روزنامه هفت صبح| یک: راستش را بخواهید من هم با کنجکاوی و کمی نگرانی در حال رصد برخی تصمیمات رادیکال گروهی از اصولگرایان در حوزه اجتماعی و زندگی روزمره در کشورم هستم. گروهی که مطمئنا حامل آرای اکثریت مردم نیستند(حتی در بین طبقه مذهبی کشور هم در اقلیتند) و حالا با اشتیاقی آزارنده در حال پیادهسازی دیدگاههای خود در عرصه فرهنگ و جامعه هستند. در شوراهای شهر، در دانشگاهها و یا به عنوان نمایندگان محترم مجلس.
در خلأ قدرتی که پیش آمده و در سکون میدانی، این گروه بااعتماد به نفسی دوچندان، سیاستهای خود را در قالب قانون به شهروندان ایرانی منتقل میکنند. گروهی که از سوی خطبای جمعه حمایت میشوند و از سوی هوادارانی که در میتینگهای نه چندان پرجمعیتشان، مدام آنها را به سمت طرح و تصویب قوانین سختتر و محدودکنندهتر تشویق میکنند.
در وزارت کشور و در ستاد امر به معروف هم پایگاه قدرتمندی دارند. مشکل اینجاست که هیچ دورنمایی از نتیجه عملکرد آنها و این مهندسی اجتماعی و جراحی دردناکی که در پیش دارند در جلو رو دیده نمیشود. این که حسن نیت و ثابت قدمیشان پاسخ مثبتی خواهد داشت؟ شخصا بعید میدانم. طی دو سال گذشته موج این اعتقاد راسخ را مثلا در تلویزیون دیدیم و اعتماد به نفسی که در ترکیب با حسن نیت انقلابی مدیران جدید، در نهایت حالا به یک نیمچه شکست ختم شده است.
به نظرم این دوستان در درسهایی که از اعتراضات این چند سال اخیر کسب کرده و دریافت کردهاند (و طبق این دریافتها در حال تصمیمگیری هستند) دچار اشتباه شدهاند. این را به عنوان یک روزنامه نگار خدمتتان عرض میکنم. سیاستگذاری در کشور نمیتواند بیگانه با روح و فرهنگ حاکم بر جامعه باشد. روح و فرهنگ حاکم بر جامعه ایرانی در سال 1402 با تصمیمات این دوستان منطبق نیست.
دو: رئیسجمهور بودن مطمئنا در جرگه مشاغل سخت است. همین دیروز فقط اگر از روی عکسهای خبری بخواهم قضاوت کنم، رئیسجمهور صبح به مرقد امام رفته و سید حسن خمینی هم به عنوان میزبان در کنارش بوده است. یعنی 10کیلومتر در جنوب تهران. عکسهای این رویداد ساعت هشت و نیم صبح روی خبرگزاریها آپلود شدهاند.
سپس در ساعت 10صبح در مراسم روز پزشک حاضر بوده و سخنرانی هم کرده است، در کجا؟در محل اجلاس سران. در انتهای سعدآباد در شمالیترین نقاط تهران. سپس سرظهر رفتهاند وزارت دفاع و بازدید از نمایشگاه تسلیحات و رونمایی از پهپاد مهاجر ده. کجا؟ احتمالا در حوالی سیدخندان در شریعتی.
بعد رفتهاند پاستور و آنجا دوتا ملاقات داشتهاند. با رئیس مجلس الجزاير و وزیر امورخارجه مالزی. بعدازظهر هم در جلسه شورایعالی مجازی حضور پیدا کرده است. کجا؟ در همان محل نهاد ریاستجمهوری در خیابان پاستور. عکسهای این رخداد نیز ساعت 5 بعد از ظهر در وبسایتهای خبری پدیدار شدهاند.
سه: این ماجرای آتشسوزی در هاوایی حیرتانگیز است. شهر آتش گرفته 150 تا جسد پیدا شده و 850 نفر مفقود شدهاند و میزان بازتاب خبریاش در سراسر جهان در حد تصادف یک اتوبوس است!
چهار: کمی هم از فوتبال بگویم: منچستر یونایتد همچنان دلهرهآور و ضعیف، آرسنال شانس بزرگ قهرمانی. دکلان رایس در میانه میدان این تیم یک جواهر به تمام معنا بوده است. منچسترسیتی حتی بدون دیبروینه و ریاض محرز و جان استونز و البته گوندوگان هنوز هم یک تیم پرقدرت و سلطه جو است. برایتون ونیوکاسل و برنتفورد و آستون ویلا و وستهام امسال هم تیمهای بسیار خوبی را تشکیل دادهاند و درصدد نفوذ دوباره به قلعه شش تیم ثروتمند هستند.
در اسپانیا ژاوی تیم کم ستارهای را با مجموعهای از بازیکنان بسیار جوان و یکی دو بازیکن خیلی پرتجربه در اختیار دارد و انصافا با این ثروت محدود به لحاظ بازیکن، هم فوتبال خوبی ارائه میدهد و هم نتایج نسبتا خوبی کسب کرده است و رئال مادرید که در وجود جود بلینگهام یک فوق ستاره جدید فوتبال جهان را میجوید. شش ستاره زیر 23 سال در خط هافبک و حمله، آینده رئال مادرید را تضمین کردهاند: بلینگهام، وینسیوس، والورده، رودریگو، شوامنی و کاماوینگا.



