روزنامه هفت صبح| نیامده پرفروش شد! در حالی که قرار است بیوگرافی ایلان ماسک امروز (۱۲ سپتامبر) منتشر شود، این کتاب تا همین حالا، در صدر فهرست کتابهای پرفروش قرار گرفته! نویسنده این کتاب والتر آیزاکسون، نویسنده و تاریخنگار سرشناسی است که بیوگرافی برخی از قدرتمندترین چهرههای تاریخ نظیر استیو جابز تا آلبرت اینشتین را نوشته.
برای خلق این کتاب، آیزاکسون، این کارآفرین میلیاردر را به مدت دو سال، از طریق کارخانههای اسپیس ایکس و تسلا و حضور در جلسات هیات مدیره دنبال کرد و در همان حال ساعتها برای مصاحبه با او، خانواده، دوستان، همکاران و مخالفانش وقت گذاشت. هدایت جهان به عصر وسایل نقلیه الکتریکی، اکتشافات فضایی خصوصی و هوش مصنوعی و تصاحب توئیتر که اکنون با نام X خوانده میشود، از جمله کارهایی است که ماسک در حین همین ۲ سال انجام داده است.
همانطور که آیزاکسون در مصاحبههای متعددی که قبل از انتشار کتابش در آن شرکت کرده گفته است، به دوران کودکی ماسک در بسیاری از کتابها پرداخته شده و روشن است که ماسک در آفریقای جنوبی بزرگ شد، به طور مداوم از بچههای قلدر کتک میخورد و در خانه پدری که از نظر عاطفی آزاردهنده بود، زندگی میکرد.
در حالی که او بزرگتر میشد، زخمهای ناشی از تربیت پر فراز و نشیب او در روحش باقی ماند و شاید همین تجربیات بود که او را به ریسکهای دیوانهوار و حس حماسی ماموریت داشتن، کشانده باشد. آیزاکسون اوایل این ماه در صحبت با یک خبرنگار حوزه فناوری گفته: «جالبترین کارها را انجام میدهد و مردم را دیوانه میکند.»
ارتباط کرم مرطوبکننده با اسطوره!
محمدرضا شمس، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان گفتوگویی با خبرگزاری ایسنا درباره اسطورهها انجام داده. در بخشهایی از این گفتوگو آمده است: «اسطورهها از قدیم بوده و امروزه نیز به حیات خود ادامه میدهد؛ رولان بارت معتقد است «به انتها رسیدن اسطوره به معنای بیحرکت شدن جهان است». میرچا الیاده بر این باور است «جهان بشری وابسته به اسطوره است» و بر این اندیشه است که اساطیر در تمامی جوامع بشری حضور زنده دارند.»
شمس با تأکید بر اینکه اسطورهها از بین نرفته و به امروز کشیده شدهاند، گفته: «دنیای امروز، دنیای قهرمانانی است که بیشمار خلق میشوند. نویسندهای با ذهن خلاق، ابرانسانی خلق میکند که قادر است بشریت را از مشکلات روزمرهای که با آن درگیر است، برهاند. این قهرمان بر پرده سینما ظاهر میشود، از تلویزیونها سر درمیآورد و دست آخر تصویرش روی تیشرت و جاکلیدی نقش میبندد.» او در ادامه خاطرنشان کرده:
«رولان بارت حتی کرمهای مرطوبکننده پوست را هم ابزاری اسطورهای برای خرید جوانی و زیبایی میداند. آنتونیو مورنو به ماجراهای قهرمانانِ داستانها و کارتونهای کودکان نظیر «سوپرمن» و کارتونهای والت دیسنی اشاره میکند و آنها را برداشتی از اندیشه اسطورهای نیک و بد، روشنی و تاریکی میداند که در نهایت خیر بر شر چیره میشود.» شمس در پایان تأکید کرده: «انسان در مواجهه با مرگ و در مواجهه با جهان یا پدیدههای جهان بایستی روایتی خلق میکرد که جایگاه و تکلیفش را با هستی روشن کند. این روایت همان اسطوره است که پر است از ترسها، بیمها و امیدهای بشر.»
