روزنامه هفت صبح| یک: ‌آقا در وسط جنون برای رونالدو تکه فیلمی دیدم از هادی چوپان که پس از کار بزرگش در سال گذشته يعني رسيدن به مقام مسترالمپیا در ورزش بدنسازی که معادل قهرمان جهان است، وقتی به شهرش شیراز بازگشته بود، فردای آن روز به سرکارش به‌عنوان یک گچ‌کار حاضر شده و آنجا کارفرمایش یک تکه بنر یک در یک را به دیوار زده بود که قهرمانی چوپان را تبریک گفته بود. همین!

خاطره دردناکی است که نشان می‌دهد ترازوهای ارزش‌گذاری مسئولان ما چه در سیاستگذاری و چه در رسانه‌ها خوب کار نمی‌کند. براي همین ارزش قهرمانی چوپان در تلویزیون ایران درک نشد همان‌طور که موفقیت‌های ورزشکاران زن ایرانی مثل فرزانه فصیحی و ناهید کیانی در گروه ورزش صدا و سیما فهمیده نشد .

دو: حرف‌های سینا کلهر معاون محترم وزیر ورزش و جوانان در مورد سلبریتی‌زدگی طرفداران فوتبال را دیروز مورد انتقاد قرار دادم. اما اگر بخواهیم منصف باشیم از نگاه دوستانی مثل آقای کلهر اصلا موفقیت در فوتبال چرا باید ارزشمند باشد؟‌ فایده فوتبال در مقیاس فکری این دوستان چه می‌تواند باشد؟ ‌مطمئنا فوتبال ربطی به ورزش و سلامتی ندارد. فوتبال حرفه‌ای بیش از هرچیزی موجب آسیب‌دیدگی‌های سخت در بازیکن‌ها می‌شود که تبعاتش گاه تا آخر عمر با بازیکن باقی می‌ماند.

از طرفی فوتبال هیچ پیام معنوی و اخلاقی هم ندارد . این حرف‌ها درباره تقویت حس اتحاد و این چیزها را که در بازی هفت سنگ بچه‌ها هم می‌توانيد پیدا کنید. موجب تعالی هیچ انسانی هم نمی‌شود . تا به حال فوتبالیستی را ندیده‌ام که تبدیل به یک انقلابی بزرگ یا یک عارف دلخسته شود. پول‌های سنگین و باورنکردنی هم که در آن ردوبدل می‌شود که موجب تشدید بی‌عدالتی اجتماعی است. چنان هیجانی به تماشاگران و طرفدارانش القا می‌کند که آنها را به نوعی جنون و هیستری رهنمون می‌سازد و کلا مسئله عقل را منتفی می‌کند.

پس چرا باید به فوتبال اهمیت بدهند‌؟ به خاطر گه گدار افتخار ملی ؟ فوتبال ایران حالا حالاها نمی‌تواند یک افتخار ملی درست و درمان به وجود بیاورد . این‌ها را گفتم تا از نگاه دوستان نسبت به این پدیده آشنا شوید وگرنه خودم که شخصا فوتبال را عجیب ترین و پیچیده ترین پدیده یک صد سال گذشته می‌دانم. پدیده‌ای شگفت‌انگیز که زندگی بدون آن واقعا کاری مشکل و صعب است. اما در سیستم اندازه‌گیری آقایان و اساتیدی مثل سینا کلهر و دوستان تئوریسین دیگر چنین پدیده ای واقعا غیرقابل هضم باید باشد.

سه: ‌آقا یک بازی فوتبال مهم موجب شد تا مدیریت خسته ورزشگاه آزادی چه به تکاپو بیافتد و چقدر براي جمع کردن گندی که در این مجموعه بزرگ طی چند سال گذشته زده شده بود به تکاپو بیافتند. امان از این مدیریت‌های خسته که همیشه توجیهی براي مشکلات دارند و فقط باید در چنین بزنگاه هایی ازآنها تحرک قابل قبول را مشاهده کرد. ما مخالف حضور و اراده اجنبی هستیم اما برخی اوقات یک تلنگر اجنبی بد هم نیست. در تاریخ ایران نمونه های نسبا موفق مشابهی داشته ایم.

چهار: بازی پرسپولیس و چمن آزادی و فقدان تماشاگر جشن یک مسابقه خوب فوتبال را نابود کرد. می‌تونست چه بازی خاطره‌برانگیزی باشد که خب نشد. به خاطر مدیریت بد ورزشگاه آزادی، به خاطر ذهنیت بازنده حاکم بر بازیکنان پرسپولیس ،‌به خاطر تاکتیک گل‌محمدی و به خاطر بی‌احتیاطی سرلک و به خاطر یک پست اینستاگرامی نژادپرستانه در سال گذشته . حیف شد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.