هزاران ماشین مختلف او معتقد است پولی که از مکانیکی به دست میآید به زحمتش نمیارزد.
به قول آقا صابر دیگر روغن و سیاهی با پوست دستانش عجین شده و با اینکه چند سال است فقط بالای سر کار است، اما هنوز شبها بوی روغن و گیریس و بنزین میدهد. اما چهرهاش وقتی دستمزدش را از مشتری میگیرد دیدنی است، پسرانش میگویند در طول روز فقط وقت حساب و کتاب لبخند میزند. وقتی از او میپرسیم دخل امروز چقدر بود نگاهی به آسمان میکند و میگوید تا غروب نباید دخل را بست. اما آنقدر هم سفت و سخت نیست که نگوید عدد توی دخلش گاهی یک تا دو میلیون است و گاهی حتی به پنج میلیون تومان هم میرسد.
اینکه میگویند کار مکانیکی سود خالص است واقعیت دارد؟
چطور سود خالص است؟ به خاطر اینکه چیزی نمیخریم و نمیفروشیم؟ حق هم دارند چون کسی هزینههای ما را نمیبیند. همین الان یک آچار چرخ چهار پر شکست. جنس خوب بخواهید بخرید کمتر از دو میلیون تومان نیست. یک گشتاورسنج بشکند حداقل باید هفت میلیون تومان هزینه کنیم.
ابزار ما حکم اجناس مغازههای دیگر را دارد که میفروشند و پول میگیرند اگر این ابزار را نداشته باشیم نمیتوانیم پول در بیاوریم. مغازه مال خودم است ولی بالاخره پول برق و آب و گاز و هزار مدل هزینه و مالیات و عوارض و دارایی هم هست. سود خالص برای کسی است که صاف و درست کار نکند. یک نگاه به ماشین مشتری بیندازد و هزار تا عیب و ایراد الکی روی آن بگذارد و کلی پول بگیرد. من در این ۵۰ سال فقط عیب ماشین را تعمیر کردم و هیچ عیب الکی روی ماشین کسی نگذاشتهام. من اینقدر مشتری دارم که اصلا به این چیزها فکر نمیکنم.
یعنی اگر اینقدر مشتری نداشتید این کار را میکردید؟ یا منظورتان این است کسانی که سرشان خلوت است این مدلی کار میکنند؟
نه من به کسی تهمت نمیزنم ولی از روز اول خودم بنای کارم را به صداقت گذاشتم. من ۵۰سال پیش شاگرد مردی به نام حجت بودم. همیشه میگفت نان حلال هرچقدر هم که کم باشد ولی برکتش چندبرابر است.
حرفش همیشه یادم است. من تا وقتی استادم زنده بود با اینکه میتوانستم برای خودم مغازه بزنم ولی کنارش ماندم چون پیر شده بود و سخت میتوانست کار کند و خرج زندگیاش هم بالا بود. همه کارها را من انجام میدادم ولی باز هم حقوق شاگردی میگرفتم. من این مدلی مکانیک شدم. از مردی کار یاد گرفتم که همیشه میگفت ماشین مردم تا وقتی زیر دست توست، مال خودت است. طوری روی آن کار کن که روی ماشین خودت کار میکنی.
مکانیکهای آن مدلی چطوری کار میکنند؟ شگردشان چیست؟
شگردشان این است که از ندانستن مردم سوءاستفاده میکنند. به خصوص از خانمها که از قسمت فنی ماشین چیزی سر در نمیآورند. همیشه به خانمهایی که پیش من میآیند، بخش فنی ماشین را توضیح میدهم. میگویم اینجا چیست. شمع اینجاست و اینجوری کار میکند همه چیز را توضیح میدهم که اگر یک روز من نبودم کسی سرشان را کلاه نگذارد. اما همه اینجوری نیستند. البته مکانیکهای بیانصاف فقط سر خانمها کلاه نمیگذارند. بعضی از مردها که تازه ماشین خریدهاند و خیلی وارد نیستند هم توی دام میافتند.
اگر بخواهیم موردی صحبت کنیم بیشتر روی چه چیزهایی سوءاستفاده میکنند؟
مکانیکی کار بلد است که تا جایی که امکان دارد قطعه خود ماشین را درست کند. اینطوری صاحب ماشین هم هزینهاش بالا نمیرود ولی بعضی از مکانیکها تا ماشین را میبینند سریع میگویند فلان قطعه را برو از مغازه کناری بخر و بیا. این وسط یک بده و بستان هم با مغازه کناریاش دارد و سود میکند. تازه کاش کار اینجا تمام شود.
