روزنامه هفت صبح، سارا سبزی| همزمان با دادههايي كه درباره وضعيت نهچندان خوشايند بازار كار شنيده ميشود، هزاران جاي خالي - از صنعت تا بهداشت و آموزش و پرورش - وجود دارد كه هنوز پر نشدهاند. هرچند وقت يكبار درباره فراخوانهاي بزرگ آموزشوپرورش، وزارت بهداشت و سازمانهاي ديگر خبر ميرسد، اما وضعيت هنوز فاصله زيادي با شرايط عادي دارد.
اين جمله از نماينده كارگران در شورايعالي كار، وضعيت پيچيده بازار كار ايران را به خوبي روشن ميكند: کارفرمایان شغل ایجاد کردهاند، اما نیروی کاری برای شغل وجود ندارد که دلیل اصلی آن برگرفته از معیشت است. دريانوردي، بهداشت و درمان، خلباني و معلمي چند حوزه مهمياند كه اين روزها به تعداد زيادي نيرو نياز دارند؛ شايد حدود چند هزار نفر.
چهار هزار دريانورد كم داريم
مشکل در عرصه دریانوردان بیشتر مربوط به مدیریت منابع انسانی است. این جا برعکس پرستارها و پزشکان بحث مهاجرت معضل اصلی نیست. بیشتر توسعه دریانوردی موتور محرکه جذب نیروهای جدید است . مسئله اینجاست که در عرصه تربیت نیروهای متخصص صنعت دریانوردی ما با مشکلات عدیده ای روبه رو است. در سال های گذشته سفرهای متعدد دریایی نشان داده که حاکمیت به مسئله دریانوردی و حضور درآب های دور نگاه ویژه ای دارد.
مجموع كل كاركنان شاغل در صنعت دريانوردي 125 هزار نفر است، اما هنوز به چهار هزار نيروي دريانورد ديگر نياز داريم. از بين شاغلان دريانوردي در شناورها، ۸۲درصد حقوقبگیرند و ۱۸درصد شاغل بدون مزد يعني مالک، کارکن خانوادگی و غيرهاند. ساليانه 100 سرباز وظيفه به عنوان نيروي امريه به كشتيراني ايران اضافه ميشوند و پنج مرکز آموزش دریانوردی و دریایی- دو دانشگاه دریایی در جزیره خارک و بندر چابهار و سه موسسه آموزشی دریایی در تهران، بوشهر و قشم- در کشور فعالند و نيروهاي اين حوزه را آموزش ميدهند.
به غير از آن هم ۵۰ مرکز تربیت افسران دریایی نزدیک به ساحل در كشور وجود دارد كه از این تعداد ۲۰ مرکز ظرفيت آموزش و تربیت افسران دریایی را دارند و باقی، فقط دورههای جانبی را برگزار میکنند.
شغل دريانوردي شش رده دارد: افسري عرشه، مهندسي موتور، مهندسي برق الكترونيك، ملوان عرشه، ملوان موتورخانه و ملوان سالن كه راه جبران كسري اين نيرو ها آزمون استخدامي است كه هنوز فراخواني براي آن داده نشده است.
مشكل تامين نيروي دريانورد متخصص چيست؟ عدم تامین اعتبار هزینههای کارورزی دانشجویان رشتههای دریانوردی، هزینه بالای آموزش دریانوردی در کشور، تامين نشدن اساتید دروس تخصصی و معضل سربازی فارغالتحصیلان اين رشته.
معلم نداريم، صبر كنيد!
بحران اصلي نيروي انساني متعلق به آموزشوپرورش است كه سعي ميكند با آزمونهاي استخدامي و افزايش ظرفيت دانشگاه فرهنگيان تا حدي آن را جبران كند. قرار است براي جبران كمبود معلم، آزمون استخدامي با ظرفيت 27هزار نفر برگزار شود، ولي در برابر كمبود 300 هزار معلم هنوز راه زيادي باقي مانده. اين اعداد را بايد در كنار بازنشسته شدن ساليانه 100 هزار معلم قرار داد.
به غير از رده معلمي، 50 هزار معلم پرورشي هم در مدارس ايران نياز است كه براي جبران آن هم امسال 11 هزار نفر استخدام ميشوند. جمع همه اين ظرفيتهاي خالي وضعيت تدريس در نظام آموزشي ايران را نگرانكننده كرده است، ولي همين آمارها هم از نظر مجلس واقعي نيست و از نظر كميسيون آموزش و تحقيقات كمبود معلم در آموزش و پرورش 230 تا 260 هزار نفر است.
وزراي مختلف به جاي برنامه ريزي براي جذب نيروي جايگزين، نيروهاي مشغول به كار را استمرار خدمت دادند تا طرح رتبهبندي اجرا شود . به همين دليل نيروهاي آموزش و پرورش ترجيح ميدادند همچنان به خدمت ادامه دهند تا رتبهبندي شامل حال آنها هم بشود. تا زماني كه رتبهبندي در سال 99 تصويب شد و تاريخ اجراي آن هم يك سال عقب افتاد.
نسبت تعداد معلم به دانشآموز در دهه ۹۰ به يك در ازاي ۲۹ نفر رسيد و در همين شرايط و با وجود ظرفيتهاي خالي زيادي در آموزش و پرورش، سال گذشته 25 هزار معلم بازنشسته شدند. اين روند بازنشستگی از سال 1396 آغاز شده و اوج آن تا سال 1402 است و كمكم ميزان آن كاهش پيدا ميكند.
