روزنامه هفت صبح| فهرست زیر به بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران اختصاص ندارد. به هیچوجه. فیلمهایی را آوردهایم که نقاط عطف تاریخی سینمای ما را شکل دادهاند. یا از رویکردهای مغفول جامعه ایرانی پردهبرداری کردهاند و یا موجهایی را بهدنبال خود داشتهاند. فیلمهایی که همچون نمونههای جامعهشناسانه در تاریخ سینمای ایران ثبت شدهاند و حرکت سینما پس از خود را نیز تنظیم کردهاند. میشد فیلمهایی مثل گوزنها، تنگنا، در امتداد شب، مادیان، باشو غریبه کوچک، عقابها، دزد عروسکها، از کرخه تا راین، لیلا، شوکران و اخراجیها را نیز در این لیست تاثیرگذاران قرار داد.
گنج قارون/1344 تا قبل از گنج قارون سینمای ایران یک صنعت محدود و نهچندان سودمند بود و قافیه را به شکل ملموسی به سینمای خارجی باخته بود. با گنج قارون فیلمفارسی ابعادی غولآسا پیدا میکند و یک سیطره دهساله را بر فرهنگ ایرانی پیدا میکند. گنج قارون را سیامک یاسمی ساخت و فردین و فروزان و …ستارههای این ورسیون اریژینال سینمای فارسی بودند. با مجموعهای از رویا بافی و رقص و آواز.
فیلم در واقع پاسخ سینمای ایران به سنگام سینمای هند بود. با این فیلم فردین و فروزان هم دوران خاص خود را شروع کردند. نقش چنگیز جلیلوند و عهدیه و ایرج را نیز باید در نظر داشت. هشتصد هزار نفر از جمعیت دو میلیونی آن وقت تهران، بلیت گنج قارون را خریدند و برای تماشای فیلم به سینماها رفتند.
گاو/1348 دیگر وقتش بود که سینمای ایران نسخه روشنفکرانه خود را نیز تولید کند. در تحرکات تیم فرح دیبا که با برگزاری جشن هنر شیراز و تاسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به اوج خود رسیده بود و در رونق ناگهانی تئاتر و موسیقی و معماری، سینما نیز لاجرم باید به این موج هنر روشنفکرانه میپیوست و قرعه بهنام مهرجویی جوان افتاد و داستانی از غلامحسین ساعدی و بازی حیرتانگیز عزتالله انتظامی. گاو سرمشق سینمای روشنفکرانه ایران تا سالهای سال باقی ماند.
قیصر /1348 حاصل جمع عشق به سینمای کلاسیک آمریکا و دلبستگی به جریانات چریکی داخلی، سینمای خیابانی ایران را به دنیا آورد. مشابه اتفاقی که در موسیقی پاپ ایرانی هم رخ داده بود. مسعود کیمیایی جوان، فیلمی آتشین و قدرتمند ساخت که همچون پیچک از پایههای فیلمفارسی بالا میرود اما خودش را به سقفها و دیوارهای دیگری میرساند. قیصر نمایشی از توان تکنیکی مغفول سینمای ایران در روایت بود. بدون دلبستگیهای روشنفکرانه و یا باج دادن به تماشاگر فیلمفارسی.
گزارش/ 1355 از اولین فیلمهایی که طبقه متوسط شهری و مشکلات و دغدغههایشان را به تصویر کشید. روایتی که هنوز هم گیرا وکارآمد است و ظرفیت سینما را به عنوان یک گزارشگر صادق شرایط جامعه به نمایش میگذارد.
دونده/ 1363 در سرگیجه مسئولان سینمایی ایران برای بنای یک ساختار سینمایی رسمی در ابتدای دهه شصت، این فیلم خاص امیر نادری که با سرمایه و مشاورت کانون پرورش فکری ساخته شده بود دو سه تا جایزه ناب اروپایی به دست میآورد و توجه مسئولان را به پتانسیل جمع شده در سینمای بعد از انقلاب ایران و استفاده از موفقیتهای بینالمللی به عنوان راهی برای عرضاندام بینالمللی جلب میکند.
خانه دوست کجاست؟/ 1365 باز هم فیلمی از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که پرتره کودکان معصوم و سمج و دونده را به عنوان امضای سینمای ایران ثبت میکند. خانه دوست کجاست تاکید بر روندی است که با دونده و باشو غریبه کوچک و کارهای تلویزیونی پوراحمد شروع شده بود.
