روزنامه هفت صبح، ‌محمد صابری| بیایید همین ابتدا بپذیریم که آنچه امروز تحت عنوان «قاچاق فیلم‌های روز» به آن می‌پردازیم، با آنچه همین ترکیب می‌توانست یک دهه پیش‌تر نمایندگی کند، تقریباً هیچ نسبتی ندارد! اساساً در بازاری که بخش بزرگی از آن در سیطره پلتفرم‌های برخط است و صاحبان همه فیلم‌ها در کنار چرتکه انداختن برای گیشه، نیم‌نگاهی هم به اکران آنلاین دارند، اینکه فیلمی بدون طی کردن فرآیند رسمی، سر از فضای مجازی دربیاورد، خیلی سروشکل آنچه پیش‌تر «دزدی» توصیف می‌شد را ندارد.

چند سال پیش یکی از تهیه‌کنندگان باسابقه می‌گفت هر مخاطبی اگر بخواهد به نسخه یک فیلم در فضای مجازی دسترسی داشته باشد، حتما برای دانلود آن، حجم اینترنت مصرف می‌کند و این به معنای آن است که فیلم «رایگان» به دستش نمی‌رسد! از نگاه این تهیه‌کننده با تعریف سازوکاری منطقی و تعامل میان صاحبان آثار و عرضه‌کنندگان پهنای باند اینترنت، می‌توان کابوس عرضه ناخواسته و بدون منفعت تولیدات در فضای مجازی را برای همیشه پایان داد.

ایده‌ای که این روزها برخی پلتفرم‌های مجازی با صفر کردن هزینه اشتراک، تا حدود زیادی به آن جامه عمل هم پوشانده‌اند. عرضه غیرقانونی فیلم‌هایی مانند «برادران لیلا» و «تفریق» اما سویه دیگری هم دارد. بعید است صاحبان این آثار به‌خصوص کارگردانان‌شان از مخاطب گسترده‌ای که پیدا می‌کنند، گله‌مند باشند اما اگر از منظر مخاطب حرفه‌ای به این ماجرا نگاه کنیم، محروم ماندن این گروه از مخاطبان از تماشای مهمترین فیلم‌های روز سینمای ایران بر پرده سینما، نکته‌ای نیست که بتوان نسبت به آن غفلت کرد. از همین منظر هم بعد از راهیابی نسخه باکیفیت یک فیلم مهم، با نگرانی و حسرت از خود می‌پرسیم یعنی فیلم بعدی کدام است؟

قاتل و وحشی/ حمید نعمت‌اله/ 1398
مشکل کجاست؟
با رد شدن فیلم از سوی هیأت انتخاب جشنواره فیلم فجر در سال 98 اینگونه به نظر می‌رسد که مشکل اصلی فیلم خشونت بالای آن است اما بعدها و در زمانی که مشخص شد فیلم اساسا امکان ورود به چرخه اکران را ندارد، مسئله گریم لیلا حاتمی و نقش‌آفرینی او با سر تراشیده در سکانس‌هایی از فیلم هم پیش کشیده شد. بعدها مسئولان سازمان سینمایی با صراحت بیشتری درباره مشکل اصلی این فیلم موضع‌گیری کردند و ماجرا حدود شرعی برای پوشش بازیگر اصلی فیلم را مانع اصلی دانستند. بعدها هرچند فیلم پروانه نمایش دریافت کرد اما این پروانه مشروط بود و فیلم تنها مجاز به نمایش در خارج از ایران شده است؛ اتفاقی که به‌وضوح فیلم را در معرض قاچاق قرار خواهد داد!

از فیلم چه می‌دانیم؟
حمید نعمت‌اله از آن فیلمسازان خاص است. خاص بودنی که البته به معنای دوری‌اش از مخاطبان عام نیست و اتفاقاً به طرز ویژه‌ای هم همواره رگ خواب مخاطبش را می‌داند و تجربه‌های موفقی، هم در قاب تلویزیون و هم بر پرده سینما، در زمینه برقراری با مخاطبان داشته است. او دلبسته سینماست و برای یک دلبسته، تجربه ورود به عرصه‌های مغفول و کمتر تجربه‌شده، همواره وسوسه‌برانگیز است.

