روزنامه هفت صبح، علی غفوری | 43سال قبل در چنین روزهایی خلبانان ایرانی در یک پرواز دقیق و سریع بزرگ‌ترین برنامه صدام‌حسین را به گونه‌ای ویران کردند که اساسا گویی هرگز وجود نداشته است. 8مهر 1359 فانتوم‌های ایرانی با حمله به نیروگاه‌های اتمی اوسیراک در نزدیکی بغداد، بدنه اصلی رآکتور، ساختمان‌ها و تجهیزات و محوطه این مجموعه را با 12 بمب ام-کا 82 به آتش کشیدند. لیدر این حمله نیز کسی نبود جز سرهنگ دوم خلبان محمد‌حسین قهستانی یکی از با سابقه‌ترین خلبانان جنگی ایران.

اما قهستانی که بود؟
محمد‌حسین قهستانی زاده تهران در سال 1325 یکی از خلبانان باسابقه اف-4 در ابتدای جنگ بود که به دلیل شهادت زود هنگامش در ماه چهارم جنگ، چندان نامش شناخته شده نیست.او نیز به دلیلی که هنوز بعد از 43 سال مشخص نیست، قبل از جنگ از ارتش اخراج شد و عملا این صدام بود که با حمله به خاک ایران ،سبب بازگشت خلبانان بزرگی نظیر او به ارتش شد.

سخت‌ترین ماموریت‌ها
‌با آغاز جنگ، پایگاه بوشهر یکی از آماده‌ترین پایگاه‌ها بود. پایگاه ششم به یک روایت بیشترین استاد خلبانان ارتش را در خود را جای داده بود.یکی از این خلبانان پای کار، قهستانی بود. آن زمان قهستانی 2هزار ساعت با اف-4 پرواز انجام داده و می‌دانست که چگونه باید یک اف-4 را به سمت هدفی در داخل خاک عراق برد و سپس سالم آن را بیرون کشید.اگرچه بوشهر در سال 59 به دلیل تصفیه‌ها و دیگر موارد مدیریتی توان سال 56 را نداشت.

اما همچنان با 64 جنگنده عمدتا عملیاتی می‌توانست پهنه‌ای به بزرگی جنوب عراق، جنوب غربی ایران، کویت، بخشی از عربستان و کل خلیج فارس را پوشش دهد.سخت‌ترین بخش جنگ برای نیروی هوایی دو هفته ابتدایی بعد از یورش عراق بود . آمریکا تجهیزات سرکوب پدافند هوایی را به ایران نداده بود و خلبانان باید با هواپیماهای غیر تخصصی برای این نوع نبردها به جنگ پایگاه‌های هوایی دشمن می‌رفتند و در عین حال بوشهر باید جناح جنوبی سپاه سوم عراق را که همان ساعت‌های اول جنگ به حومه خرمشهر رسیده بود، ‌ متوقف می‌کرد.

عمليات شمشير سوزان
در دهه 70 میلادی به‌دنبال جهش قیمت نفت‌، صدام‌حسین به‌دنبال بلندپروازی‌های عجیبی رفت که یکی از آنها دستیابی به بمب اتم بود و عجیب انکه نه روس‌ها بلکه این اروپایی‌ها و به ویژه فرانسی‌ها بودند که آماده کمک به این مرد خطرناک برای تجهیز اتمی شدند . عراق با کمک فرانسه در 19 کیلومتری بغداد در ساحل دجله در منطقه تویثه اقدام به ایجاد 3 تاسیسات کوچک هسته‌ای کرده و 3 رآکتور 70 مگاواتی را فعال کرد.از همان زمان هم ایران و هم اسراییل با نگرانی روند پیشرفت این پروژه سیاه را تعقیب می‌کردند.با آغاز جنگ، این فرصت برای ایران پیش آمد که یک بار برای همیشه خیال منطقه را از بابت این تاسیسات مخوف راحت کند.

آنگونه که سرتیپ ستاد، علیرضا نمکی از طراحان عملیات در زمان جنگ می‌گوید، قبل از انقلاب نابودسازی نیروگاه اتمی عراق در دستور کار نیروی هوایی و طرح زاگرس بود اما بعد از انقلاب از طراحان عملیات زمان شاه، خبری نبود و طراحان جدید باید دوباره طرح‌ها را بازنویسی می‌کردند. او می‌گوید:کمتر کسی در نیروی هوایی جرات آن را داشت که حمله به یک نیروگاه اتمی را بپذیرد.البته ما حدس می‌زدیم این نیروگاه فعال نباشد.او حتی این فرض را مطرح می‌کند که روز 8 مهر شاید قهستانی نمی‌دانسته در حال بمباران یک نیروگاه اتمی است.

