روزنامه هفت صبح، گروه بازار| تیر رندانی که میخواستند روی موج شایعات سوار شوند و پیکان قراضه و پراید اسقاطیشان را با قیمت نجومی به دیگران قالب کنند، به سنگ خورد. حالا همه میدانیم ماجرای قیمت نجومی ماشینهای اسقاطی، درست شبیه سکه 25تومانی و جیوه اسرارآمیز چرخهای خیاطی سینجر، سرکاری بوده و هیچ آدم عاقل و بالغی حاضر نیست برای یک تکه آهن 500-400 میلیون تومان پول بدهد.
ابهامات قانونی مربوط به واردات خودرو هم به لطف توضیحات مشفقانه مسئولان مربوطه برطرف شده اما تا تنور داغ است بگذارید چندتایی حقیقت سخت را با هم در میان بگذاریم. خلاصهاش میشود اینکه داستان ما و ماشینهایی که عمر مفیدشان به پایان رسیده و کمکم باید از رده خارج شوند، قرار است همچنان ادامه پیدا کند. احتمالا میپرسید چرا؟
رئیس فراکسیون محیطزیست مجلس آمار شگفتانگیزی از تعداد خودروهای فرسوده کشور ارائه کرده است: براساس آمارها از 38میلیون وسیله نقلیه کشور حدود 17میلیون معادل 45درصد فرسوده است. بهگفته سمیه رفیعی همچنین از 12میلیون موتورسیکلت در حال حرکت، 11میلیون آن فرسوده بود و در حوزه ناوگان عمومی کشور نیز 80درصد خودروها فرسوده هستند.
این عددها بهقدر کفایت ساده هستند اما محض درک بهتر موضوع لازم است بدانید از هر دو خودرو، نفس یکی به شماره افتاده. همچنین 90درصد موتورسیکلتهایی که از کنارتان ویراژ میدهند و در ترافیک لایی میکشند، دیگر حداقل استانداردهای مورد نیاز یک شهر با هوای پاک را ندارند.
آنهایی که اعتقاد دارند با توجه به شرایط نیازی به سختگیری نیست و میتوان ماجرا را زیرسبیلی رد کرد، کافی است چشمهایشان را ببندند و به مسائلی مثل آلودگی هوا در زمستان و تابستان، افزایش دردسرساز آمار مصرف سوخت و تلفات حوادث رانندگی ناشی از نقص فنی فکر کنند. همه این موارد در سالهای اخیر از نظر اجتماعی، اقتصادی و حتی ملاحظات سیاسی و امنیتی برای جامعه و حاکمیت زحمت درست کردهاند. هنوز فکر میکنید ماجرای خودروهای اسقاطی آنقدرها مهم نیست؟
رئیس فراکسیون محیطزیست مجلس به موضوع مهمی اشاره میکند: باید خودروها و موتورسیکلتهایی اسقاط شوند که امکان تردد داشته باشند وگرنه اسقاط خودروهای متروکه قطعا نمیتواند اهداف قانون هوای پاک را محقق کند. قانون تکلیف سن فرسودگی خودروها را روشن کرده است و بدون رودربایستی و بهشکل کاملا واضح گفته خودرویی که به سن ۱۵سال میرسد «میتواند» اسقاط شود اما در سن ۲۰سالگی تردد آن در سطح کلانشهرها ممنوع خواهد بود.
همین بند قانونی در ابتدای هفته بعضیها را وسوسه کرد تا با قیمت خودروهای اسقاطی شوخی کنند. مراکز اسقاط خودرو اما هنوز گوشهچشمی به قانون دارند اگرچه وقتی پای صدور گواهی اسقاط خودرو وسط میآید، حساب ماشینی که هنوز موتورش روشن میشود و راه میرود از حساب آهن قراضه نیازمند یدککش جداست.
اطلاعات مراکز اسقاط خودرو نشان میدهد ماجرای الزام قانونی واردات در ازای تحویل خودرو قراضه کلا منتفی است چون همین حالا هم بهقدر کفایت آهنپاره و گواهی اسقاط دمدست هست اما اگر برفرض مثال و گوش شیطان کر، روال واردات ادامه پیدا کرد نهایت رقمی که در مراکز اوراق و اسقاط ماشین به کسی میدهند عدد 35میلیون تومان است.
حالا دوباره آماری که سمیه رفیعی از تعداد خودروهای فرسوده کشور اعلام کرده بود را به یاد بیاورید! بهنظرتان با وجود 17میلیون دستگاه کاندیدای واجد شرایط، ممکن است کار بهجایی برسد که ماشین اسقاطی کم بیاید و بهدلیل نایاب بودن قیمتش به 500-400 میلیون تومان برسد؟
خودرو فرسوده فقط برای شهر و محیطزیست مضر نیست. طبق قانون وقتی سن ماشین از 15سال گذشت، تخفیفهای بیمه شخص که در سالهای متمادی با مرارت فراوان جمعآوری کردهاید و به حداکثر 70درصد میرسد، بهصورت معکوس اما با همان روش پلکانی پس گرفته میشود. شاید رویشان نشده اما رسما نوعی جریمه است که مالک خودروي بالای 15 سال باید بابت فرسوده شدن وسیله نقلیه خود بپردازد.
دست برقضا این قسمت قانون را برخلاف بخشهای الزامآور مربوط به اسقاط خودرو توسط دولت، کاملا جدی، رک و کاملا غیرقابل انعطاف به رشته تحریر درآوردهاند. پس مالک هرچقدر ماشین خود را لای پر قو نگه داشته باشد در پایان دوره 15ساله کمکم گرفتار رنج و ملال خواهد شد. ضمن اینکه تبعید خودروهای 20 ساله و بیشتر به خارج کلانشهرها هم پیشبینی شده است.
قانون در عین حال تلاش میکند روی مهربانی هم از خود به نمایش بگذارد. مثلا همین تازگیها بالاخره نرمش به خرج داد و در قالب مصوبهای ورود خودروهای دست دوم به کشور را با شرط و شروطی مجاز اعلام کرد. از سرگیری واردات خودرو خارجی یک قدم بلند دیگر بود.
مورد سوم را هم باید در موظف کردن خودروسازان داخلی به رعایت یکسری استانداردهای آلایندگی و تلاش برای دستیابی به تکنولوژی خودروهای برقی جستوجو کرد. چیزی شبیه ماجرای همین تسلای قرمز رنگی که چند روز پیش توسط معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری وارد کشور شد و در شبکههای اجتماعی اسباب مزاح و کنایه گروهی از کاربران را فراهم کرد.