فیلم «قاتل و وحشی»‌ از این منظر یکی از جسورانه‌ترین بلندپروازی‌های نعمت‌اله در زمینه ساخت فیلمی در ژانر وحشت و حتی زیرژانر اسلشر است! فیلمی سرشار از خشونت و وحشت که این اندازه نزدیک‌ شدن به آن پیش‌تر در سینمای ایران یک تابو بود و حالا نعمت‌اله با پایبندی به قواعد ژانر به آن نزدیک شده است. فیلم در سال 98 مقابل دوربین رفت و خیلی‌ها انتظار داشتند در جشنواره فجر همان سال رونمایی شود اما حاشیه‌ها از همان مقطع کلید خورد و فیلم به‌رغم نظر مثبت هیأت انتخاب، در ویترین فجر غایب ماند!

مواضع چیست؟
سازمان سینمایی همواره مشکل «قاتل و وحشی» را به ماجرای حجاب مرتبط دانسته و می‌گوید برای رفع مشکل فیلم، تصمیم‌گیر نیست! حمید نعمت‌اله هم در یکی از معدود واکنش‌هایش درباره حواشی این فیلم، این دل‌نوشته را منتشر کرد: «وقتی «قاتل و وحشی» را می‌ساختم عمیقا این احساس را داشتم که مسیری که در حال طی کردنش هستم، در سنت سینمای ما پیش از این تجربه نشده است و این یک بی‌تکیه‌گاهی جدی به من می‌داد. اگرچه نمونه‌های خارجی زیادی برای «قاتل و وحشی» در اختیار داشتم، اما سنت ایرانی نداشت و اینجا فهمیدم که علی حاتمی برای ساخت فیلم‌هایش چقدر تنها بوده است و سنت فیلمسازی او نه تنها در سینمای ایران که در سینمای دنیا نیز بی‌سابقه است.»

شب، داخلی، دیوار/ وحید جلیلوند/ 1401
مشکل کجاست؟
اگر بخواهیم وجه تشابهی میان دو فیلم «شب، داخلی، دیوار» و «تفریق» در نظر بگیریم، احتمالا عاملیت کارگردانان این دو فیلم در صدور حکم غیررسمی توقیف برای آن‌هاست!‌ وحید جلیلوند هم مانند مانی حقیقی در متن حوادث و التهابات سال گذشته، حضوری فعال در فضای مجازی داشت و با انتشار ویدئوهایی اعتراضی تلاش کرد مسئولان تصمیم‌گیر به‌ویژه مدیران ارشاد و سازمان سینمایی را به باد انتقاد بگیرد. نکته مهمتر اینکه فیلم «شب، داخلی، دیوار»‌ از منظر محتوایی هم بی‌ارتباط با کنش‌های اعتراضی نبود و داستان فیلم بنابر تیزرهای منتشرشده از آن درباره رفتارهای مأموران امنیتی با جماعتی از معترضان است که با تمرکز بر سرنوشت یکی از این معترضان پیش می‌رود. این همانندی هم طبیعتا باب طبع مدیران سینمایی نیست!

از فیلم چه می‌دانیم؟
وحید جلیلوند تا سال‌ها به‌واسطه صدای خاص‌اش در عرصه بازیگری و اجرا شناخته می‌شد اما باید اعتراف کرد اوج‌گیری هنری او زمانی رقم خورد که بر کرسی کارگردانی تکیه زد. فیلم «چهارشنبه 19 اردیبهشت» بهترین شروع ممکن برای معرفی یک استعداد تازه به سینمای ایران بود و جلیلوند در ادامه مسیرش با «بدون تاریخ، بدون امضا»‌ ثابت کرد که کیفیت اولین فیلمش اتفاقی نبوده و همچنان حرف‌های تازه‌ای برای سینمای ایران می‌تواند داشته باشد.

