روزنامه هفت صبح| یک: تمایز ورزش ایران در بازیهای آسیایی به بقیه کشورهای منطقه، دقیقا خلاصه میشود در درخشش ورزش بانوان. خانمهایی که با استفاده از امکانات، مجموعهای از مدالهای نقره و برنز را در تکواندو، ووشو، کوراش، دوچرخهسواری و… بهدست آوردهاند. این موهبتی است که از دسترس کشورهایی مثل عربستان و امارات کاملا دور است و اتفاقا و واقعا نشانهای از توسعهیافتگی اجتماعی در ایران ما. غیرقابل انکار است. اما شخصا نگرانم که برخی نگاهها و سیاستهایی که صدای گرومبگرومبشان را میشنویم جلوی حرکت پیشرونده ورزش زنان ایران را بگیرند.
دو: تیم والیبال ایران به اوکراین و جمهوری چک هم باخت. خیلی هم سزاوارانه باخت. شکست حقش بود و حریفان از ایران بهتر بودند. یکسال پیش هشدار دادیم. اما همهاش گفتند صبر کنید. نتیجه خواهیم گرفت، فرصت دهید. آقای عطایی تاکتیک خاص خود را داشتند در مصاحبهها و مدام خودشان را با سرمربیهای خارجی مقایسه میکردند و در موضع مظلومیت قرار میدادند و دوستشان جناب کارخانه هم که با مجموعهایی از اندرزها و رهنمودها، به کمک ایشان میآمدند و همچون روایتهای کلیله و دمنه ما را با مقایسهها و استدلالهای خاص خود هدایت میکردند.
حالا با اینهمه بازی بینالمللی و اینهمه تجربه درجه یک، تیمملی ایران به حریف زبانبسته بیآزاری بدل شده که از تیمهای درجه دوم اروپایی هم شکست میخورد. اشکال ندارد. جناب داورزنی، آقای کارخانه، آن گزارشگر تلویزیونی که در مورد شکستهای شاگردان آلکنو روی آنتن زنده بغض کردی (مثل کاری که خیابانی در مورد کیروش انجام میداد و حالا هم از به یاد آوردنش ذرهای شرمسار نیست) باز هم بر ایدههایتان پافشاری کنید و فاکتور عقل را با توجیهات بیارزش و کمارزش نادیده بگیرید.
همانطور که رضا عنایتی هم انتخابش بهعنوان سرمربی تیم امید نشانه بارز خاموش کردن چراغ عقل و خرد بوده است و حالا در لحن طلبکارانه ایشان در بازگشت از هانگژو میتوانید پاداش خودتان را تحویل بگیرید.



