روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| این گزارش نه درباره مهاجر‌هراسی است و نه درباره خشونتی که در یک جامعه مهاجر در حال شکل گرفتن است، بلکه درباره توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی قشری است که به‌عنوان مهاجر در کشور پذیرا شده‌ایم اما به هزار دلیل انگار کسی حواسش به اتفاقاتی که بین خود این اقشار می‌افتد، نیست.

بسیاری از آنها به‌طور قاچاق وارد کشور شده‌اند و اوراق هویتی ندارند، در نتیجه وقتی حادثه یا خشونتی علیه‌شان رخ می‌دهد از ترس اینکه به دلیل نداشتن اوراق هویتی برایشان مشکلی ایجاد شود، حاضر نيستند برای اعلام اتفاق به پلیس و مراجع قضایی مراجعه کنند، در نتیجه خودشان قانون را اعمال می‌کنند. چاقو دست گرفته و انتقام را از هموطن‌شان می‌گیرند. یا آتش می‌زنند و یا آدم‌ربایی می‌کنند.

بماند که این افراد حتی اخاذی هم می‌كنند. همین چندوقت پیش تعداد زیادی از آنها توسط عده‌ای، گروگان گرفته شده و به آنها گفته بودند باید به خانواده‌های‌تان در افغانستان بگویید تا برای آزادی‌تان پول به ما بدهند تا رها شوید! حادثه دیگري هم که همین هفته پیش رخ داد آتش زدن 9 کارگر یک اغذیه‌فروشی توسط هموطن دیگرشان بود که از آنها کینه قدیمی داشت. در این پرونده سراغ قتل‌ها و اتفاقاتی که در چند وقت اخیر بین آنها رخ داده است، رفته‌ایم.

آتش زدن 9 نفر به دست هموطن
هفت صبح یکم مهرماه اهالی محله شاپور با فریاد سوختم بیدار شدند. صدای فریادها از خانه قدیمی دو طبقه‌اي که 15 کارگر افغانستانی آنجا ساکن بودند، می‌آمد. هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد پسر 18‌ساله هموطن‌شان که قبلا خودش و برادرش هم ساکن آن خانه بودند، از دیوار بالا رفته و در طبقه دوم روی 9 نفر از هموطنانش در خواب بنزین بپاشد و آتش‌شان بزند. به‌طوری‌که خودش هم دچار حریق و سوختگی شود. حالا از 9 کارگر 5 نفر به دلیل سوختگی مرده‌اند و حال دو نفر به‌شدت وخیم است.

متهم مدعی بود از افرادی که آنها را قربانی آتش‌افروزی کرده، پول طلب داشته و آنها برای اینکه پولش را ندهند از خانه اجاره‌ای بیرونش کرده‌اند، اما مجروحانی که اوضاع بهتری داشتند، می‌گویند: او طلبی از ما نداشته بلکه از ما زورگیری می‌کرده برای همین او را بیرون کردیم. این کارگران هم در دکه اغذیه‌فروشی باب‌همایون مشغول کار بودند و برادر متهم هم در آنجا کار می‌کرده و در خانه هم ساکن بوده است. متهم اصلی در ادعای اولیه گفته بود آنها به برادرم تجاوز کرده بودند و من انتقام برادرم را گرفتم و در ادعای بعدی گفته بود پول من را نداده بودند و باعث اخراج ما از آن خانه توسط صاحبخانه شده بودند. پیگیری‌ها پیرامون این پرونده جریان دارد.

قتل برادر به دلیل اختلاف قدیمی از افغانستان تا تهران
چندی قبل در پی وقوع یک فقره قتل در یکی از پارک‌های جنوب شهر تهران، رسیدگی به این پرونده در دستورکار تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. با بررسی اولیه آثار جراحت بر سر، سینه و دست چپ مقتول مشاهده شد و کارآگاهان بلافاصله با تحقیق از بستگان مقتول که تبعه افغانستان بودند، دریافتند مقتول با بستگانش به قصد تفریح به یکی از پارک‌های جنوب شهر تهران رفته بود که ناگهان تلفنش زنگ خورد و با حالت عصبانی تلفن را قطع کرد.

بعد از مدتی برادرش به همراه چند نفر به سمت آنها حمله‌ور شدند و پسر جوان را با ضربات چاقو و جسم سخت به قتل رساندند. کارآگاهان در گام بعدی با شناسایی مخفیگاه ضارب اصلی متوجه شدند، متهم پس از وقوع این حادثه از محل کارش بدون تسویه متواری شده است. کارآگاهان در گام بعدی با تحقیقات میدانی و اطلاعاتی موفق شدند مخفیگاه او را شناسایی و در یک عملیات ضربتی او را دستگیر و به اداره پلیس آگاهی منتقل کنند.

متهم در بازجویی‌های اولیه منکر هرگونه جرم علیه خود شد، اما در ادامه با توجه به مستندات موجود به قتل برادرش اعتراف کرد و گفت در کشور افغانستان در یک مسابقه فوتبال محلی با برادرش درگیری لفظی پیدا کرده و در ادامه پس از اینکه به ایران مهاجرت کردند درگیری دنباله‌دار شد و پس از تماس تلفنی و مشاجره با مقتول سراغ او رفت و وی را با ضربات چاقو و جسم سخت به قتل رساند.