با همین سابقه هم طبیعتا خیلی‌ها منتظر رونمایی از تازه‌ترین تجربه او بودند. «شب، داخلی، دیوار» در سال 1401 به سرانجام رسید اما در جشنواره فجر آن سال غایب بود، غیبتی که نمی‌توان اراده سازندگانش را در آن بی‌تأثیر دانست. آن‌ها فیلم را راهی جشنواره ونیز کردند و با راهیابی به بخش اصلی این رویداد توانستند در کورس رقابت با چهره‌های معتبر جهانی برای شکار شیر طلایی، سینمای ایران را نمایندگی کنند. این حضور اتفاقا با هماهنگی سازمان سینمایی هم رقم خورد تا بلکه حواشی «برادران لیلا» برای آن تکرار نشود.

مواضع چیست؟
وحید جلیلوند در نشست رسانه‌ای فیلم «شب، داخلی، دیوار» در جشنواره ونیز، زمانی که با سوال شیطنت‌آمیز یک خبرنگار مواجه شد، مأموران امنیتی ایران را «برادر» خطاب و تأکید کرد: «اگر حاکمیت و اپوزیسیون همدیگر را برادر ببینند، گفت‌وگوی بیشتری می‌توانند داشته باشند.» چند ماه بعد از این موضع‌گیری و زمانی که آتش التهابات در داخل کشور بالا گرفت، او ویدئویی را خطاب به وزیر ارشاد منتشر کرد و ضمن انتقاد تندوتیز از اظهارات وزیر درباره سینماگران، صراحتا اعلام کرد دیگر در این دوران فیلمی نخواهد ساخت و حتی برای اخذ پروانه نمایش آخرین فیلمش «شب، داخلی، دیوار» هم درخواست نخواهد کرد! این یعنی فارغ از موضع مسئولان سازمان سینمایی، مسیر طبیعی توقیف فیلم هم مسدود است، چه رسد به اکرانش!

کاناپه/ کیانوش عیاری/ 1395
مشکل کجاست؟
یکی از مصداقی‌ترین فیلم‌هایی است که هرچند با صراحت درباره مشکل آن اظهارنظر می‌شود اما تقریبا هیچ‌کس نسخه‌ای برای رفع این مشکل ندارد!‌ اصلی‌ترین چالش و ریسک کیانوش عیاری در ساخت «کاناپه» انتخاب متفاوت او برای مواجهه با مهمترین خط قرمز سینمای ایران یعنی پوشش زنان در منزل بود. او تصمیم گرفت با استفاده از کلاه‌گیس، تصویر طبیعی‌تر از حضور زنان در خانه و در جمع محارم به تصویر درآورد و همین انتخاب فیلم او را با چالشی اساسی مواجه کرد. فیلم به دلیل همین پوشش متفاوت بازیگران زن، به محاق توقیف رفته است. جالب اینکه از زمان ساخت این فیلم، بهره‌گیری از کلاه‌گیس در برخی سریال‌های تلویزیونی هم عادی‌سازی شد اما گره سرنوشت این فیلم گویی کورتر شده است!

از فیلم چه می‌دانیم؟
کیانوش عیاری این روزها مشغول به سرانجام رساندن پروژه «ویلای ساحلی»‌ است. کارگردانی که هرچند پیش‌تر هم علاقه خود به ساخت کمدی‌های خاص را نشان داده بود اما اولین‌بار است که فیلمی اینچنین منطبق بر قواعد گیشه را کارگردانی می‌کند و با حضور رضا عطاران و پژمان جمشیدی به‌راحتی می‌تواند مدعی فتح گیشه باشد. او در شرایطی این فیلم را ساخته که مهمترین فیلم سال‌های اخیرش هنوز در بلاتکلیفی محض قرار دارد.