موزه تسلیم بیقید و شرط
رمان «موزه تسلیم بیقید و شرط» نوشته دوبراوکا اوگرشیچ با ترجمه آذر عالیپور توسط «نشر نو» منتشر و راهی بازار نشر شد. از این نویسنده، پیشتر ترجمه رمان «وزارت درد» با ترجمه نسرین طباطبایی توسط همین ناشر منتشر شده است. «وزارت درد» رمانی منسجم و دارای ترتیب و نظم بود اما «موزه تسلیم بیقید و شرط» روایتی نامنسجم و غیریکپارچه از ژانرهای ادبی گوناگون است که فرازهایی از آن زندگینامهاند و فرازهایی دیگر خیالپردازانه، فرازهایی هم مستند و فرازهایی هم سوررئالیستی.
قطعات و بخشهای مختلف رمان هم در ساختاری پستمدرنیستی کنار هم قرار گرفتهاند. دوبراوکا اوگرشیچ میگوید اگر خواننده کتاب احساس میکند ارتباط معنادار یا محکمی بین بخشهای مختلف این داستان وجود ندارد، بهتر است صبور باشد چون ارتباطات هر زمان اراده کنند، خود را نشان میدهند.
نکته دیگر این پرسش است که آیا این رمان، اثری اتوبیوگرافیک (زندگینامه خودنوشت) است یا نه؟ پاسخ نویسنده به اینسوال این است که ممکن است در یکلحظه فرضی این مسئله برای پلیس مهم باشد اما برای خواننده کتاب اهمیتی ندارد. نویسنده در کتاب پیشرو به مفاهیمی چون تبعید، هنر، پیری، تاریخ، مرگ، فراموشی و حافظه پرداخته و خردهروایتهایی را از خاطرات دوستان و بستگانش که از میهن مهاجرت کرده و غربتنشین شدهاند، ذکر کرده است.
اینمیان نقلقولهایی از نویسندگان، نقاشان، هنرمندان مجسمهساز و دیگر چهرههای فرهنگی هنری گذشته و معاصر هم آورده است. روایتها و قطعات مندرج در اینکتاب، در ابتدا ازهمگسیخته بهنظر میآیند اما در مجموع تصاویری از سالهای اختناق در اروپای شرقی را به تصویر میکشند.
۲۳۷هزار دلار برای یک نامه!
نامهای که ارنست همینگوی درباره جان سالم به در بردن از سانحههای هوایی نوشته بود، در یک حراجی به قیمتی بیش از 237 هزار دلار فروخته شد. این رماننویس برجسته آمریکایی در این نامه چهارصفحهای که خطاب به وکیل خود یعنی «آلفرد رایس» نوشته بود، همچنین از نخستین تجربه خود از شلیک به یک شیر در کنیا نوشته که با استفاده از تفنگی انجام شده که با چسب نواری به هم متصل شده بود.
در بیست و سوم ژانویه سال ۱۹۵۴ میلادی، همینگوی و همسرش مری، زمانی که برای عکاسی از آبشار «مورچیسون فالز» در اوگاندا سوار یک هواپیما شدند، تقریبا به پایان برنامه سفر سیاحتی خود در آفریقا نزدیک شده بودند. با این حال، زمانی که خلبان قصد داشت برای جلوگیری از تصادف با دستهای از لکلکها، فرود اضطراری کند، هواپیما سقوط کرد. آنها شب را در جنگل سپری کردند و روزنامهها در آن زمان گزارش دادند که همینگوی جان خود را از دست داده است.
روز بعد، آنها سوار قایق گروهی از گردشگران و بعد سوار یک هواپیمای دیگر شدند که حین پرواز آتش گرفت، سقوط کرد و در نهایت منفجر شد. همینگوی و همسرش دچار جراحات شدیدی شدند که این نویسنده هرگز به طور کامل از عواقب آن بهبودی کامل پیدا نکرد. در نامهای که همینگوی در هفدهم آوریل سال ۱۹۵۴ میلادی نوشت، به جراحات شدیدی اشاره کرد که به کلیه راست، کبد و طحال او وارد شده بود. او همچنین توضیح داد که به دلیل سوختگی، توانایی زیادی برای نوشتن و تایپ کردن ندارد.