قتل خواهر به دست برادر و بخشش خانواده
مرداد امسال مرد چوپانی در حوالی شهر چهارباغ استان البرز با دیدن جسد سوخته‌ای با پلیس تماس گرفت و ماجرای کشف جسد را به ماموران گزارش کرد. مقتول دختر جوانی بود که قاتل بعد از خفه کردن او، جسدش را به آتش کشیده بود. چند روزی از قتل می‌گذشت، به همین خاطر پرونده افراد ناپدیدشده در این شهر را بررسی کردند. یکی از پرونده‌ها مربوط به ناپدید شدن دختر تبعه افغان بود که خانواده‌اش ناپدید شدن او را گزارش کرده بودند.

آن‌طور که خانواده‌اش اعلام کرده‌ بودند، دختر جوان به‌نام نسیبه، اوایل مرداد برای خرید از خانه بیرون رفته و دیگر بازنگشته بود. با طولانی شدن غیبتش، شکایتی را در کلانتری محل مطرح کرده بودند. خانواده نسیبه در پزشکی ‌قانونی توانستند هویت دخترشان را شناسایی کنند. با افشای هویت مقتول، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد و کارآگاهان با تحقیقات محلی دریافتند نسیبه و برادرش با هم اختلاف و درگیری داشته‌اند. ماموران سراغ برادر مقتول رفتند اما پسر جوان به‌نام نعمت، همزمان با کشف جسد ناپدید شده بود که ردزنی‌ها نشان داد او به افغانستان گریخته است.

موضوع به پلیس اینترپل اعلام شد و با همکاری ریش‌سفیدان طایفه‌شان، نعمت در افغانستان شناسایی و در تحقیقات مدعی شد، مدتی بود به رفتار خواهرم شک کرده بودم و چند بار از او خواستم رفتارش را درست کند اما گوش نمی‌کرد و آبروی ما را در محله برده بود. برای حفظ آبروی‌مان تصمیم به قتل او گرفتم. یک روز او را به بهانه گردش به حاشیه شهر بردم و خفه کردم. بعد هم جسدش را به آتش کشیدم. همزمان با رازگشایی از این جنایت، خانواده دختر جوان از خون او گذشته و پسرشان را بخشیدند.

دوستم به خانواده‌ام نظر داشت، او را کشتم
مرد افغان در نزاع ناموسی با ضربات چاقو، خون به‌پا کرد و در جاده دماوند هموطن جوانش را کشت. اوایل شهریورماه، رانندگان هنگام عبور از جاده دماوند متوجه سر‌و‌صدا و درگیری دو مرد افغان در کنار پل هوایی سه‌راهی مهرآباد شدند. درگیری مردان افغان بالا‌ گرفت و قبل از این‌که مردم بتوانند آنها را از یکدیگر جدا کنند، مرد میانسال با چاقو چند ضربه به پسر جوان زد و با تهدید شاهدان از صحنه فرار کرد.

یکی از شاهدان جنایت که مردی افغان بود، به ماموران پلیس گفت: قاتل و مقتول را می‌شناسم. آنها در ویلاهای منطقه سرایدار هستند و با هم رفت‌و‌آمد دارند. از چند روز پیش بین آنها اختلاف پیش آمد. امروز بار دیگر درگیر شدند که مرد میانسال با چاقو چند ضربه به مقتول زد و فرار کرد. با به دست آمدن این سرنخ و شناسایی هویت قاتل، ۱۰دقیقه بعد ماموران به ویلایی که مرد میانسال در آن سرایدار بود رفته و او را دستگیر کردند.

مرد میانسال در بازجویی‌های اولیه به قتل هموطنش با انگیزه اختلاف ناموسی اعتراف کرد و گفت: از سال‌ها قبل با نظیر رفت‌و‌آمد داشتیم و چون هموطنم بود، کمکش کردم که مشغول کار شود. او گاهی به خانه ما می‌آمد تا این‌که چند وقت قبل حس کردم به خانواده‌ام نظر دارد و به همین خاطر به او تذکر دادم. او منکر این موضوع بود تا این‌که صبح شنبه در سه‌راهی مهرآباد قرار گذاشته و با چاقو چند ضربه به او زده و محل را ترک کردم.

قتل همسر با ضربات چاقو در خیابان به دلیل سوءظن
مرد افغان که در جریان سوءظني که به همسرش داشت، او را در حدود ساعت ۶:۱۵ بامداد ششم شهریور، در وسط خیابان با چاقو به شکل فجیعی به قتل رسانده بود، بلافاصله توسط ماموران کلانتری ماهدشت کرج دستگیر شد. متهم جوان که از اقدام هولناک خود پشیمان بود درباره انگیزه قتلی که مرتکب شده بود، گفت: «مدتی بود که به همسرم مشکوک بودم وقتی صبح با هم بر سر این موضوع باهم درگیر شدیم با چاقوی آشپزخانه به جانش افتادم. او نباید به من خیانت می‌کرد.» اگرچه این مرد اعتیاد داشته و همسرش را نیز به گفته مطلعان کتک می‌زده و ارتباط زن با فرد دیگر نیز اثبات نشده بود.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.