داستان فیلم سینمایی «کاناپه» را کیانوش عیاری برمبنای یک موقعیت بسیار ساده طراحی و آن را کارگردانی کرد. موقعیت دو خانواده که قرار است با هم وصلت کنند اما یک کاناپه، موجب ایجاد اختلاف و چالش‌هایی میان آن‌ها می‌شود. عیاری این فیلم را در سال 95 کارگردانی کرد و بسیاری انتظار رونمایی از آن در جشنواره فیلم فجر همان سال را داشتند اما فیلم به دلیل عدم صدور پروانه نمایش، امکان حضور در این رویداد را از دست داد و همچنان هم چالش اصلی‌اش دریافت همین پروانه است!

مواضع چیست؟
اولین واکنش‌های عیاری به توقیف فیلم «کاناپه» خیلی تند و تیز بود. او هر چند به نظر هیأت انتخاب جشنواره احترام گذاشت اما گفت: «زحماتی که کشیده‌ام برایم اهمیتی ندارد. این تصمیم را گرفته بودم و پای آن خواهم ایستاد. دیگر هیچ فیلم سینمایی نمی‌سازم که خانم‌ها در آن روسری به سر داشته باشند.» این موضع عیاری البته بعدها تغییر کرد و او حتی ساخت یک سریال برای تلویزیون را کلید زد. مسئولان سینمایی هم که این فیلم را در کنار «قاتل و وحشی» قرار داده و در انتظار حکم شرعی برای مجوز اکران عمومی آن هستند. این شرایط بعید است در آینده نزدیک تغییر کند اما یادمان نرود «خانه پدری» عیاری هم در شرایطی مشابه قرار داشت و قاچاق شد!

لباس شخصی/ امیرعباس ربیعی/ 1398
مشکل کجاست؟
«واقعیت این است که مشکل فیلم «لباس شخصی» از قبل از حضور فیلم در جشنواره سال ٩٨ آغاز شد. فیلم که در مراحل آماده‌سازی بود، چند روز مانده به جشنواره فجر، به‌رغم اینکه اعلام شده بود فیلم پذیرفته شده است، زمزمه‌های توقیف مطرح شد. متأسفانه اعمال برخی قدرت‌های فراقانونی از سوی یک سری افراد و نهادها، برای فیلم «لباس شخصی» مشکلاتی را به‌وجود آورده، این فیلم از سوی سازمان سینمایی، پروانه نمایش هم دریافت کرده است اما همین قدرت‌های فراقانونی تا امروز جلوی پخش آن را گرفته‌اند»؛ این روایت امیرعباس ربیعی درباره سرنوشت اولین فیلمش به روشنی نشان می‌دهد که چالش اصلی آن برای ورود به چرخه اکران عمومی به نظراتی خارج از چارت رسمی مدیریت سینمای ایران مربوط است!

از فیلم چه می‌دانیم؟
«لباس شخصی» هرچند در مقطع رونمایی در جشنواره به‌عنوان یکی از فیلم‌های متأثر از سینمای محمدحسین مهدویان از سوی برخی مورد ارزیابی و قضاوت قرار گرفت اما اگر منصفانه نگاه کنیم، می‌توان آن را یکی از صریح‌ترین و جسورانه‌ترین تجربه‌های فیلمسازان فیلم‌اولی در سال‌های اخیر بدانیم که اتفاقا به‌واسطه همین صراحت و جسارت هم به دردسر افتاده است!

امیرعباس ربیعی پیش‌تر در عرصه فیلم کوتاه تجربه‌های موفقی را به ثبت رسانده بود و به پشتوانه همین توفیقات هم سازمان رسانه‌ای اوج مجاب به سرمایه‌گذاری بر روی اولین فیلم سینمایی او شد. البته شاید خود او هم تصور نمی‌کرد قدرت‌هایی وجود داشته باشند که بعدها بتوانند فیلمی که نام «اوج» پای آن است را به محاق توقیف بکشانند‌! «لباس شخصی» برخلاف دیگر فیلم‌های مرتبط با تاریخ معاصر به جای «سازمان منافقین»، دوربین خود را به سمت «حزب توده» چرخانده و روایتی از تحولات این حزب در سال‌های ابتدایی شکل‌گیری انقلاب اسلامی با محوریت شخصیت‌هایی چون نورالدین کیانوری و احسان طبری است.