8 روز پس از آغاز جنگ، از معاونت عملیات نیروی هوایی تهران دستوری محرمانه و مستقیم رسید که زدن هدفی را در جنوب بغداد نشان می‌داد. آنگونه که خلبانان مستقر در مراکز فرماندهی می‌گفتند کسی نمی‌دانست این هدف رآکتور‌های تموز است اما بریفینگ‌های قبل از پرواز نشان می‌داد که این منطقه بسیار حفاظت شده است و حتی پدافندهای برد کوتاه رولاند فرانسوی از آن در کنار موشک‌های سام 6 مراقبت می‌کنند.

عکس‌های دقیق نشان می‌داد که این منطقه توسط 3 رینگ پدافندی مراقبت می‌شود و اگر خلبانان بخواهند دشمن را غافلگیر کنند، باید تا لحظه‌های آخر، مسیر خود را جایی متفاوت با هدف اصلی نشان دهند. هنوز هم پس از 43 سال شکل این عملیات در هاله‌ای از ابهام است؛ چرا‌که زدن نیروگاه هسته‌ای حتی بارگذاری نشده خلاف برخی توافقات جهانی است؛ چرا‌که نشت اورانیوم و رادیواکتیو را در بر‌دارد.

به هر تقدیر 8 مهر 4 فانتوم به فرماندهی سرهنگ قهستانی به قصد جنوب بغداد حرکت کرده و تا 30 کیلومتری بغداد را در اختفای کامل و سطح زمین حرکت کردند و تنها در یک دقیقه آخر به دو دسته تبدیل شده و دسته اول با تغییر مسیر به سمت نیروگاه برق بغداد ارتفاع خود را افزایش دادند تا پدافندهای شهر عمدا آنها را ببینند و از حمله اصلی غافل شوند.بنابراین قسمت اصلی عملیات در ثانیه‌های آخر رخ داد.دو فانتوم به لیدری قهستانی با گرفتن سرعتی بیش از 800 کیلومتر و رساندن ارتفاع به 90 پایی تقریبا هم سطح درختان به سمت اوسیراک راندند.

پدافندهای اصلی شهر متمرکز ‌ روی دو فانتوم دسته یکم بودند و اساسا جدا شدن دسته دوم را ندیدند.فانتوم‌های دسته دوم در 4 مایلی هدف به سرعت ارتفاع را افزایش داده و در حالیکه هیچ راداری آنها را نگرفته بود، طی 6 ثانیه با رسیدن به ارتفاع 2 هزار پایی، 12 بمب ام-کا 82 را ‌ روی منطقه ریخته و با همان سرعت دوباره ارتفاع را به 100 پا رسانده و آنگاه به شرق گردش کردند. نیروهای مدافع نیروگاه حتی نتوانستند یک گلوله یا موشک شلیک کنند و تنها ناظر انهدام نیروگاه‌های نازنین 275 میلیون دلاری صدام بودند.

فرمانده دفاع شهر تنها توانست به پایگاه شکاری شعبیه دستور بلند کردن دو فروند الرت را بدهد که آنها نیز هرگز به قهستانی نرسیدند.البته استفاده مکرر از پس‌سوز و حرکت در ارتفاع پایین از یکسو و حمل 6 بمب و یک موشک اسپارو (برای هر فانتوم ) آنها را با مشکل کمبود سوخت مواجه کرد اما خلبانان که همگی سرگرد و سروان بودند، بدون اضطراب پشت سر قهستانی حرکت کرده و با عبور از زاگرس‌، یک تانکر با اسکورت دو اف-14 را مشاهده کردند که آماده سوخت‌رسانی هستند.

قهستانی که می‌دانست تا دقایقی دیگر حداقل 4 میگ 23 برای شکار آنها می‌رسند، ضمن درخواست پشتیبانی از تانکر‌، خواست تا به هر فانتوم تنها به میزان کمی سوخت برساند تا هر 4 هواپیما بتوانند تا بوشهر خود را برسانند.خود نیز آخرین هواپیمایی بود که سوخت دریافت کرد. تا 25 سال بعد، کسی از عملیات شمشیر سوزان یا بمب آهنین یاد نکرد و حتی هنگامی که اسرائیلی‌ها در عملیات موسوم به «ابوالهول» ‌ زیر نور پروژکتور خبرنگاران اعلام کردند که این مجموعه نیروگاه را به‌کلی ویران کرده‌اند، هرگز اشاره نکردند که این ایران بود که ضربه اول و اصلی را به این نیروگاه‌ها زد و سبب شد تا فرانسوی‌ها و ایتالیایی‌ها همان ماه اول جنگ از این کشور خارج شوند.‌سرتیپ نمکی می‌گوید :«در همان حمله اول، ایران کار نیروگاه را تمام کرد و 400 کارشناس اروپایی همان فردا خاک عراق را ترک کردند. در حقیقت حمله سال بعد اسرائیلی‌ها بیشتر شکل تبلیغاتی داشت.»

