روزنامه هفت صبح، رامتین لطیفی| نیویورک شهر روياهاست و بر کسی پوشیده نیست که شهروند هر ایالت دیگری در آمریکا، رویای نیویورکی شدن را در سر میپروراند. به علاوه نیویورک مهمترين شهر آمریکا و قلب تپنده تجارت در جهان است. سالهای طولانی صدرنشینی در فهرست برترین شهرهای جهان خود گواهی بر این مدعاست. البته زخمی که ویروس کرونا به نیویورک زد این شهر را از رتبه اول جهان به رتبه دوم کشید اما هنوز لقب «نیویورکی بودن» در سراسر آمریکا و بهویژه در عرصه سیاست ارج و قرب ویژهای دارد.
نیویورک پایگاه حزب دموکرات و مهمترین ایالتی است که بهطور سنتی از نامزد این حزب در انتخابات ریاستجمهوری حمايت میکند و از اینرو بهعنوان رقیبی برای تگزاس بهشمار میرود. از سوی دیگر، دریافت هر سمت مهمی در این ایالت، هجوم رسانهها را به سمت آن فرد بهدنبال خواهد داشت و به همین دليل است که سنجاق کردن عناوینی مانند فرمانداری و شهرداری این ایالت به سینه هرکسی میتواند او را از فرش به عرش برساند.
اگر یادتان باشد تا سالها پس از حادثه تروریستی ۱۱ سپتامبر، در تمام فیلمهای سینمایی نیویورکی، نامی از رودی جولیانی، شهردار وقت نیویورک و متهم پرونده تقلب در انتخابات ديروز بهعنوان قهرمان ملی برده میشد. ۲ سال پیش رقابتهای انتخابات صد و دهمین شهردار نیویورک به پایان رسید و اریک آدامز، نامزد حزب دموکرات در این انتخابات پیروز شد و دومین شهردار سیاهپوست تاریخ نیویورک لقب گرفت.
۳۰ سال پس از انتخاب تاریخی دوید دینکینز، وکیل و نویسنده سیاهپوست آمریکایی به مقام شهرداری نیویورک، اریک آدامز، سروان بازنشسته پلیس نیویورک، شهردار این شهر شد. هرچند که باراک اوباما سخنوری یگانه بود و در میدان کلام حریفی ندارد و قیاس او با آدامز قیاس مناسبی نیست اما آدامز نیز پا در همان مسیر گذاشته و با اتکا بر روزگار پر افت و خیزی که از سر گذرانده و با استمداد از واژههای پر سوز و گدازی که از پس هم سوار کرده است توانست دل نیویورکیها را بهدست آورد.
آدامز در یکی از سخنرانیهای خود گفت «من از مردم میخواهم به جای شنیدن حرفهای من، قصه زندگی من را بشنوند. من یک کودک کار بودم که در پستوی رستورانها ظرف میشست و از تحصیل عقب ماند. من کودکی بودم که مجبور بود روزها کار کند و شبها به مدرسه برود. کودکی که تبعیضنژادی را با گوشت و پوست خود درک کرد و در همان سن و سال کودکی به جرم رنگ پوستش دستگیر شد و مورد اتهام قرار گرفت.
من نوجوانی بودم که با پای پیاده پاکت نامه و روزنامه پخش میکرد. من پلیسی بودم که در پی صلح میگشت. من یکی از شما هستم و به همین دليل و با همین پشتوانه اینجا ایستادم تا شهردار مهمترین شهر دنیا شوم چرا که من یکی از شما هستم». آدامز با اتکا بر همین روش توانست با کسب 66/5درصد از کل آرا با قدرت از سد رقیبان خود بگذرد. نفر دوم این رقابت کورتیس سیلوا، گوینده رادیو و نامزد حزب جمهوریخواه بود که تنها 28/8 از آرا را بهدست آورد.
باراک و میشل اوباما، جو و جیل بایدن، کامالا هریس و بسیاری دیگر از سران صاحبنام حزب دموکرات بهعنوان حامیان آدامز صف کشیدند و در تعریف و تحسین از او با یکدیگر رقابت کردند و نوید ظهور یک سیاهپوست قابل اعتنای دیگر در حزب را دادند. از این رو انتظارها از آدامز بسیار بالا رفت.
