روزنامه هفت صبح، علی غفوری | این روزها تقریبا مصادف است با سالگرد فوت سرهنگ خلبان صمد بالازاده. فردی جسور و سرسخت و بی‌ادعا که به دلیل خودداری از مصاحبه بیش از 3 دهه نامی از او در رسانه‌ها نبود.وی یکی از بازمانده‌های روزهای سخت نجات دزفول است.روزهایی که حدود 120 خلبان اف 5 هم‌قسم شدند تا به هر قیمت شهر و پایگاه دزفول را نگاه دارند. آنها که حماسه نجات دزفول را در روزهای سوم تا 25مهر 59 رقم زدند.

بالازاده سال 1332 در روستای «یامچی سفلی» از توابع شهرستان نیر به دنیا آمده و پس از دریافت دیپلم به‌دنبال حضور در ارتش رفت و پس از گذراندن دوره‌های مقدماتی به آمریکا رفته و سال 55 به ایران بازمی‌گردد. بالازاده خیلی زود مهارت خود در پرواز را زیر نظر خلبانان با تجربه ایران نشان داد اما با پیروزی انقلاب در سال 57 و تلاطم‌های سیاسی آن سال‌ها که مدتی بعد منجر به حذف تدریجی خلبانان از بدنه نیرو بود برای او هم دردسرساز شد.

کنترل بخشی از امور به دست افراد غیر مسئول در پایگاه‌ها افتاده و هر کسی به بهانه‌های واهی اخراج یا بازخرید می‌شد. اواخر سال 58بالازاده به همراه 18 خلبان بدون اطلاع قبلی بازخرید شدند.وی به دليل ارتباط خوبی که با سرهنگ فرزانه داشت از او دلیل این مطلب را پرسید و فرزانه پیشنهاد کرد فعلا تسویه نکند.بالازاده که می‌دانست هزینه زیادی برای تربیت امثال او شده تصمیم گرفت بماند و خدمت کند.

پس در دورانی که از سمت خلبانی پایگاه تبریز معلق بود، درخواست کرد به‌طور داوطلبانه به‌عنوان افسر رابط به خوی فرستاده شود. او بعدها در کتابی که با نام «آسمان مال من بود» منتشر شد می‌گوید: برای رسیدگی به شکایتم به تبریز رفتم…از هجده خلبانی که بازخرید شده بودند فقط چندنفر آمده بودند تا به شکایت‌شان رسیدگی شود. بقیه دنبال کار جدید و زندگی‌شان رفته بودند. در جلسه رسیدگی به شکایت، به بالازاده گفته شد در مدارکی اعلام شده او وابسته به حزب دموکرات کردستان است…

او در پاسخ به این اتهام گفت با توجه به آذری‌بودنش، حداقل باید او را عضو حزب خلق مسلمان قلمداد می‌کردند تا باورپذیرتر باشد. این‌حرف بالازاده و دیگر سخنانش در این‌جلسه باعث خنده مقامات دادگاه و هیات رسیدگی شد. همچنین در بخش دیگری از این‌جلسه، وقتی به او گفته شد در مدارکی اعلام شده که یک‌مائوئیست است، گفت:

«والله من در طول عمرم چنین چیزی نشنیده‌ام. جناب سرهنگ من والیبالیست، فوتبالیست و کمونیست شنیدم، ولی مائوئیست نشنیدم. حالا این مائوئیست چی هست؟» که این‌مسئله هم موجب خنده شدید مقامات نظامی شد. بالازاده در خاطراتش گفته واردکردن چنین اتهاماتی او را دلسرد و ناراحت کرده و به‌همین‌علت درصدد بازخریدی واقعی خود بوده است. با این‌حال هیات رسیدگی، بالازاده را از اتهامات تبرئه کرد.

جنگ آغاز می‌شود
با آغاز جنگ بالازاده مانند تعداد زیادی از خلبانان اف 5 که بازخرید و یا اخراج شده بودند تصمیم به ماندن و جنگیدن می‌گیرد.ظهر روز آغاز جنگ را به یاد دارد هنگامی که دسته‌های هواپیماهای عراقی زودتر از همه به پایگاه تبریز رسیدند و موج اول حمله باندها و بخشی از تاسیسات را منهدم کرد اما بلافاصله چند دسته اسکرمبل و الرت که بالازاده نیز جزوشان بود بلند شده و مانع موج دوم حمله دشمن شدند. فرزانه، خلبانان خشمگین را که خواستار حمله بودند مجاب کرد که تا صبح صبر کنند چرا که برنامه نیرو بسیار گسترده است.

