روزنامه هفت صبح، جواد محسنی| اگر از هواداران سبک نقشآفرینی باشید، بدونشک نام استودیوی بتسدا (Bethesda) برای شما آشنا خواهد بود. استودیویی که با ساخت آثاری کلاسیکی مانند The Elder Scrolls و Fallout به رشد و محبوب شدن ژانر نقشآفرینی در میان گیمرها کمک زیادی کرد. این استودیو بیش از 25 سال درگیر ساخت این دو سری بسیار محبوب بود و هیچگاه نتوانست تا دنیای جدیدی را برای گیمرها به تصویر بکشد.
آخرین اثر ساخته شده توسط این استودیو یعنی Fallout 76 با انتقادات بسیار زیادی همراه شد. همچنین عرضههای مجدد The Elder Scrolls V: Skyrim در طی ده سال گذشته باعث نارضایتی بسیاری از سوی هواداران شده بود. حالا بعد از پنج سال انتظار، نوبت به Starfield رسیده است، اما آیا این بازی میتواند قدمی رو به جلو برای بتسدا و ژانر نقشآفرینی باشد؟ اثری که بهعنوان اولین بازی کاملا جدید بتسدا در 25 سال اخیر شناخته میشود و بهواسطه انحصاری بودن برای ایکسباکس توانسته توجههای بسیاری را بهخود جلب کند.
داستان Starfield در آیندهای دور رخ میدهد، جاییکه انسانها توانستند به تکنولوژی لازم برای سفرهای میانستارهای دست پیدا کرده و فضای اطراف منظومه شمسی تا حدود 50 سال نوری را تحت سلطه خود درآورند. داستان در سال 2330 دنبال میشود. گیمر همانند روال همیشگی بازیهای بتسدا، شخصیت خود را میسازد و بهعنوان یک کارگر معدن کار خود را آغاز میکند. در همان ابتدا، گیمر با یک شيء عجیب روبهرو شده که از آن با نام آرتیفکت یاد میشود.
این شیء باعث میشود که گیمر با یک توهم روبهرو شده و اتفاقات عجیبی را تجربه کند. اعضای تیمی به نام Constellation بسیار سریع به این اتفاق واکنش نشان داده و به سراغ گیمر میآیند. بسیار سریع مشخص میشود که Constellation یک سازمان مستقل است که بهدنبال جستوجو در فضا، تلاش میکند تا به ناشناختهها رسیده و دلایل منطقی برای آنها پیدا کند.
در حالیکه آنها قبلا با آرتیفکتها روبهرو شدند، تقریبا هیچ دلیل منطقی برای وجود آنها پیدا نکرده و نمیدانند که این اشیاء مرموز چه کاری انجام میدهند. اینجاست که گیمر بهعنوان شخصیت اصلی سفر نسبتا طولانی خود را همراه با Constellation آغاز میکند. حالا بهعنوان عضوی از سازمان Constellation گیمر باید بهدنبال آرتیفکتهای جدید باشد اما همهچیز به همین سادگی نیست.
باید گفت که داستان Starfield در ابتدا بسیار هیجانانگیز به نظر میرسد اما شیوه روایت آن بسیار خستهکننده است. برای تمام کردن بخش داستانی بدون در نظر گرفتن ماموریتهای جانبی به حدود 15 تا 20 ساعت زمان نیاز دارید. در تمام این مدت، ماموریتهای اصلی شما را به بخشها متفاوت کهکشان فرستاده تا در یک پایگاه یا غارهای طبیعی بهدنبال آرتیفکتهای مختلف باشید.
استودیوی بتسدا در طول 20 سال گذشته از فرمولی ثابت برای طراحی گیمپلی بازیهای خود استفاده میکند. تفاوتی نمیکرد که بازی چه نامی دارد، در هسته اصلی گیمپلی سری The Elder Scrolls و Fallout تقریبا مشابه یکدیگر بودند. تنها تفاوت این دو سری در شاکله اصلی گیمپلی، استفاده از اسلحه در Fallout به جای جادو و شمشیر بود. حالا شاید بهترین تفسیر از گیمپلی Starfield را تاد هاوارد، کارگردان این بازی انجام داده باشد.
