روزنامه هفت صبح، بهنام مظاهری| پرحاشیهترین خبر این هفته ماجرای کنسرت شادمهر در استانبول بود. هفته گذشته ویدئوهای عجیبی منتشر شد که در آن افرادی به مخاطبان اجرای شادمهر اسپری فلفل میزنند. ماجرا هم از این قرار بوده که گویا اجرا با تاخیر زیادی شروع میشود و بعد هم به دلایل فنی اسپیکرهای سالن قطع میشود و اجرا به روز دیگری موکول میشود
اما چون اکثر تماشاگران اجرا مسافر بودند و قصد برگشت داشتند به این اتفاق اعتراض میکنند و تیم امنیتی سالن هم برای متفرق کردن جمعیت بهصورت آنها گاز فلفل میزنند. در ادامه پلیس ترکیه شادمهر را احضار میکند و از او بابت اتفاقات پیشآمده توضیح میخواهد. نهایتا اما اجرای او روز بعد روی صحنه رفت و عقیلی هم در ویدئویی که اخیرا از او منتشر شده، از اتفاق پیشآمده عذرخواهی میکند و میگوید:
«این عجیبترین اتفاق در تاریخ تمام اجراهای من بود». در یکی دو سال گذشته کنسرت بعضی خوانندگان در استانبول یکتنه بیشتر از کل مارکت موزیک ایران حاشیه تولید کرده. از داستانهای کنسرت تتلو و قیمت بلیتهای نجومی محمدرضا شایع گرفته تا این آخری که دیگر نوبر بود. گاز اشکآور در صورت مخاطبان ایرانی! اساسا مشخص نیست چرا بعضی از ما حاضریم چند ده میلیون در کشوری دیگر هزینه کنیم و نهایتا هم احترام نبینیم!
معروفترین خوانندهای که هفته گذشته ترک جدیدش را منتشر کرد هم آرمین زارعی بود. قطعهای بهنام «دارم هواتو» که خود آرمین آن را نوشته و ملودیاش را ساخته و مسعود جهانی هم تنظیمش را برعهده داشته. زارعی به طرز عجیبی از ابتدای فعالیتش تا امروز هر کاری که منتشر کرده به سرعت هم هیت شده. انگار نبض مارکت به خوبی دستش است و خوب میداند چطور کاری بخواند که در لایههای مختلف جامعه نفوذ کند.
ترکهای و اندکی اگرسیو میخواند. حتی در قطعات عاشقانهاش. ما ایرانیها هم که کلا طرفدار تم عصبی هستیم. اگر دقت کنید در سینما هم بازیگرانی مانند حامد بهداد و نوید محمدزاده هم به دلیل همین تم عصبی و اگرسیوشان در برخی فیلمها بهشدت طرفدار پیدا کردند. متاسفانه هفته گذشته کل خروجی مارکت موسیقی پاپ همین یک ترک بود و چیز دیگری وجود ندارد که پیشنهاد کنیم گوش کنید.
خبر دیگر هم اینکه به مناسبت فرا رسیدن نخستین سالگرد درگذشت امیرهوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) ۲ قطعه موسیقی در قالب ۲ نماهنگ و یک دکلمه در خانه ارغوان اجرا و پیش روی مخاطبان قرار گرفت. «پاییز» براساس یکی از غزلهای کتاب «سیاه مشق» به آهنگسازی پویان نظیفی و «شبگیر» براساس یکی از غزلهای کتاب «تاسیان» به آهنگسازی و تنظیم مصطفی خطیب، عنوان دو اثری هستند که به طراحی، تهیهکنندگی و کارگردانی علی مغازهای از پژوهشگران موسیقی کشورمان در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
علی مغازهای درباره جزئیات این پروژه توضیح داده: «کاوه کلهرنیا نوازنده عود، محمد اطهری نوازنده کمانچه، فرشید شکری نوازنده تمبک، بندیر و دف، ایمان خاکساری نوازنده سنتور، محمود صالحی خواننده، پویان نظیفی نوازنده تار و بمتار آهنگساز تصنیف «پاییز» و مصطفی خطیب نوازنده تار و بمتار و آهنگساز قطعه «شبگیر» را تشکیل میدهند.»
حالا که بحث آقای ابتهاج شد بگذارید این را هم بگوییم که موسیقی ما به مناسبت سالگرد از دست دادن ایشان گزارش کاملی از او و فعالیتهایش در پیشخوان سایتش گذاشته که پیشنهاد میکنيم حتما آن را بخوانید. در ابتدای گزارش از زبان خود ابتهاج آمده: «یکی از افسوسهای من- هنوز هم در این آخر عمر- این است که ای کاش بهجای شعر، یک اتفاقی میافتاد و من دنبال موسیقی میرفتم.
شاید کمتر کسی باور کند؛ ولی من وقتی یک ساز تنها را میشنوم، همراه این ساز، هزار آهنگ بهعنوان هارمونی و کنترباس و کنترپوان و غیره در ذهنم ساخته میشود. اصلا مایعی که در ذهن من است بیشتر به موسیقی کشش دارد. چیزی که برایم خیلی اهمیت دارد و هنر بزرگی هم هست، موسیقی است. خیلی خالصتر از شعر است.
شعر یک مقدار به تفاهم من و شما سر کلمات هم بستگی دارد اما موسیقی به این تفاهم هم احتیاج ندارد. اگر موسیقی با زبان خودش حرف بزند همه اقوام و ملل میتوانند حساش کنند. محتاج ترجمه نیست. خیلی مستقیمتر با عواطف انسانی ارتباط برقرار کرده است.»