بالازاده نیز مانند خلبانان جوان دیگر عصر آن روز را به‌خاطر دارد که یک جت کوچک 6خلبان بزرگ سرگرد بهروز سلیمانی، سرگردهوشنگ آغاسی‌بیک، سرگرد علی اقبالی،سرگرد محمد دانش‌پور و سرگرد یدالله جوادپور را وارد پایگاه کردند. این 6 خلبان آن زمان برای بسیاری از خلبانان اسطوره بودند.قهرمانان تیم آکروجت با ساعت پروازهای بالا. 5 صبح یکم مهر دسته‌های بزرگ اف 5 از تبریز بلند شده و به موصل حمله کردند. این حملات موصل را 3 روز از جرگه عملیات خارج کرد اما یک عدم هماهنگی سبب شد تا پایگاه کرکوک از حمله جان به‌در ببرد و بمب افکن‌های این پایگاه عصر همان روز تبریز و همدان را زدند. یک مهر تبریز 3 خلبانش را از دست داد.

روز بعد بالازاده در دسته بزرگ دیگری برای زدن کرکوک بلند شد. آن روز بالازاده از خطر جست.در حالیکه هم بال سروان شریفی‌راد بود. آنها پس از بمباران پایگاه به سرعت به شرق گردش کردند که شریفی راد متوجه می‌شود یک دسته رهگیر عراقی درست پشت سرشان است. میگ 21 عراقی درست پشت سر بالازاده قرار گرفت و یک موشک حرارتی به سمت او شلیک کرد.

شریفی راد فریاد زد موشک.چرخش به چپ شدید!بالازاده با مانوری سنگین موشک را دید که با سرعت از کنارش رد شد.شریفی مجددا فریاد زد موشک دوم. چرخش به چپ!بازهم موشک از راست هواپیما گذشت.اینبار صدای هیجان زده شریفی راد پیچید.زدمش.زدمش.او و خلبانان تبریز تا 10 روز بعد اهداف نظامی و اقتصادی شمال عراق را بمباران می‌کردند تا اینکه تقریبا خطر از سمت شمال غربی ایران رفع شد.

اما خبرها از پایگاه دزفول نگران کننده بود.این پایگاه زیر فشار توپخانه و یگان‌های زرهی جناح شمالی سپاه سوم عراق می‌رفت تا سقوط کند و حتی دستور تخلیه بخشی از پایگاه نیز داده شد.ده‌ها هواپیما و خلبانانشان از دست رفته بودند و نیروهای زمینی و مردمی تمام تلاش خود را برای جلوگیری از رخنه دشمن به شهر و پایگاه دزفول می‌کردند.

اینجا بود که خلبانان اف 5 تبریز به شکل ماموریتی (داوطلبانه و غیر داوطلبانه)به جنوب اعزام می‌شوند.12 مهر بالازاده مامور زدن یک هدف اقتصادی می‌شود و به‌خاطر دارد که آن روز پایگاه‌های بوشهر و دزفول حملات بسیار سنگینی علیه دشمن انجام دادند که البته بدون تلفات نبود. 13 مهر دسته‌های پروازی با موشک‌های دوش پرتاب، شلیکاها و سلاح‌های کالیبر بالا و متوسط لشکر …و خاک عراق روبه‌رو شده و آن روز 3 خلبان بزرگ(احمد کتاب معلم خلبان سابق بالازاده،هادی جورکی و چنگیز سپهر)هر 3 سقوط کردند.

سپهر قصه‌ای شبیه او داشت.خلبان بازخرید شده‌ای که آماده رفتن به آمریکا بود اما سر از دزفول درآورد و جاودانه شد. روزهای غم‌انگیز برای بالازاده تمامی نداشت.او هر روز یا روز درمیان عملیات‌ها را می‌رفت و هنگامی که از بمباران‌ها با خوشحالی باز می‌گشت و با لبی خندان وارد پایگاه می‌شد به او خبر شهادت یکی از همرزمانش را می‌دادند.18 مهر اسدالله بربری و ابراهیم دلحامد از دست رفتند.

فرارهای متوالی از خطر مرگ
بالازاده از جمله خلبانان اف 5 بود که با گذشت ماه اول جنگ و کاهش پروازها پس از سقوط خرمشهر و خاموش شدن ماشین جنگی دشمن پروازها را ادامه می‌داد و به همین دلیل به شدت با خطر مواجه می‌شد.8 آذر 59 در حین بمباران پادگان پنجوین به سختی از چنگال یک موشک سام 7 گریخت چندی قبل نیز یک موشک فرامین هواپیما را صدمه زد اما او توانست هواپیما را بنشاند.

سال‌های میانی جنگ
کم نیستند خلبانان با سابقه‌ای که معتقدند در سال‌های میانی جنگ بالازاده یکی از خلبانانی بود که با روحیه، پروازهای خطرناک را ادامه می‌داد.او سال 63 به‌عنوان معلم خلبان به دزفول منتقل شد‌.در جریان نبرد فاو اف 5 ها واقعا درخشیدند.در یکی از این عملیات‌ها بالازاده به سختی از یک دیوار آتش عبور کرد و درحالیکه یک گلوله توپ 57 میلیمتری از سمت راست کابینش وارد کابین شد شیشه چپ را شکسته و از آن خارج و در چند متری هواپیما منفجر شد.اگر گلوله به هر دلیلی از کابین خارج نمی‌شد قطعا او جان خود را از دست می‌داد.6ماه بعد نیز از حادثه دیگر جان به‌در می‌برد.گلوله‌های پدافند موتور هواپیما را از کار می‌اندازد اما هواپیما فرود می‌آید.