هامون/1368 فیلم گزنده و سرگرمکننده داریوش مهرجویی درباره شرایط روشنفکران در جامعه ایران پس از انقلاب از همان ابتدا با جاهطلبی لذتبخشی ساخته شده بود اما توانست خودش را به عنوان نسخهای از اولین نشانههای سرگشتگی طبقه متوسط ایرانی در فضای انقلابی و مذهبی دهه شصت بهنمایش بگذارد. فیلمی درخشان که همیشه این احتمال را ایجاد میکند که به عنوان یک نسخه تقلیدی از سینمای روشنفکران اروپایی تخطئه شود.
کلوزآپ/ 1368 سبک مشهور کیارستمی در واقعنمایی یک روایت عجیب و محیرالعقول، در این فیلم به کمال میرسد و یک شاهکار در استانداردهای جهانی و به عنوان اثری در تکمیل زبان سینما را به ثبت میرساند. مثل بسیاری از فیلمهای کیارستمی در کنار خط داستان عجیبش، روایتی دقیق از شرایط روز جامعه نیز هست.
عروس/ 1369 بازگرداندن جاذبه روایت کلاسیک به سینمای ایران و استفاده تصویری از زیبایی صورت بازیگر زن به عنوان یکی از شالودههای قدیمی تاریخ سینما. موفقیت تجاری این فیلم راه را برای حضور دوباره بازیگران زن در سینمای ایران به شکل کامل باز کرد. اتفاقی که تا به امروز نیز ادامه داشته است. البته منظورم تا سال قبل بود!
سارا/1370 اولین نمونههای فیلمی از سینمای ایران که متوجه شد پرداختن به جایگاه زنان، محملی میتواند باشد برای نمایش تمام تعارضاتی که جامعه ایرانی در دهههای شصت و هفتاد با آنها دست به گریبان هستند.
آژانس شیشهای/ 1375 پس از عروسیخوبان مخملباف در دهه شصت، آژانس شیشهای دومین فیلم داخل نظام بود که سویههای انتقادی و سیاسی غلیظی داشت و توانست با رویکرد معترضانه خود و داستان دراماتیک و تاثیرگذارش، طرفداران فراوانی را در میان مخاطبان سینمای ایران جذب کند. آژانس شیشهای اولین فیلمی بود که جبههبندیهای تازه فضای سیاسی ایران را قبل از دوم خرداد به تصویر کشیده بود.
بچههای آسمان/ 1376 اولین فیلم ایرانی که توانست دیوار جشنوارههای اروپایی را بشکند و راهی اسکار شود. اولین فیلم ایرانی پس از انقلاب که مخاطب قابلتوجهی در کشورهای آسیایی و اروپایی پیدا کرد و راه دیگری را پیش پای سینمای ایران گشود. بچههای آسمان همچنان بهترین فیلم مجیدی است.
طعم گیلاس/1377 اولین فیلم سینمای ایران که توانست به نخل طلای کن برسد و جایگاه سینمای ایران به عنوان مهمترین جریان سینمایی دهه نود میلادی در جهان و عباس کیارستمی را به عنوان مهمترین فیلمساز در عرصه بینالمللی در این دهه تثبیت کند.
نفس عمیق/1381 اولین فیلم سینمای ایران که مسئله جوانان در برابر قرائت رسمی حاکمیت را به چالش کشید. جوانهایی که در یک فضای فرهنگی و عاطفی کاملا جدا از فضای حاکمیتی کشور غوطه میخوردند و راهشان از فرهنگ رسمی کاملا جدا بود. این فیلم شهبازی، فرجام تلخی را برای اینگونه از جوانان و رابطههای معصومانهشان پیشبینی کرده بود.
درباره الی/ 1388 پرترهای کامل و جامع از شرایط زیستی دوگانه طبقه متوسط ایرانی در بستری به شدت واقعگرایانه. یک سند اجتماعی کامل و دقیق. تاثیر این فیلم بر بخشی از سینماگران جوان ایرانی غیرقابل انکار بود.
جدایی نادر از سیمین/ 1389 نخستین فیلم ایرانی که به عنوان اثری کامل و استاندارد و به دور از جاذبههای اگزوتیک زندگی در ایران از نگاه غربیها، مورد تحسین قرار میگیرد و هم اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را میبرد و هم در فیلمنامه کاندیدا میشود.