بعضیها آن قطعه نو را که مشتری خریده روی ماشین نمیاندازند و یک قطعه دست دوم جای آن میگذارند و آن را برای خودشان بر میدارند. مثلا شمع دست دوم را که از روی ماشین دیگر باز کردهاند روی ماشین شما میبندند و پول شمع نو را میگیرند و شمع شما را بر میدارند و روی یک ماشین دیگر میاندازند. چند روز پیش یک مشتری داشتم که فقط فیوز پمپ بنزینش سوخته بود و مشکلش با ۱۰هزار تومان حل میشد ولی طرف به او گفته بود پمپ بنزینت سوخته و برو نو بخر.
او هم پمپ بنزین نو را برداشته بود و فقط فیوزش را عوض کرده بود. وقتی ماشین را پیش من آورد من به او گفتم این پمپ که کهنه است و اصلا عوض نشده و تازه یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان دستمزد از او گرفته بود. مثلا بعضی وقتها مشکل موتور از سرسیلندر است ولی میگویند کل موتور باید پایین بیاید. این موردها بیشتر برای خانمهای جوان پیش میآید. چند روز پیش یک پدر و دختری پیش من آمدند که ماشین تیبا داشتند. مکانیک گفته بود موتور را تعمیر کرده و با تخفیف از آنها ۱۷میلیون تومان گرفته بود در صورتی که اصلا به موتور دست نزده بود و فقط سرسیلندر را تعمیر کرده بود.
مهمترین شگرد اینجور مکانیکها چیست؟
این تعویض قطعات و عیب گذاشتنهای الکی ریزه کاری است. گاهی وقتها ماشین را میخوابانند تا هیچ کاری از دستتان بر نیاید. اینجوری مجبوری هرچه مکانیک میگوید قبول کنید.
خواباندن ماشین یعنی چی؟
یعنی طوری زمینگیرش میکنند که اگر بخواهید ماشین را ببرید باید با جرثقیل آن را ببرید و کلی هزینه بدهید. موتور را پایین میآورند و چهار چرخ را خالی میکنند و یک اتاق میماند. بعد وقتی ماشین زمینگیر میشود هرچه مکانیک میگوید باید قبول کنید. اگر بگویید نمیخواهم و ماشینم را بدهید تا برویم تازه اینجور وقتها هزینه جمع کردن ماشین را هم باید حساب کنید. میگویند پنج میلیون هزینه جمع کردن ماشین میشود در صورتی که هیچ کاری برای آن انجام ندادهاند.
در این شرایط چه کار باید بکنیم؟
خیلی سریع به هر مکانیکی اعتماد نکنید. اگر یک مکانیک میگوید حال موتور خراب است همانجا ماشین را نخوابانید. اگر مکانیک آشناست و چند سال است او را میشناسید که هیچ ولی اگر نمیشناسید ماشین را چند جا نشان بدهید چون تا دلتان بخواهد مکانیک با انصاف داریم و این افرادی که صنف ما را لکهدار کردند تعدادشان زیاد نیست و اگر حوصله داشته باشید و بروید اتحادیه از آنها شکایت کنید تعدادشان کمتر هم میشود.
نکته مهم دیگر این است که ماشین را به امان خدا رها نکنید و نروید. تا آخر کار بالای سر ماشین بمانید. من اصلا ناراحت نمیشوم مشتری کنارم باشد. خیالم راحت است خودش میبیند که چه کارهایی انجام میدهم. وقتی سوئیچ ماشین را میدهید و بعد از چند ساعت برگردید ممکن است هر کاری دلشان میخواهد با ماشین شما انجام بدهند. همین حالا روی جلو بندی یک پراید داریم کار میکنیم که فقط لاستیک تعادل جلوبندیاش پاره شده بود.