بالازاده خرداد ۶۶ از پایگاه دزفول به تبریز بازگشت و به‌عنوان جانشین فرمانده گردان ۲۲ این‌پایگاه انتخاب و پس از مدتی فرمانده این‌گردان شد.شهریور 1366 مامور زدن نیروگاه سد دوکان در شمال عراق شد که پس از بمباران و از دست دادن یک موتور توانست به پایگاه بازگردد. ماه‌های آخر جنگ سرتیپ اردستانی که آن زمان به‌جای شهید بابایی معاون عملیات نیرو شده بود بالازاده را معاون عملیات تبریز کرد. ۲۷ تیر ۶۷ ایران قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل را مبنی بر پایان جنگ با عراق پذیرفت، اما نیرو‌های عراق و مجاهدین خلق قطعنامه را نادیده گرفته و بار دیگر به ایران حمله کردند.

غافلگیری نیروهای زمینی از حمله عراق پس از پذیرش قطعنامه از یکسو و کاهش نیروهای داوطلب از سوی دیگر سبب شد تا بار دیگر نگاه‌ها معطوف به نیروهای برگزیده ارتش و سپاه شود.نیروی هوایی،بالگردهای کبرا و تکاوران ارتش و سپاه در آن روزها مجددا خودی نشان دادند.بالازاده خود را به پایگاه پنجم امیدیه رساند و با تهدید پرسنل فنی آنها را وادار کرد تا دو اف 5 آماده را تحویل او و خلبان تقی فاضلی بدهند.آنها بلافاصله به سمت جاده اهواز - خرمشهر گردش کرده و با دیدن ستون‌های زرهی و مکانیزه عراق در جاده بخشی از آنها را به آتش کشیدند‌.آن دو نفر 3 پرواز دیگر نیز انجام داده و این بار حتی گلوله‌های مسلسل خود را هم بر سر دشمن خالی کردند.نیروی هوایی عراق که انتظار حمله‌ای از سوی ایران در خط را نداشت کاملا غافلگیر شد‌.

پس از جنگ
وی پس از جنگ، مدتی را به‌عنوان رئیس دایره نیازمندی‌ها مشغول بود تا این‌که سرهنگ سیروس باهری مدیر وقت بخش عملیات معاونت عملیات نیروی هوایی از او پرسید برای ماموریت وابستگی نظامی به خارج می‌رود یا نه؟ در همان‌روز‌ها بالازاده از دست رهبر انقلاب نشان فتح دو را دریافت کرد و سپس در ۱۹ شهریور ۶۹ همراه خانواده خود برای ماموریت وابستگی نظامی ایران، عازم ترکیه شد. وی تجربه‌ای از درگیری با هدفی در عراق تحت اشغال آمریکا نیز داشت.

آنگونه که در«کتاب آسمان مال من بود» آمده، ۱۸ آبان ۷۳ اردستانی و منصور ستاری فرمانده وقت نیروی هوایی به پایگاه تبریز رفتند و هدفی را بالای مدار ۳۲ درجه نشان داده و گفتند یک‌دسته چهارفروندی برای حمله به آن آماده، و بالازاده به‌عنوان لیدر این‌دسته انتخاب شود. مدار بالای ۳۲ درجه عراق به‌وسیله نیرو‌های آمریکایی محافظت می‌شد. بالازاده در این‌عملیات در حالی‌که باید کابین جلوی یک اف 5 دوکابین پرواز می‌کرد، برای حمایت و تشویق خلبان جوانی که خواسته بود در کابین جلو بنشیند، در کابین عقب نشست.

پس از بمباران بدون سانحه در این‌عملیات، به فاصله ۵ دقیقه، ۳۰ هواپیمای آمریکایی از پایگاه‌های عراق و ترکیه به تعقیب هواپیما‌های ایرانی پرداختند، اما موفق به رهگیری و هدف‌گیری آن‌ها نشدند.وی آنگونه که خودش نقل می‌کند سال 74 گرفتار مشکل فشار خون می‌شود اما احساس می‌کند که نیروی هوایی آنگونه که باید به این مشکلش رسیدگی نمی‌کند و به همین دلیل دی ماه همان سال از ارتش جدا شده و بازنشست می‌شود. اینگونه است که یکی از بهترین خلبانان اف 5 کشور پس از 1356ساعت پرواز جنگی که 121 ساعت آن عملیات برون مرزی بود پس از حدود 21سال به اردبیل بازگشته و به دامداری می‌پردازد.سرانجام 27 مرداد 1399 این خلبان بزرگ در سن 67سالگی جان به جان آفرین تسلیم می‌کند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - دانش و فناوریرا اینجا بخوانید.