‌آخرین پرواز برای دفاع از وطن
با گذشت 3 ماه از جنگ جانشین فرماندهی کل قوا ابوالحسن بنی‌صدر تصمیم گرفت تا برای آنکه پاسخی به مخالفان خود بدهد، ارتش را برای یک حمله بزرگ سراسری مجاب کند.در این حمله بزرگ قرار شد تا نیروی زمینی ارتش با مشارکت سپاه پاسداران، همچنین با پشتیبانی نیروی هوایی ارتش، از جنوب اهواز، تا دشت‌آزادگان، در استان خوزستان، اقدام به یک تک گسترده کنند.با ورود تانک‌های لشکرهای 16 زرهی قزوین و 92 زرهی اهواز، نیروهای عراقی غافلگیر شده و خطوط دفاعی آنها از چند منطقه شکسته شد و بخش بزرگی از نیروهای پیاده ارتش و سپاه و بسیج به عمق خاک دشمن نفوذ کردند.

اما با پایداری هسته اصلی ارتش عراق به ویژه نیروهای احتیاط سپاه سوم عراق از روز ششم جنگ ورق برگشت و آتش تهیه سنگین توپخانه عراق و ورود تانک‌های پیشرفته تی-72 سبب شد تا پل‌ها و معابر زیادی مسدود شده و ده‌ها تانک چیفتن ارتش ایران منهدم شوند.با این اتفاق نیروهای عراقی که مطمئن شده بودند ایران نیروهای پشتیبانی زیادی ندارد، حمله ایران را یک فرصت شمرده و یک ضدحمله بزرگ را آغاز کردند و ضمن به اسارت گرفتن صدها نیروی ایرانی و ده‌ها تانک، خطوط ایران را پشت سر گذاشته و سعی کردند تا برای اولین بار پس از 2ماه ایران را در موضع ضعف قرار دهند.

اینجا بود که فرماندهی کل نیروهای مسلح از فکوری درخواست کرد تا نیروی هوایی با تمام توان دخالت کند.جمله معروف فکوری به فرماندهان پایگاهای بوشهر، وحدتی و همدان این بود: «آب دستتان است، زمین بگذارید. همه چیز در حال از دست رفتن است.خوزستان را نجات دهید.» به دلیل گستردگی منطقه عملیاتی، به‌ناچار صدها هواگرد ارتش از زمین بلند شده و به دسته‌های تانک عراقی زدند.

یکی از این دسته‌ها به لیدری سرهنگ قهستانی 19 دی مامور زدن قرارگاه و محل تجمع نیروهای لشکر نهم در غرب هویزه می‌شوند.او و کمکش ستوان یکم عبدالرضا کوپال خیلی سریع بر بالای سر دشمن می‌رسند .کوپال هشدار می‌دهد که موشکی به سمت آنها می‌آید و خودش موشک را منحرف می‌کند.

قهستانی می‌داند که برای مفید بودن این نوع حملات چاره‌ای جز نزدیک شدن به ستون‌های زرهی و پیاده نیست و این یعنی موشک‌های بیشتر و توپ‌های راداری شلیکا. کوپال، موشک‌ها را مدام منحرف می‌کند اما پس از بمباران و اوج‌گیری فانتومها ، هواپیمای لیدر در رادار یک سامانه سام 2 قرار گرفته و به شدت صدمه می‌بیند.قهستانی با گرفتن سمت شرق سعی می‌کند که هواپیما را از روی دشمن عبور دهد. او می‌داند که در آن شرایط، اجکت مساوی با مرگ هر دو خلبان است؛

چرا‌که حجم آتش دشمن در آسمان و زمینی که در اثر بمب‌های آنها آتش گرفته، هیچ شانسی برای زنده ماندن نمی‌گذارد؛ تازه اگر هم پای دو خلبان به زمین برسد، امکان ندارد نفرات زمینی ارتش عراق بگذارند حتی جنازه آنها به دست افسران نیروی هوایی عراقی برسد. در نتیجه در حالیکه ارتفاع فانتوم به شدت در حال کاهش بود، سعی کرد تا خود را به هویزه برساند که موشک دوم در جا‌ نفس هواپیما را گرفت و دو خلبان دیگر حتی فرصت اجکت نیافتند و پیش چشمان سربازان دو طرف میدان به سمت زمین رفته و هواپیما در برخورد بازمین به‌کلی متلاشی شد.

اینگونه بود که محمد‌حسین قهستانی خلبان زبده اف-4 و از طراحان تاکتیکی نیروی هوایی با سابقه ۲ هزار و ۸۴۸ ساعت پرواز جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیکر او هنوز هم مفقود است.

سایر اخبارکاربران ویژه - دانش و فناوریرا از اینجا دنبال کنید.