مواضع چیست؟
«لباس شخصی» البته تنها فیلم سازمان اوج نیست که در فرآیند عرضه با دست‌اندازهای نظارتی مواجه می‌شود و جالب اینکه روح‌الله سهرابی به‌عنوان یکی از مدیران سازمان سینمایی هم درباره مشکل این فیلم گفته است: «درباره فیلم‌هایی از این دست که مالکیت آن‌ها در اختیار ارگان یا نهاد دیگری است، همان ارگان‌ها به‌عنوان سازنده و سرمایه‌گذار در سرنوشت فیلم‌ها نقش بسزایی دارند.» اما مشخص نیست که اوج که به‌شدت پیگیر اکران این فیلم است، چگونه باید این «نقش بسزا» را ایفا کند؟ زمزمه‌های غیررسمی حکایت از آن دارد که «لباس شخصی» هیچ‌گاه رفع توقیف نخواهد شد و باتوجه به موضوع فیلم بعید است چندان مورد توجه محافل خارجی هم باشد، اما آیا این‌ها می‌تواند تضمینی برای لو نرفتن فیلم باشد؟

اورکا/ سحر مصیبی/ 1400
مشکل کجاست؟
براساس اطلاع‌رسانی رسمی روابط عمومی سازمان سینمایی، پروانه ساخت رسمی «اورکا» به تهیه‌کنندگی سیده فاطمه ابوالقاسمی، کارگردانی سحر مصیبی هروی و نویسندگی سید سعید صدرزاده در سال 98 صادر شده و این به‌معنای آن است که احتمالا این سازمان مشکلی با سوژه فیلم «اورکا» نداشته است.

سوژه‌ای که البته در نوع خود می‌توانست از سوژه‌های دردسرآفرین محسوب شود. اینکه فیلم ساخته شده چه نسبتی با فیلمنامه ارائه شده به سازمان سینمایی دارد، سوالی است که ما نمی‌توانیم جوابی برای آن داشته باشیم اما اینکه چرا فیلم در حال حاضر در وضعیت شبه‌توقیف قرار گرفته است، قطعا بی‌ارتباط با تصمیم کارگردانش برای مهاجرت همیشگی از ایران نیست. مصیبی اساسا درخواستی برای عرضه رسمی فیلمش به سازمان سینمایی ارائه نکرده است!

از فیلم چه می‌دانیم؟
فیلم مستند‌ «صفر تا سکو» که روایتی از زندگی خواهران منصوریان و صعود آن‌ها تا مدارج بالای ورزشی بود، یکی از مهمترین مستندهای ورزشی ایرانی است که توانست به چرخه اکران عمومی راه پیدا کند و اتفاقا مخاطبان قابل توجهی را هم به سینماها کشاند. این مستند را سحر مصیبی کارگردانی کرده بود و حضور نام مهتاب کرامتی به‌عنوان یکی از تهیه‌کنندگان فیلم، در ضریب پیدا کردن آن در فضای رسانه بی‌تأثیر نبود.

مصیبی به پشتوانه همین تجربه برای ورود به دنیای حرفه‌ای کارگردانی در سینمای بلند هم سراغ سوژه‌ای مشابه رفت و فیلم «اورکا» را به سرانجام رساند. فیلمی که بازهم مهتاب کرامتی با همراهی طهورا ابوالقاسمی تهیه‌کنندگی‌اش را برعهده داشت و ایفای نقش اصلی آن هم به ترانه علیدوستی واگذار شد. براساس تیزر منتشرشده از فیلم، «اورکا» بر اساس داستانی واقعی ساخته شده و داستان آن درباره ماجرای رکوردزنی «الهام‌السادات اصغری» بانوی شناگر ایرانی است که در اوایل دهه ۹۰ وزارت ورزش و جوانان از ثبت رکورد او امتناع کرد!

