روزنامه هفت صبح، کسری ولایی| دنیای خوش‌ آب‌و‌رنگ و بی‌نقصی وجود دارد به‌نام باربی‌لند که توسط دخترها (عروسک‌ها) اداره می‌شود و در آن جایی برای نگرانی و غصه نیست چون تمام مشکلات حل شده. یکی از باربی‌ها در اثر بحران وجودگرایانه قدرت‌هایش را از دست می‌دهد و می‌فهمد که باید برود به دنیای واقعی تا صاحبش را که احتمالا با عروسک باربی‌اش به مشکل خورده، پیدا کند. یکی از کن‌ها (عروسک‌های مذکری که توی کف باربی‌ها هستند و حکم شهروند درجه دوی باربی‌لند را دارند) هم در سفر به دنیای واقعی دنبالش می‌رود.

وقتی به لس‌آنجلس می‌رسند، تازه می‌فهمند چقدر همه‌چیز متفاوت است. سازندگان کمپانی عروسک‌سازی مَتِل می‌افتند دنبال باربی دردسرآفرین و از سوی دیگر کن که با مفهوم مردسالاری آشنا شده به باربی‌لند برمی‌گردد تا آنجا را تغییر دهد و مردها را به جایگاه واقعی‌شان برساند… . این خلاصه داستان «باربی» است که دنیا را ریخته به‌هم و تماشایش به‌اندازه خواندن همین چند خط واکنش‌های متناقضی را به‌دنبال خواهد داشت.

هر وقت به موضوعی پسوند «زنانه» می‌چسبد، کار پیچیده می‌شود. ربطی به پیچیدگی ذاتی ذهن زنانه یا ناتوانی جنس مذکر در درک زن‌ها ندارد. ماجرا مربوط می‌شود به هزاران سال تمدنی که درست یا غلط با ذهنیت مردانه شکل گرفته و خیلی از قراردادها و مفاهیم مربوط به زنان محصول همین تمدن است. مثلا شما وقتی درباره زیبایی زنانه یا صنعت آرایش و فشن صحبت می‌کنید، با دو رویکرد متضاد مواجهید؛ آیا زیبایی و قدرت زنانه مفهومی برساخته از جانب مرد‌هاست برای کنترل و ارزش‌گذاری جنس مونث به شیوه‌‌ای دلخواه؟

یا هویت بخشیدن به شیوه‌های ابراز قدرت از سوی زنان در جامعه مردسالارانه است؟ حتی اگر به ظاهر مسخره باشد، در عمل کارکردی دارد شبیه به پازل‌های پیچیده‌ و بامزه‌ای که غیر‌قابل فهم بودنشان می‌تواند آدم را به جنون برساند. گرتا گرویگ و مارگو رابی (که علاوه بر بازی در نقش اصلی یکی از تهیه‌کنندگان اصلی فیلم هم به‌شمار می‌آید) روی این ایده دست گذاشته‌ و یکی از پرسروصداترین محصولات سینمایی چند سال اخیر را ساخته‌اند.

فهرست عناوین و برچسب‌های «باربی» طولانی‌تر از آن است که فکرش را بکنید؛ پرفروش‌ترین فیلم سال، پرفروش‌ترین فیلمی که توسط یک فیلمساز زن ساخته شده، پرفروش‌ترین محصول کمپانی برادران وارنر و… . اهمیت کار گرویگ را صرفا نمی‌شود با چرتکه انداختن مشخص کرد. چرا که برای اولین‌بار، حداقل در هزاره جدید، با تعریف تازه‌ای از بلاک‌باستر طرفیم که زنانه و دخترانه بودن را مثل مدال به سینه‌‌ چسبانده.

تا قبل از این، به صورت پیش‌فرض بلاک‌باسترها برای پسرهای نوجوان ساخته می‌شدند و کسی اعتراضی نداشت، حتی دخترانی که برای تماشای همین فیلم‌ها به سینما می‌رفتند. پرفروش‌ترین فیلم‌هایی که به صورت ویژه برای مخاطب مونث ساخته می‌شد هم انیمیشن‌های دخترانه دیزنی مانند «منجمد» بود.

بعد موج فمینیسم، بلاک‌باسترها را برد به سمت مهندسی معکوس؛ یعنی با همان منطق صرفا جای قهرمان بزن‌بهادر مرد با زن‌ها عوض شود. ماجرای «باربی» کاملا متفاوت است و در نتیجه همه را غافلگیر کرده. فرض کنید که برنامه‌ای بسازند در نقد مسابقات دختر شایسته و دقیقا با استفاده از جذابیت‌های خود برنامه‌ها شما را قانع کنند که دیگر چنین مسابقاتی را نبینید! فرمول عجیبی که سازندگان «باربی» به کار گرفته‌اند و در کمال تعجب جواب داده است.

یکی از شاخصه‌های متامدرنیسم شکستن همزمان ساختارها و در عین حال تلاش برای رسیدن به معنا و ساختار تازه است. قبلا فیل لرد و کریس میلر مشابه همین کار را با انیمیشن «فیلم لگو» انجام داده بودند، با ظرافت و خلاقیت بیشتر و البته تاثیرگذاری کمتر. چون به هر حال «فیلم لگو» بر اساس آجرهای لگو ساخته شده بود و به کشف و زایش معنا در زندگی می‌رسید، «باربی» درباره فردیت و هویت جنسی فارغ از کلیشه‌هایی است که جامعه به شما تحمیل می‌کند.

کافی است سری بزنید به شبکه‌های اجتماعی تا ببینید که چطور حامیان افراطی هر تفکری چطور به جان هم افتاده‌اند، از کسانی که خواستار تکه‌و‌پاره کردن مردها هستند گرفته تا مریدان اندرو تیت که به طرز ساده‌لوحانه‌ای برای احیایی نرینگی مسموم و مردسالاری تلاش می‌کنند.

شاید ایده اصلی «باربی» تکان‌دهنده نباشد ولی هوشمندانه و کاملا مماس با روح زمانه است. حس‌و‌حال تماشای چنین فیلمی در سینما با دیدن نسخه دیجیتالش بعد از چند هفته تبلیغ و بحث‌های دامنه‌دار فرق دارد و بالا رفتن انتظارات و رو شدن بخش عمده‌ای از سورپرایزها، احتمالا کمی توی ذوق‌تان می‌زند؛ گرچه حتی با این وجود هم نمی‌شود اهمیت متنی و فرامتنی کار گرتا گرویگ و همکارانش را نادیده گرفت.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.