روزنامه هفت صبح| بعد از نجات معجزهآسای مرد جوان از مرگ، نامزد او به اتهام شروع به قتل از طریق مسموم کردنش، محاکمه شد اما اتهام خود را نپذیرفت. این موضوع در حالی است که پزشکان پیشبینی کردهاند شاکی تا آخر عمر توان حرکتی نخواهد داشت. اواسط شهریور سال ۱۴۰۱ رسیدگی به پرونده مرد جوان بهنام خسرو که با حال وخیم به بیمارستان بهارلو منتقل شده بود، در حالی در دستور کار ماموران انتظامی قرار گرفت که بررسیها نشان میداد فردی باانگیزه قتل خسرو، او را مسموم کرده است.
در حالیکه مرد جوان به حالت کما رفت، بررسیها و تحقیقات از دوستان نزدیک خسرو که او را به بیمارستان رسانده بودند، آغاز شد و یکی از آنها به ماموران گفت: «روز حادثه خسرو به خانه نامزدش بهنام حمیرا رفته بود. حمیرا با من تماس گرفت و گفت که حال خسرو اصلا خوب نیست. سپس از من خواست که او را به بیمارستان برسانم. وقتی به خانه نامزدش واقع در شهرری رفتم؛ او به من گفت که دلیل بد شدن حال خسرو را نمیداند.» در ادامه بررسیها آثار ضرب و جرح روی بدن خسرو مشخص شد و همه اینها سبب شد که ظن ماموران نسبت به حمیرا بیشتر شود.
تحقیقات درباره مظنون اصلی پرونده
به این ترتیب ماموران اقدام به تحقیقات درباره این زن جوان کرده و متوجه شدند او با مادرش زندگی میکند و همسایهها از آنها اعلام نارضایتی کرده و گفته بودند که این مادر و دختر در خانهشان رفتوآمدهای مشکوک زیادی داشتند. همچنین تحقیقات حاکی از این بود که از مدتی قبل خسرو بر سر رفتوآمدهای مشکوک خانه حمیرا با او اختلاف پیدا کرده بود.
به این ترتیب حمیرا تحت بازجویی قرار گرفت و در ادعایی عجیب گفت: «مدتی قبل با خسرو نامزد کردم اما او شکاک بود و من قصد داشتم نامزدیام را با او بههم بزنم. روز حادثه با او تلفنی حرف زدم و گفتم که قصد تمام کردن رابطهمان را دارم. او مقابل خانه ما آمد و من نمیخواستم در را باز کنم اما او اصرار کرد. وقتی در را باز کردم، مقابل چشمان خودم تعداد زیادی قرص متادون خورد تا خودکشی کند. من هم سریع دوستش را خبر کردم تا جانش را نجات دهم.»
خسرو به هوش آمد!
در حالیکه تحقیقات در این پرونده ادامه داشت؛ با گذشت دو ماه خسرو به هوش آمد اما پزشکان اعلام کردند به دلیل ضایعه شدید مغزی او تا پایان عمر قادر به حرکت دادن دست و پاهایش نخواهد بود. در همین حال او از حمیرا به اتهام شروع به قتل شکایت کرد و زن جوان بازداشت شد. با طی روند قانونی پرونده و صدور کیفرخواست، متهم برای محاکمه در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه رسیدگی، خسرو که با ویلچر و با کمک پدرش در جلسه حاضر شده بود، در طرح شکایت خود گفت: «روز حادثه در مکانیکی محل کارم بودم که حمیرا با من تماس گرفت و باز هم جر و بحثمان شد. خیلی عصبانی بودم و تصمیم گرفتم به خانهشان بروم و حضوری با هم حرف بزنیم. من در محل کارم هیچ قرص و دارویی مصرف نکرده بودم و نمیدانم در خانه حمیرا چه بلایی سرم آمد.»
سپس نوبت به زن جوان رسید که در برابر اتهام وارد شده از خود دفاع کند. حمیرا گفت: «اتهامم را قبول ندارم. خسرو قبلا به من تهمت میزد که در خانهمان رفتوآمد مشکوک داریم با اینکه فقط نامزد مادرم به خانه ما میآمد. حالا هم به من تهمت شروع به قتل زده با اینکه من اگر قصد کشتن او را داشتم، برای رساندن او به بیمارستان اقدام نمیکردم.» در حالیکه شاکی تقاضای اشد مجازات برای متهم را دارد، قضات دادگاه برای صدور رای وارد شور شدند.