مواضع چیست؟
«اورکا» برای اولین‌بار در فستیوالی در دوحه رونمایی و همان زمان این خبر در رسانه‌ها مطرح شد که این فیلم سرمایه‌گذار قطری داشته و استودیو «کتارا» در قطر هم در تولید فیلم شریک بوده است. به پشتوانه همین حامی مالی بین‌المللی هم حضور فیلم در رویدادهای جهانی همچنان ادامه دارد و این یعنی اصلا دور از انتظار نیست که این فیلم هم در آینده‌ای نزدیک به‌صورت غیررسمی به دست مخاطبان ایرانی برسد! فیلمی که همین سال گذشته از دید برخی رسانه‌ها به‌عنوان یکی از شانس‌های حضور در جشنواره فجر به حساب می‌آمد و حالا به‌طور کلی مشخص نیست آیا شانسی برای عرضه رسمی در کشور می‌تواند داشته باشد؟ به‌خصوص که هم عوامل و هم مدیران سینمایی درباره‌اش سکوت کرده‌اند!

شیشلیک/ محمدحسین مهدویان/ 1399
مشکل کجاست؟
خیلی صریح باید بگوییم که فیلم «شیشلیک» هیچ مشکلی از منظر قواعد نظارتی سینمای ایران ندارد و به همین دلیل هم در جشنواره فیلم فجر حضور داشت و هم پروانه نمایش برای آن صادر شده است، اما آنچه جلوی ورود فیلم به چرخه رسمی اکران سینماها را گرفته است، «سلیقه» مدیران فعلی است!

بلاتکلیفی «شیشلیک» بارها از سوی رسانه‌ها پیگیری شده است و مدیران سازمان سینمایی هم ابایی نداشته‌‌اند که اعلام کنند به‌رغم صدور پروانه نمایش برای این فیلم فعلا «به صلاح نمی‌دانند» اکران شود! زاویه نگاه فیلم نسبت به معضلات اقتصادی و تأثیر تحریم‌ها بر جزئی‌ترین مسائل زندگی روزمره مردم، همان نکته‌ای است که خیلی باب طبع مدیران فعلی سازمان سینمایی نیست و جلوی اکران فیلم را گرفته است.

از فیلم چه می‌دانیم؟
شاید اشاره به این فیلم در فهرست فیلم‌هایی که بیم قاچاق آن‌ها می‌رود، عجیب به نظر برسد. بالاخره محمدحسین مهدویان به‌رغم تمام محدودیت‌هایی که متوجهش بوده است، دارد فعالیت حرفه‌ای‌اش را ادامه می‌دهد و اتفاقا همین روزها مجوز ساخت فصل دوم سریال خانگی‌اش یعنی «زخم کاری»‌ را هم گرفته و آن را کلید زده است.

از طرف دیگر محمدرضا منصوری تهیه‌کننده فیلم هم بعید است حاضر به عرضه اعتراضی این فیلم در فضای غیررسمی شود چرا که او نیز از چهره‌های مورد اعتماد این سال‌های سینمای ایران بوده و تهیه‌کنندگی «دسته دختران» را هم برعهده داشته است و «حیثیت گمشده» را هم در حال پخش در شبکه خانگی دارد. با این همه اما فیلمی مانند «شیشلیک» که به‌واسطه بازی رضا عطاران و پژمان جمشیدی، مخاطبان بالقوه بالایی دارد، قطعا مورد طمع قرار می‌گیرد و هر لحظه ممکن است نسخه باکیفیت آن حتی بدون رضایت عوامل اصلی، سر از فضای مجازی درآورد! تأخیر در اکران چنین فیلم‌هایی می‌تواند باعث هدر رفتن یک سرمایه شود.