قیمت این لاستیک حداکثر ۵۰ هزار تومان است. اما اگر پاره شود جلوبندی ماشین بد جور صدا میدهد و صاحب ماشین فکر میکند جلو بندی خراب شده. مکانیک هم از ناآگاهی مشتری استفاده میکند و میگوید دست کامل جلوبندی را عوض کردیم و دو میلیون تومان میگیرد. یا یک اتصال یا برق دزدی را با یک فیوز چند هزار تومانی درست میکنند و بعد میگویند سیمکشی را تعمیر کردیم و دستمزدش سه میلیون تومان میشود.
الان دستمزدها چطوری است؟ بیشترین دستمزدی که برای تعمیر ماشین میگیرید چقدر است؟
بیشترین دستمزد برای پایین آوردن موتور است که بین سه تا ۱۰میلیون تومان است. البته ماشینهای خارجی فرق دارد. من قیمت ماشینهای تولید داخل را میگویم. تعویض تسمه دینام حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰هزار تومان است. دستمزد تسمه تایم بین ۳۰۰ تا یک میلیون تومان است.
تعویض شمع و وایر بین ۵۰ تا ۱۰۰هزار تومان. تعویض لنت جلو بین ۵۰ تا ۱۰۰هزارتومان و لنت عقب بین ۱۵۰ تا ۳۰۰هزار تومان است. دستمزد گیربکس دندهای بین یک میلیون و ۵۰۰ تا شش میلیون تومان است. تعویض پمپ بنزین هم حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰هزار تومان دستمزد دارد. برای تعویض بلبرینگ چرخ بین ۲۰۰ تا ۳۰۰هزارتومان و برای تعویض کله پلوس بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان دستمزد میگیریم.
تعویض جلوبندی کامل پراید بین ۳۰۰ تا ۵۰۰هزار تومان دستمزد دارد. تعویض دیسک و صفحه کلاچ هم تقریبا هم قیمت دستمزد گیربکس است، یعنی یک میلیون و ۵۰۰هزار تومان تا شش میلیون تومان. البته بستگی به ماشین دارد. مثلا اینطوری بگویم تعویض دیسک و صفحه کلاچ پراید یک میلیون و ۵۰۰هزار تومان دستمزد میگیریم ولی برای ماشینهای خارجی تا شش میلیون تومان هم میرسد.
با این اوصاف بیشترین و کمترین درآمدتان در روز چقدر است؟
بستگی به روزش دارد. گاهی وقتها کارها جزئی است و دستمزدی که میگیریم به ۶۰۰ تا ۷۰۰هزار تومان هم نمیرسد. بعضی روزها پشت سر هم چند ماشین موتور خراب داریم، خب دستمزدها بهتر میشود ولی من همیشه خدا را شکر میکنم . خرج من ۵۰سال است از این مغازه در میآید. زندگی دو پسرم و یک شاگردم با این مغازه میچرخد.
خودتان هم قطعه میفروشید؟
اصلا این کار را نمیکنم. من فقط میگویم چه قطعهای نیاز دارم و به مشتری میگویم چه چیزی بخرد. حتی نمیگویم از کدام مغازه بخرد. جلوی چشم مشتری هم قطعه را روی ماشین میگذارم.
اگر بخواهیم برآیند این روزها را حساب کنیم آخر ماه چقدر درآمد دارید؟
هر ماه متفاوت است. مثل هم نیست ولی اگر بخواهم خرج در رفته و با حساب استهلاک بنویسم ماهی بین ۷۰ تا ۸۰ میلیون میماند که بین هم تقسیم میکنیم.
این که گفتید هر ماه متفاوت است، چه زمانی سرتان شلوغ است و در آمدتان بهتر است؟
تابستان زمان خوبی برای مکانیکهاست. مردم قبل از مسافرت یک سر به ما میزنند تا با خیال راحت به سفر بروند. بعد از مسافرت هم یکسری پیش ما میآیند تا ماشینی را که خیلی از آن کار کشیدهاند تعمیر کنند. شب عید هم زمان خوبی است. البته بعضی از روزهای زمستان هم مشتری زیاد است. روزهای برفی اینجا ماشین ردیف میشود. موتورهای یخ زده که استارت نمیخورند و ….
در روزهای هفته چطور؟
جمعهها کمتر مشتری داریم ولی به جای آن پنجشنبه مشتری بیشتر است. شنبهها هم مشتری بیشتر است چون جمعه رفتهاند کوه و دشت و سر ماشین بلا آوردهاند.