اما حقیقت آن است که آدامز نه توانست آمار جرم و جنایت در نیویورک را کاهش دهد، نه توانست بحث آموزش و مدارس در حاشیه شهرها را سر و سامان دهد و نه توانست تغییری در رویه بیمههای پزشکی و خدمات درمانی ایجاد کند و بر شمار بیمهشدههای این ایالت بیافزاید. اتفاق بدی که بیش از هر چیزی آدامز را زیر سوال برد و موجب شد سران حزب لب به انتقاد از عملکرد او باز کنند، توفان زمستانی اخیر بود. توفان زمستانی آمریکا عزمش را جزم کرد تا کریسمس و جشن سال نو را به کام مردم آمریکا تلخ کند.
بهطور کلی وضعیت نیویورک همانند توفانهای زمستانی گذشته، وخیمتر از دیگر ایالتهای آمریکا گزارش شد و تمامی راهها، خیابانها و کوچههای موجود در این ایالت همچون لکهای سفید، زیر مقدار انبوهی برف قرار گرفت و توان نیروهای پلیس، فرمانداری و وزارت حمل و نقل برای رسیدگی به وضعیت کل راهها و مسیرهای عبوری این ایالت کافی نبود. به همین دلیل مدتی رفت و آمد در نیویورک مختل و به همین دليل نیز ممنوعیت رانندگی اعلام شد و هیچ شهروندی حق نداشت با خودروی خود حتی در کوچهها تردد کند.
یکی دیگر از اسباب دردسرساز در نیویورک مسئله قطع برق بود. به رغم ممنوعیت رانندگی و استفاده از خودروها، شهروندان بوفالو مجبور شدند به علت قطع برق برای شارژ باتری گوشیهای تلفن همراهشان به سراغ خودروهایشان بروند و با هر زحمت و مشقتی که شده، خودروهایشان را در این هوای سرد روشن کنند تا از برق آن بهره ببرند.
اما شوربختانه گزارشهای منتشر شده توسط پلیس بوفالو حاکی از آن بود که تنها ۱۴ نفر از اهالی این شهر، جانشان را به علت یخزدگی در داخل خودروهایشان از دست دادهاند. در این وضعیت از آدامز هیچ خبری نبود و پس از دو روز، سر و کلهاش پیدا شد و به جای توضیح درباره کم و کاستیها و وضعیت شهرها، از مردم خواست با دعا و طلب کمک از خداوند متعال و زدودن قلبها از ترس و جایگزین کردن آن با ایمان، از این مرحله سخت نیز عبور کنند چرا که خداوند بصیر و بخشنده است.
دوری و جدایی بایدن و آدامز از همینجا شروع شد. بایدن از این اتفاق دیگر هیچ اعتنایی به آدامز نداشت و سعی میکرد که او را نادیده بگیرد و آدامز که روزگاری نهچندان دور خود را با افتخار «بایدن بروکلین» معرفی میکرد اعلام کرد که دیگر از همنشینی و همصحبتی با رئیسجمهور لذت سابق را نمیبرد.
در ماه مه، نام آدامز از فهرست جایگزینان بالقوه بایدن برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ حذف شد و درست از آن زمان انتقادات آدامز از دولت و عملکرد بایدن مضاعف شد. در ادامه آدامز درباره وضعيت مهاجران غیرقانونی، همصدای جمهوریخواهان شد و بایدن را به عدم کفایت در حراست از مرزهای کشور متهم کرد و گفت از بهار ۲۰۲۲ تا بهار ۲۰۲۳ بیش از ۱۱۰ هزار مهاجر غیرقانونی وارد نیویورک شدند و مسئول این فاجعه شخص رئیسجمهور است.
جو بایدن روز دوشنبه برای شرکت در اجلاس سالانه سازمان ملل وارد نیویورک شد. عدم حضور شهردار سیاهپوست این ایالت در هیات استقبال از رئیسجمهور شاخک رسانههای خبری را تیز کرد. در ادامه عدم تمایل عامدانه و برنامهریزی شده بایدن برای دیدار با آدامز نشان داد که نه تنها جدایی او از شهردار نیویورک جدی است بلکه باید نام اریک آدامز را از فهرست چهرههای سیاسی آینده حزب دموکرات نیز قلم بگیریم.