مواضع چیست؟
مدیران سازمان سینمایی در چند نوبت درباره فیلم «شیشلیک» اعلام نظر کرده‌اند و اصرار دارند که فیلم را مناسب اکران در شرایط فعلی جامعه نمی‌دانند. عجیب اینکه آن‌ها حاضر نشده‌اند با عدم صدور پروانه نمایش، فیلم را به‌صورت رسمی توقیف کنند اما همزمان جلوی ورود فیلم به چرخه اکران عمومی را هم گرفته‌اند. مهدویان تاکنون چند بار نسبت به بلاتکلیفی این فیلم خود معترض شده است اما او هم گویی آرام‌آرام با این شرایط کنار آمده است. مهدویان در یکی از آخرین اعتراضات خود نوشت: «هیچ‌وقت و در هیچ‌کجا، هیچ دری همواره بر یک پاشنه نچرخیده است. این مدیران و مسئولان ولی‌نعمتان ما و مالکان این سرزمین و فرهنگش نیستند که درها را به میل خود به روی ما ببندند و باز کنند.»

ارادتمند، نازنین، بهاره، تینا/ کاهانی/ 1395
مشکل کجاست؟
واقعیت این است که تا به امروز هیچ اظهارنظر مستقیمی درباره وضعیت فیلم «ارادتمند؛ نازنین، بهاره، تینا» و حتی دلیل صدور حکم توقیف برای آن در فضای رسانه‌ای منعکس نشده و می‌توان این فیلم را از آن فیلم‌هایی دانست که گویی توافقی نانوشته درباره عدم امکان اکران عمومی آن میان مدیران سینمایی و سازندگان‌اش شکل گرفته است! البته این واقعیت را هم نمی‌توان کتمان کرد که به‌رغم تلاش‌های کاهانی و البته سعید خانی در مقام تهیه‌کننده این فیلم برای اکران عمومی آن و ناکام ماندن‌شان، مشخص است که مسئولان سازمان سینمایی در ادوار مختلف، به راحتی حاضر به تن دادن به اکران این فیلم نیستند؛ فیلمی که داستانش درباره یک شب از زندگی چند زن در خیابان‌های تهران است!

از فیلم چه می‌دانیم؟
عبدالرضا کاهانی در گام‌های اولیه فیلمسازی‌اش هم کارگردانی تجربه‌گرا بود و هم آرام‌آرام داشت جنس خاصی از کمدی ابزورد را در سینمای ایران به نام خود ثبت می‌کرد که شاخص‌ترین نمونه‌هایش «بی‌خود و بی‌جهت» و «اسب حیوان نجیبی است» بود. او در میانه دهه 90 و بعد از فیلم «استراحت مطلق» سراغ ساخت «ارادتمند؛ نازنین، بهاره، تینا» رفت. فیلمی که مانند کارهای متأخر کاهانی، فیلمنامه‌اش را هم خودش نوشته بود و براساس شنیده‌‌های غیررسمی، داستان‌اش درباره ماجراهای یک شب تا صبح سه زن در خیابان‌های تهران بود.

در این فیلم طناز طباطبایی، مهناز افشار و آیدا ماهیانی بازیگران نقش‌های اصلی هستند و جزئیات زیادی از خلاصه داستان آن منتشر نشده است. مهران غفوریان هم یکی از نقش‌آفرینی‌های متفاوت خود را در این فیلم تجربه کرده است. با تمام این توصیفات اما تصمیم کاهانی برای ترک ایران و ادامه فیلمسازی در خارج از کشور، آن هم بدون رعایت ضوابط و قواعد مطلوب مدیران سینمایی، سرانجام آخرین فیلمش در ایران را با دست‌اندازهای جدی‌تر مواجه کرد.

مواضع چیست؟
کاهانی اساسا علاقه ویژه‌ای به اظهارنظرهای تند در فضای رسانه‌ای دارد. علاقه‌ای که بعد از ترک ایران گویی تشدید هم شده است! او علاوه‌بر ادبیات تند و تیزی که پس از ترک ایران، نسبت به مسئولان سینمایی داشته است، در چند نوبت تاکنون تهدید به اکران بدون مجوز فیلم «ارادتمند؛ نازنین، بهاره، تینا» در فضای مجازی کرد که با تلاش‌های سعید خانی از این تصمیم برگشت. او بعدها اعلام کرد که انتشار جهانی این فیلم هم منتفی است چراکه ارزش دردسرآفرینی برای همکارانش در ایران را ندارد. خانی هنوز در حال تلاش برای رفع مشکل فیلم و اکران رسمی آن در داخل است اما با توجه به غیرقابل پیش‌بینی بودن کاهانی، انتشار ناگهانی نسخه قاچاق آن هم اصلا منتفی نیست!

