روزنامه هفت صبح| یک: چند روز قبل داشتم سخنرانی یک سینماگر مشهور نسل اول ایران را میدیدم که سالهاست مهاجرت کرده. درباره جامعه ایرانی. در اینستاگرام وایرال شده بود. سخنران عزیز خیلی مسلط و فصیح حرف میزد. خب دو سه بار گوش کردم و به نظرم حرفهایش چندان درست به نظر نمیرسید. یک فرضیه بود که بهعنوان یک حکم مطرح میکرد. یادم افتاد وقتی که حرفهای ابراهیم گلستان را هم میخواندم و میشنیدم مدام در مورد اعتبار برخی نظریههایش به شک میافتادم.
چگونه اینگونه با اعتمادبهنفس بر فراز تاریخ و اعصار حرکت میکند و احکام تاریخی بنیانیاش را صادر میکند؟ حکایتی از نجف دریابندری خواندم که روزی در یک ضیافت، وقتی یک سینماگر مشهور اهل جنوب (به جز گلستان) بحث را به تاریخ و روح جمعی ایرانیان میبرد، دریابندری با همان طنز ویژهاش از خانم میزبان خواسته که تو را به خدا شام را بیاورید تا مجبور نشویم اینطور چیزها را گوش کنیم. این میل مفرط هنرمندان سرشناس ما به نظریهبافی درباره ساحت انسان ایرانی و مخاطرات تاریخیاش آزارنده است. یا قطعهای که از غلامحسین ساعدی وایرال شده و …
هر کسی حق دارد بسته به دانش و اعتماد به نفسش درباره پدیدههای تاریخی و اجتماعی و سیاسی نظر بدهد.ولی لازم است که ما هم این تئوریها را به شکل احکام مطمئن در نظر نگیریم. به هرحال این فرضیهها از اینگونه دوستان هنرمند باید در اولویتهای دوم و سوم قرار بگیرند. پس از ایدههای مثلا حاتم قادری و شایگان و نصر و طباطبایینژاد و زرشناس و زرکوب و مسکوب.
دو: مجری شبکه سه آمده درباره جنگ غزه تحلیل کند با یک شال و بقیه داستانها. خب چه میگوید؟ تقریبا هیچ چیز. در بهترین ساعت برنامه شبکه سه حرفهایش بیشتر رجزخوانی است و حرفهای کف بازار. حتی به عنوان یک مجری از ایجاد ارتباط با مخاطب و جلب سمپاتی از سوی آنها ناتوان است. اما به او میز اجرا دادهاند و مستقیم حرف میزند و احساس میکند شور انقلابیاش به او این مجوز را میدهد که مجری بدی باشد. حماسه مردم غزه شایسته تحلیلگرها و مجریان بهتری است.
سه: برای برنامهای مجبور شدم اسپایدرمن2 را ببینم. همین کارتون عجیبوغریبی که در سال 2023 اکران شده است. خب پر از خزعبلاتی درباره دنیاهای موازی و نسخههای چندگانه از هر یک از ماست که خب دیگر در هر فیلم و انیمیشنی که میبینی ردپای این فرضیه هم قابل شناسایی است. مثل همان چیزی که مثلا در کارتون مشهور بن تن هم میبینیم و سریالهایی مثل دارک.
اما جدا از این مسئله این انیمیشن از ضرباهنگ خارقالعادهای برخوردار است و میزان اطلاعات و نشانهها و کدهایی که مدام به سمت چشم و ذهنت ارسال میشود و اشارات و ارجاعات مدام به فرامتن این کارتون، شگفتانگیز است. حتی به نسخههای سینمایی اسپایدرمن و شخصیتهایی که توسط توبی مگوایر و اندرو گارفیلد بازی شدند اشاره میشود. هضم و دریافت چنین کارتونهایی به ذهن پیچیدهتری نیازمند است. کودکانی که با دیدن چنین کارتونهایی بزرگ میشوند ناخودآگاه سرعت انتقال بیشتری خواهند داشت. البته که این یک فرضیه است.