او در صحبتهای خود گفته بود که بازی Starfield چیزی مانند Skyrim در فضاست. بسیاری از هواداران استودیوی بتسدا بهخاطر ساخت یک دنیای جدید، منتظر تغییرات گسترده در بخش گیمپلی بودند. گرچه در نهایت این اتفاق رخ نداده و هنوز هم بهترین تفسیر از این بازی Skyrim در فضاست. هسته اصلی گیمپلی همان چیزی است که در Skyrim و دو نسخه آخر Fallout مشاهده کردید. در این میان ویژگیهای جدیدی مانند استفاده از فضاپیما و درگیری با دیگر سفینهها به بازی اضافه شدند.
البته همین ویژگی جدید اضافه شده نیز در بخش داستانی کمتر مورد استفاده قرار میگیرد. در حالیکه نبردهای فضایی میتوانستند بسیار لذتبخش باشد، در طول مراحل شاید چند بار و به شکلی کاملا محدود مورد استفاده قرار میگیرد. همانند همه بازیهای بتسدا شاهد استفاده از سیستم Talent هستیم. گیمر با بازی کردن و انجام ماموریتهای مختلف به سطحهای جدیدی دست پیدا میکند.
با هر بار ارتقای سطح میتوانید مهارتهای جدیدی را برای شخصیت خود انتخاب کنید. اگر به دید مناسبی از شخصیت خود رسیده باشید و مهارتهای مناسبی را انتخاب کنید، پیشرفت در بازی میتواند بسیار آسان و لذتبخش باشد. در سمت مقابل اگر دید خوبی به این قسمت نداشته باشید، قسمتهای مختلفی از بازی میتواند بسیار دشوار شوند.
در هر صورت باید گفت که سیستم Talent هنوز هم یکی از بخشهای جذاب این بازی است که میتواند به شخصیسازی بسیار عمیق کاراکتر کمک زیادی بکند. یکی دیگر از بخشهای بازی ساخت پایگاه در سیاره مد نظر گیمر است. این ویژگی که اولینبار در بازیهای Fallout مورد استفاده قرار گرفته بود، حالا نیز یکی از ویژگیهای Starfield به شمار میرود. ساختن پایگاه، بهبود دادن آن، اضافه کردن سازههای و ساختمانهای جدید میتواند بسیار سرگرمکننده باشد.
گرچه همانند نبردهای فضایی، این بخش نیز به گوشه رانده شده و استفاده چندانی از آن در بخش داستانی نمیشود. ساخت پایگاه و استفاده از آن در حین بازی به گیمر معرفی میشود اما در ساختار داستانی هیچ جایگاهی برای آن تعریف شده و صرفا بهعنوان یک ویژگی جانبی در نظر گرفته میشود. برخی از گیمرها حتی بدون ساختن یک پایگاه، داستان بازی را به اتمام میرسانند.
بهخاطر ساختار گیمپلی بازی Starfield بخش بسیار بزرگی از بازی به مکالمات به شخصیتهای مختلف ختم میشود. در حین این مکالمات بیشترین چیزی که خودنمایی میکند، ضعف در طراحی انیمیشنها صورت و حرکت لبهای شخصیتهای مختلف است. انتظار میرفت که بهخاطر انحصاری بودن این بازی بتسدا زمان بیشتری را برای طراحی انیمیشنهای بدن و بهخصوص صورت صرف کند اما بهنظر میرسد که توجه کمتری به این بخش شده است.
در هر صورت باید گفت که گرافیک بازی بهخصوص در بخش فنی در خور یک بازی نسل جدید و انحصاری نیست. صداگذاری در Starfield از کیفیت خوبی برخوردار است. شخصیتهای متفاوت دارای صداپیشههای بسیار خوب و قدرتمندی هستند و بخش مکالمه با دیگر شخصیتها یکی از بهترین ویژگیهای این بازی بهشمار میرود.
شرح عکس: استارفیلد پر است از مناظر نابی که میتوانید ساعتها به آنها خیره شوید.