سختی کار مکانیکی چیست؟
همین که امانت مردم دستمان است خودش سختترین کار است. باید حواسمان به ماشین مردم باشد به خصوص وقتی میخواهیم موتور ماشین را پایین بیاوریم یا با جک بالا بر کار کنیم نباید به بدنه ماشین مردم آسیب بزنیم. یا زمانی که داریم روی موتور کار میکنیم نزنیم یک جای دیگر خراب شود. مثل جراحی میماند. اگر حواسمان نباشد یک قسمت دیگر را خراب میکنیم و این کار درست نیست. به غیر از این سختیها ما اصلا استراحت نداریم.
هر روز هفته از ساعت هفت صبح تا ده شب مغازه ما باز است. گاهی مشتری ماشینش را لازم دارد و ممکن است بچهها تا نیمه شب بمانند و ماشین را تحویل بدهند. من البته دیگر کار سنگین نمیکنم و بیشتر عیب را پیدا میکنم و به بچهها میگویم. قدیم یا توی چال بودم یا زیر ماشین. الان از این چرخهای فلزی آمده که رویش میخوابی و میروی زیر ماشین. ما آن زمانها روی آسفالت ساعتها دراز میکشیدیم و ماشین تعمیر میکردیم.
همیشه کمرم زخم بود. یا زمانی که توی چال بودم مدام گردن درد داشتم. تو زمستان و سرما و برف باید کار کنیم و توی گرمای چهل درجه باید با روغن و موتور و گیریس سر و کار داشته باشیم. دستهای من دیگر سیاه شده، لای هر چین و چروک و خط دستم سیاهی خانه کرده. همه فکر میکنند مکانیکها یک آچار به ماشین میاندازند و کلی پول میگیرند ولی واقعا اینطوری نیست اگر بخواهی درست کار کنی واقعا خسته و فرسوده میشوی. این را کسی میگوید که ۵۰ سال است مکانیکی کرده و همه جور ماشین دیده.
به کسی هم آموزش میدهید؟
بله من سالی چند شاگرد میگیرم. همه کار را از من یاد میگیرند و میروند برای خودشان اوستای کار میشوند و مغازه میزنند.
پول هم میگیرید؟
نه. من خودم وقتی شاگرد آقا حجت خدا بیامرز بودم هیچی نداشتم. این جوانها میآیند که کار یاد بگیرند و روزی در بیاورند. هیچ پولی نمیگیرم. همه فوت وفن کار و فن آخر استاد را هم یادشان میدهم که توی کار نمانند. تازه تا وقتی کار میکنند غذا و عصرانه با من است و حتی به آنها حقوق هم میدهم که دلشان به کار خوش باشد. کار مکانیکی حسابش جداست. همیشه داستان اوستا و شاگرد بوده و همیشه هم میماند. بعضیها میروند درسش را میخوانند و مدرک هم میگیرند ولی وقتی پیش من میآیند اصلا نمیدانند تفاوت دسته موتور و سر سیلندر چیست. باید کار را ببینی تا یاد بگیری. باید روغن و گیریس و بوی تلخ بنزین همیشه توی جانت باشد تا مکانیک شوی.
الان اگر کسی بخواهد مغازه مکانیکی راه بیندازد چقدر باید سرمایه داشته باشد؟
شما یک نگاهی به قیمت ابزار بیندازید از مغازه زدن پشیمان میشوید. کرایه مغازه هم که این روزها خیلی زیاد است. فکر میکنم بدون اجاره مغازه حداقل باید ۱۰۰میلیون تومان پول خرید ابزار بدهد. یک آچار ترکمتر که گشتاور ماشین را میسنجد زیر شش میلیون تومان نیست. قیمت یک انبربست پلوس معمولی حدود یک میلیون تومان است.
آچار شلاقی معمولی زیر ۷۰۰هزار تومان پیدا نمیشود. قیمت جک سوسماری دو تن از دو میلیون و ۵۰۰هزار تومان به بالاست. حالا قیمت انواع آچار و آچار آلن و انبردست و انبر قفلی آچار فرانسه و دهها وسیله دیگر را نمیگویم. اگر یکی از این وسایل را نداشته باشی کارت لنگ میماند. اینها همه خرج دارد برای همین میگویم کار پرخرجی است و آنطور که میگویند کار صددرصد سوددهی نیست.



