روزنامه هفت صبح، فاطمه شیخعلیزاده| یکی از جراحان مشهور بیمارستان طالقانی واقع در شمال تهران در اقدامی هولناک به قتل رسید و این موضوع در حالی اعلام شد که در ابتدا فرضیه خودکشی این پزشک مطرح شده بود. صبح سهشنبه 4 مهر ماه امسال، همکاران دکتر مشهور بیمارستان طالقانی تهران بهنام دکتر (سیدمهدی.ت) متوجه غیبت آقای دکتر در بیمارستان شدند، در حالی که غیبت بیاطلاع آقای دکتر برای همه امری غریب و کمسابقه بود.
با طولانی شدن غیبت آقای دکتر که تخصص کولورکتال داشت،کادر درمان بیمارستان که گمان میکردند اتفاقی ناگوار برای او رقم خورده باشد، موضوع را از طريق خانواده او پیگیری کردند اما خانواده دکتر هم از اینکه او به محل کارش مراجعه نکرده بود شوکه شده و همانند همکارانش نگران حال او شدند.
کشف جسد پزشک روی ریل قطار
بلافاصله موضوع ناپدید شدن جراح معروف به پلیس اعلام شد و غروب روز سهشنبه در حالیکه تنها چند ساعت از گم شدن این جراح 37 ساله میگذشت، جسد او روی ریل راهآهن شمسآباد در نزدیکی شهرری در جنوب تهران توسط کارکنان راهآهن کشف شد. به این ترتیب رسیدگی به موضوع بلافاصله در دستور کار بازپرس ویژه قتل قرار گرفت و تیم جنایی به همراه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران و همچنین تیم تشخیص هویت راهی محل حادثه شدند.
در حالیکه در وسایل شخصی دکتر دلنوشتههای غمانگیزی کشف شده بود که در آن دکتر به بیمیلی خود برای ادامه زندگی اشاره کرده بود و همچنین با توجه به اینکه بررسیهای ابتدایی نشان میداد شلیک گلولهای از فاصله کم به سر جراح مشهور سبب مرگ او شده بود؛ در ابتدا فرضیه خودکشی این پزشک رقم خورد.
فرضیه خودکشی کمرنگ شد
در حالیکه در ابتدا فرضیه خودکشی پزشک مطرح بود؛ بررسیهای بعدی حکایت از آن داشت که تیراندازی در محلی دیگر رخ داده و سپس جسد دکتر به روی ریل راهآهن منتقل شده است. همچنین اسلحهای که با آن به سر دکتر شلیک شده در محل کشف جسد پیدا نشد که به فرضیه قتل دامن زد.
به این ترتیب فرضیه خودکشی این پزشک منتفی شده و رسیدگی به پرونده با موضوع قتل در دستور کار قضایی قرار گرفت. اقدامات ابتدایی از جمله انگشتنگاری و بازبینی دوربینهای مداربسته برای یافتن ردی از عاملان جنایت در دستور کار جنایی قرار گرفت و تاکنون سرنخی از قاتل بهدست نیامده و تلاش کارآگاهان ادامه دارد.
یکی از نزدیکان این جراح مشهور در گفتوگو با خبرنگار هفتصبح گفت: «دکتر اهل شهرستان زواره از توابع استان اصفهان بود و تحصیلات دوران ابتدایی و دبیرستان خود را در آن شهر گذرانده بود. او با تلاش بسیار موفق به اخذ مدرک فوقتخصص کولورکتال شده. همچنین استاد دانشگاه بود چون دلش میخواست دانش خود را به بقیه انتقال دهد. همیشه او را در حال مطالعه مقالات روز دنیا میدیدیم و انسان بسیار باهوش و باسوادی بود. دکتر 37 سال داشت و چند سالی میشد که متاهل شده اما صاحب فرزند نشده بود.»
این خانم دکتر که تمایلی به افشای نامش ندارد در ادامه در مورد روز حادثه گفت: «گاهی پیش میآمد که دکتر تلفنش را جواب نمیداد برای همین آن روز وقتی به بیمارستان مراجعه نکرد در ابتدا نگران نشدیم. اما وقتی غیبت او طولانی شد دلواپس شدیم تا اینکه خانمش به یکی از اساتید گفت که جسد دکتر که به ضرب گلوله کشته شده بود در اطراف شهر پیدا شده است.
ابتدا شنیدیم که دستنوشتههایی از ایشان پیدا شده که در آن ابراز نارضایتی از زندگی کرده بود. من روز قبل از ناپدید شدن دکتر، ایشان را دیده بودم و تا آن روز همهچیز مثل روال عادی همیشه بود. اگر هم گلایهای از زندگی وجود داشت همان نارضایتیهای معمول همیشگی بود. من و همکارانم در جریان زندگی خصوصی ایشان نبودیم اما تا جایی که ما میدانستیم دشمنی یا کدورتی با شخصی نداشت که احتمال دهیم منجر به بروز جنایت شود. در واقع هیچ خصومت علنی با کسی نداشت.»