عامه‌پسند/ سهیل بیرقی/ 1398
مشکل کجاست؟
شاید تا همین چند هفته پیش نمی‌شد به‌وضوح درباره مشکل این فیلم اظهارنظر کرد، فیلمی که پروانه نمایش برای آن صادر شده و ابتدای امسال هم تهیه‌کننده‌اش درباره برنامه‌ریزی برای آغاز اکران عمومی آن از خردادماه خبر داده بود اما هنوز خبری از ورود آن به چرخه اکران نیست و بعید هم هست که به این زودی‌ها اتفاق متفاوتی در این راستا رخ دهد!‌ هنوز یک هفته نمی‌شود که خبرهای مرتبط با توقف تولید فیلمی با عنوان «کاباره» در برخی رسانه‌ها منعکس شد و در محافل رسانه‌ای هم مشکل اصلی فیلم علاوه‌بر نداشتن پروانه ساخت، نقش‌آفرینی فاطمه معتمدآریا به‌عنوان بازیگر نقش اصلی در آن عنوان شد. بازیگری که احتمالاً توقیف ناگفته «عامه‌پسند» هم بی‌ارتباط با حضور او در فیلم نیست!

از فیلم چه می‌دانیم؟
اولین‌بار با فیلم «من» بود که نام سهیل بیرقی در جشنواره فیلم فجر بر سر زبان افتاد. فیلمی که لیلا حاتمی ایفاگر نقش اصلی آن بود و به‌واسطه داستان چندلایه و پیچیده، موردتوجه مخاطبان خاص و فیلم‌بازها قرار گرفت. این کارگردان دو سال بعد «عرق سرد» را با سوژه حساس محدودیت‌های یک فوتبالیست زن، به جشنواره رساند تا بار دیگر علاقه خود به روایت سوژه‌های خاص را به رخ بکشد. فیلمی که البته به اندازه فیلم اولش موردتوجه قرار نگرفت و بیشتر به واسطه حواشی‌اش خبرساز شد.

فیلم سینمایی «عامه‌پسند» را بیرقی به‌عنوان سومین فیلم بلند سینمایی خود در مقام کارگردان در سال ۱۳۹۸ ساخت که در جشنواره فجر رونمایی شد. فیلم از منظر داستان محوری و فضای کلی روایت شباهتی با دو تجربه قبلی بیرقی نداشت، غیر از اینکه این‌بار هم کاراکتر اصلی فیلم یک زن بود. فاطمه معتمدآریا بازیگر نقش اصلی فیلم با نام فهیمه است و هوتن شکیبا و باران کوثری هم دیگر بازیگران اصلی فیلم هستند.

مواضع چیست؟
این فیلم آبان‌ماه سال گذشته پروانه نمایش گرفت و طبق گفته پخش‌کننده‌اش، برنامه‌ریزی‌هایی برای شروع اکران آن از نیمه خرداد هم صورت گرفته بود. روح‌الله سهرابی از مدیران سازمان سینمایی هم تا به امروز در چند گفت‌وگو اعلام کرده است که «عامه‌پسند» مشکلی برای اکران ندارد! اما فیلم این روزها در موقعیت مبهمی قرار دارد و تاکنون شورای صنفی اکران حتی درباره ثبت قرارداد آن هم اطلاع‌رسانی نکرده است. از آنجایی که «عامه‌پسند» اصراری برای حضور در رویدادهای جهانی ندارد، کمتر در معرض قاچاق قرار دارد اما استمرار بلاتکلیفی آن هم می‌تواند موقعیت آن را پیچیده‌تر کند. یادمان هست «عامه‌پسند» قرار بود در همان سال 98 اکرانی در مشهد داشته باشد که بنابه گفته بیرقی، با دستوری «از بالا» منتفی شد!

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.