كسري معلم چطور جبران ميشود؟
قرار است امسال برای جذب 3۰ هزار نفر در دانشگاه فرهنگیان، ۵۶ هزار نفر در آزمون ماده ۲۸ و ۲۰ هزار نفر برای خدمات و سرایداری در مدارس و ساير ردهها آزمون استخدامي برگزار شود يعني در مجموع 100 هزار نفر در كل آموزشوپرورش امسال استخدام ميشوند. به غير از آن هم به روش دو مدرکی هم نیروی معلم جذب ميشود يعني دانشجویانی که در دانشگاههایي غیر از فرهنگیان تحصیل کردهاند، بعد از گذراندن دو سال دوره آموزشي به عنوان نیروی معلم جذب میشوند.
جاي خالي پزشك و پرستار
حداقل تا يكسال پيش سازمان اداري و استخدامي مجوز جذب نيرو به وزارت بهداشت نميداد و همين تصميم باعث شده بود كمبود نيروي بهداشت و درمان هم حل نشده باقي بماند. اين كمبود نيرو تنها مربوط به پزشك و پرستار نبود و حتي 20 هزار ظرفيت هم براي جذب مراقب بهداشت وجود داشت.
حجم بالاي بازنشستگان و جايگزين نشدن نيروهاي جديد و موج مهاجرت نيروهاي سلامتی دو سال گذشته ، باعث شد كه كمبود نیرو در وزارت بهداشت به بیش از ۱۰۰هزار نیرو برسد که بخشی ازآن شامل بیش از ۲۴هزار نفر در حوزه درمان و 60 هزار نفر هم در حوزه بهداشت می شوند. تا الان مجوز استخدام 25هزار نفر پيگيري شده كه نيمي از آن متعلق به پرستاران است و 3500 ظرفيت هم براي نيروهاي اورژانس وجود دارد.
70 هزار جاي خالي براي پرستاران
كمبود پرستار كه به معضل مزمن تبديل شده، به 70 هزار نفر رسيده، ولي نكته مهم عدم تعادل بين وضعيت شهرهاي مختلف است. در بسياري از مناطق كشور بعد از فراخوان جذب پرستار هيچ داوطلبي وجود ندارد، اما شهرهايي هم وجود دارد كه نسبت پرستار به ظرفيت خالي بيشتر است. به اين شرايط پيچيده بايد مهاجرت پرستاران را هم اضافه كرد كه آمارهايي هم درباره آن اعلام شده؛ مثل مهاجرت ساليانه دو هزار پرستار از ايران. در ردههاي خالي بهداشت و درمان، خلا ماما هم وجود دارد چون سال گذشته 800 نفر از آنها مهاجرت كردند.
قصه مهاجرت پزشكان
مهاجرت از همه بخشهاي مختلف پزشكي فقط يك ادعا نيست و خود نظام پزشكي هم آن را تاييد ميكند كه ماما، پیراپزشک، فیزیوتراپ و بیناییسنج و سایر شاغلان این حرفه هم مهاجرت ميكنند. تاييد اين گفته افزايش دوبرابري صدور گواهينامه عدم سوءپيشينه براي پزشكان است كه مدرك ضروري مهاجرت از كشور براي اين حرفه است.
پزشکان عمومی در سنوات گذشته، بیشترین تعداد درخواستکنندگان گواهی حسن سابقه کار برای مهاجرت بودند اما امروز متخصص و فوقتخصصها، درخواستهای زیادی برای دریافت این گواهی و مهاجرت دارند و میانگین سنی جامعه پزشکی در دریافت این گواهی، قبلا 25 سال و در حال حاضر 35سال است.
مهاجرت به خارج از مهاجرت درون کشور و از یک شغل به یک شغل دیگر و یا رشته به رشتهای دیگر، کمتر است. به طور ميانگين و تا همين يكسال پيش سالی سه هزار درخواست برای مهاجرت پزشکان به سازمان نظام پزشكي ارسال ميشد. در 10سال گذشته هم حدود ۳۰هزار گواهي عدم سوءپيشينه صادر شده و بیش از ۳۰هزار نفر از کادر درمان مهاجرت کردهاند.
كوچ خلبانها جدي است؟
خالي شدن ظرفيتهاي خلباني شايد هنوز آنقدر ملموس نيست، اما تمايل به مهاجرت به اين گروه از شاغلان ايراني هم كشيده شده.قبل از آن هم هشدار داده شده بود كه وضعيت اقتصادي و امكان استخدام با دستمزدهاي بالاتر در كشورهاي ديگر، فرصت خوبي را براي مهاجرت خلبانها ميسازد زیرا با وضعیت فعلی نوسانات شدید نرخ دلار، بعید است شرکتهای هواپیمایی ایرانی بتوانند معادل بیش از ۱۲۰۰دلار به خلبانان ایرانی پرداخت کنند، آن هم در شرايطي كه خلبانان ایرانی میتوانند در شرکتهای هواپیمایی سایر کشورها حداقل ماهانه ۱۰هزار دلار درآمد داشته باشند.
پنج سال پيش هم كميسيون عمران مجلس هشدار داده بود كه مهاجرت خلبانان شرکتهای هواپیمایی به کشورهای آسیایی بهویژه کشورهای منطقه نگرانکننده است. هنوز آماري از مهاجرت اين گروه منتشر نشده و ظرفيتهاي خالي معلوم نيست، اما حداقل از 10سال قبل درباره جذب خلبانهاي ايراني به كشورهاي همسايه گفته شده بود و همان زمان هم اعلام شد كه كشوري مانند تركيه براي جذب خلبانهاي ايراني سمينار برگزار و از آنها براي كار دعوت ميكند. بعد از يك دهه دوباره در بر همان پاشنه ميچرخد و صنعت هوانوردی شاهد مهاجرت خلبانهاست.



