روزنامه هفت صبح، فاطمه شیخ علیزاده| سارقان منزل که با شیوه و شگردهای مختلف به خانه تهرانیها دستبرد میزدند به دام افتادند. برخی از این افراد حرفهای و سابقهدار منکر اتهامات خود بوده اما ادله کافی علیه آنها موجود است. از ورزشکار کیک بوکسینگ گرفته تا کشاورز ورشکسته، عاشق ناکام و معتاد خیابانخواب؛ همه نوع سارق روز یکشنبه در پلیس آگاهی تهران حاضر شدهاند.
وجه اشتراک تمام آنها این است که وارد خانههای مردم شده و به طلاها و پول و اشیای عتیقه موجود در خانه دستبرد میزدند.حالا با عنوان اتهامی سرقت از منزل دستشان به یکدیگر دستبند خورده است. عدهای مالباخته هم در اداره هفدهم پلیس آگاهی تهران حاضر هستند و یک چشمشان شوق است به خاطر دستگیری سارق منزلشان و چشم دیگرشان امید باز پس گرفتن اموالشان.
سرهنگ علی ولیپور گودرزی رئیس پلیس آگاهی تهران در توضیح این خبر گفت:« هشت باند سارقان منزل شامل 24سارق حرفهای سابقهدار توسط کارآگاهان اداره هفدهم پلیس آگاهی تهران در حالی به دام افتادند که ارزش اموال مسروقه آنها بیش از 50 میلیارد برآورد شده است.»
سرقت طلاهای امانتی
در میان بحبوحه جمعیت سراغ مرد جوانی میرویم که به خانه او واقع در خیابان مطهری دستبرد زدهاند و این مالباخته در گفتوگو با خبرنگار هفتصبح میگوید:«مدتی قبل خواهر و مادر من قصد سفر زیارتی به مشهد مقدس را داشتند که طلاهای خود را نزد من امانت گذاشتند.آنها میدانستند که ما در خانهمان گاوصندوق داریم
و گمان میکردند اگر طلاها را نزد من امانت بگذارند، از اینکه آن را در خانه خود بگذارند و سفر بروند محفوظتر خواهد بود.» غافل از اینکه سارقان یک راست سراغ گاوصندوق خانه مرد جوان رفتند:«زمانی که من سر کار بودم، باند سارقان از پنجره خانه وارد آپارتمان من شده و گاوصندوق را سرقت کرده بودند.ارزش طلاهای امانتی و پولهای موجود در گاو صندوق روی هم رفته دو و نیم میلیارد تومان بود.»
سرقت درعرض چند دقیقه
مرد میانسال دیگری که در میان انبوه جمعیت پرسه میزند یکی دیگر از مالباختگان است. او در مورد نحوه سرقت از منزلش میگوید:«خانه ما واقع در محله تهرانپارس است.مدتی قبل خانوادگی برای سفر به ویلایمان در شهرستان فیروزکوه رفته بودیم اما پسرم همراه ما نیامد و در خانه بود.او غروب برای خرید بیرون از خانه رفته بود و خرید او حدود نیم ساعتی بیشتر طول نکشیده بود.وقتی به خانه بازگشته متوجه شده که دزد از پنجره وارد خانه شده و پول و طلا به ارزش سه و نیم میلیارد تومان سرقت کرده بودند.»
در ادامه گزارش گفتوگوی خبرنگار ما با برخی از این سارقان را بخوانید.
دزدی با مغز فندقی در نقش مهندس پولدار!
دو نفری دست به سرقت منزل میزدند.آنها در ابتدا منکر اتهامات خود بودند اما بعدا به 3 فقره سرقت منزل در تهران اعتراف کردند.
چند سال داری؟
30 سال.
چرا دست به سرقت منزل زدی؟
من و دوستم که به او مغز فندقی میگوییم مدتی قبل در شهر خودمان دست به سرقت زدیم و بازداشت هم شدیم.وقتی شناسایی شدیم برای دستگیری ما اقدام به تیراندازی هم کردند.بعد با قرار وثیقه آزاد شدیم و پرونده هنوز باز است.مدتی قبل برای سفر به تهران آمدیم و در اینجا هم به 3 خانه دستبرد زدیم.
چرا این کار را کردی؟
چون باید بدهی شاکیان قبلی را میدادم تا به من رضایت دهند!
پول سرقتهای قبل را چه میکردی؟
آنها را خرج دوست دخترهایم کرده بودم! چون من دلم میخواست برای آنها نقش یک مهندس معمار پولدار را بازی کنم و این هم خرج داشت!
چقدر درس خواندهای؟
دیپلم هم ندارم اما عاشق ورزش بودم و همیشه بوکس بازی میکردم.
عاقبت شوم میوهفروش عاشق
باند 3 نفره دیگری که دستگیر شدهاند، اتباع افغان هستند که ادعا میکنند بدون نقشه قبلی و بعد از مصرف موادمخدر دست به سرقت زدهاند.
چه شد دست به دزدی از منزل مردم زدی؟
من و دوستانم فقط یک بار به دزدی رفتیم.آن شب در خرابههای کنار یک خانه در پاسداران موادمخدر کشیدیم و من یک دفعه چشمم به پنجره باز یک خانه افتاد.نمیدانم چرا بدون هیچ فکر و نقشه قبلی به سرم زد که داخل خانه بروم.در آن لحظه فقط به تامین هزینه موادمخدر فکر میکردم.دوستانم اول گفتند نرو اما وقتی از دیوار بالا کشیدم آنها هم همراهم آمدند.
شغلت چه بود؟
در نزدیکی همان خانهای که به آن دستبرد زدیم، یک میوهفروشی بود که شاگرد آن بودم اما حقوق کارگری کفاف هزینه موادمخدر را نمیداد.
چرا معتاد شدی؟
9 سال قبل در کابل عاشق دختری بودم.خانوادهاش به من گفتند که تو هیچ مال و اموالی نداری برای همین او را به عقد مرد دیگری درآوردند.من از غم این عشق معتاد شدم و از همان موقع به ایران آمدم.
عمو و برادرزادههای کشاورز سارق شدند
مرد جوان بعد از اینکه در کار کشاورزی ورشکست شد به همراه برادرزادههایش دست به سرقت زدند.
چه شد دست به سرقت زدی؟
مجبور شدم چون بعد از خشکسالی شغلمان را که کشاورزی بود از دست دادیم.
همدستانت چند سال دارند؟
آنها برادرزادههای 16ساله من هستند.میدانستند که میخواهم ازدواج کنم و نمیتوانم.برای همین از روی دلسوزی با من همکاری کردند.
شگرد شما چه بود؟
خانههای خالی را نشان میکردیم و اگر امکان ورود از راه پنجره وجود داشت به آنجا میرفتیم.
پرونده این سارقان در آگاهی باز است و مالباختگان همچنان برای پیگیری سرقت منازلشان مراجعه میکنند.



