روزنامه هفت صبح| ديوار مرزي سيستان و كاهش آب درياي خزر جديدترين اتفاقات و بحثهاي چند روز اخير شبكههاي اجتماعياند.
بحث ديوار مرزي سيستان و بخشي از زمينهاي كشاورزي منطقه كه آن سمت ديوار ماندهاند، مربوط به اوايل دهه 80 است كه مقامات امنیتی به دليل تهدیداتی همچون مهاجرتهای غیرقانونی، قاچاق سوخت و موادمخدر و سلاحهای غیرمجاز، ناامنی نواحی مرزی و حمله به پاسگاههای مرزبانی، دیوار امنیتی به طول بیش از ۳۰کیلومتر با عنوان «دیوار مرزی سیستان» در مرز زهک - هیرمند کشیدند.
حالا قربانعلي صلواتيان كه مسئول يكي از موسسات قرارگاه خاتم بود و كار اجراي اين ديوار مرزي را انجام داده، رشته توئيتي درباره آن نوشته و توضيح داده است كه به چه دليل ساخته شد:
* در رابطه با پروژه دیوار مرزی شرق کشور توضیحات زیر با رعایت طبقهبندی اطلاعات تقدیم میشود. مرزهای شرقی در امتداد افغانستان و پاکستان طی سالیان دراز بنا به علل گوناگون مراکز تولید ناامنی و بیثباتی بودهاند،آمار بررسی وضعیت منطقه قبل و بعد از احداث دیوار قابل مقایسه نیستند.
* احداث دیوار نتیجه سالها بررسی و مطالعات ناجا و اخذ نظرات تخصصی نیروهای نظامی و امنیتی شامل ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه، ارتش، واجا و مجلس و… و نهایتا بحث و بررسی در شعام (شورايعالي امنيت ملي) و تصویب در آنجا بوده و دارای دهها پیوست مطالعاتی کامل است.
* کارفرمای پروژه یکی از معاونتهای ناجا و اجراکنندگان سازمانهای اجرایی متعددی شامل نیروهای مسلح و حتی بخشخصوصی بودهاند.
* اجرای دیوار در دو نقطه حساس از مرز به علت احتمال درگیری و لزوم سرعت در احداث به یکی از موسسات قرارگاه خاتم واگذار گردید که مسئولیت آن با من بود.
* احداث دیوار مرزی بهمعنای تعیین حدود مرزی نیست و در فواصل معین دارای دروازه و مسیرهای تردد صاحبان اراضی و نیروهای خودی به آنسوی دیوار است، دیوار را نمیتوان در نقطه صفر مرزی احداث کرد، عوارض جغرافیایی و لزوم برتری دید و آتش و داشتن فرصت برای واکنش مهمترین دلایل این کار هستند.
* توضیحات بیشتر از این به مصلحت نیست ولی همینقدر بدانید که وضعیت امنیت در منطقه قبل و بعد از احداث دیوار بسیار متفاوت بوده است.
* حتی یک متر از اراضی کشور وانهاده نشده است و نیروهای غیور هنگهای مرزی ناجا بهصورت شبانهروزی در آنسوی دیوار نیز حضور دارند.
* مختصات جغرافیایی مرز به سانتیمتر ثبت و ضبط است و امکان جابهجایی آن وجود ندارد،ضمن آنکه هم بنچ مارک نصب است و هم معمولا سیم خاردار کشیدهاند.
* ولگا و خزر و ايران
رشته توئيت دوم هم درباره كاهش آب درياي خزر است كه رئيس سازمان محيطزيست آن را مطرح كرد و گفت كه ورودیهای دریای خرز از سوی کشورهای همسایه، مخصوصا ورودی رود ولگا بسته شده است. از طرفی میزان بارش در کل حوزه آبخیز دریای خزر کاهش یافته است. حالا يكي از كاربران توئيتر درباره اين موضوع نوشته و گفته است كه اين گفتهها به چند دليل صحيح و قابل استناد نيست:
* كدام عقل كلي به اين نتيجه رسيده كه روسيه ميخواد خزر رو خشك كنه؟ رودهايي كه از ايران به درياي خزر ميريزند: سفيدرود-چالوس-گرگان و هراز كه ايران در مسيرشون دهها سد احداث كرده عميقترين بخش كاسپين در قسمت ايران با بيش از ١٠٠٠ متر و كم عمقترينش در بخش روسيه با پنج-شش متر.
* يعني اگر روسيه بخواد ولگا رو ببنده كل سواحلش خشك ميشه چون بخش كم عمق خزر در قسمت روسيه هست. ولگا بزرگترين رود تغذيهكننده درياي خزر هست و ٨٥درصد آب خزر توسط اين رود تامين ميشه واگر بسته بشه كل سواحل روسيه به فنا ميره پس اين بحث بستن آب خزر توسط روسيه با توجه به چه منطقي مطرح ميشه.
* آرال با كاسپين فرق داره، آرال در عميقترين نقطه ٦٠متر بود. درصورتي كه عمق كاسپين ١٠٢٤ متر است. كاسپين رو بيش از دهها رودبزرگ وكوچك تغذيه ميكنن،اگرفرض كنيم بخوان بهصورت عمدي،درياي كاسپين رو خشك كنن و هر سال یکمتر ازعمق آب كم بشه،١٠٠٠سال طول ميكشه كه كاسپين در سمت ايران خشك بشه.
* مقايسه آرال و اروميه با خزر احمقانهست، آرال و اروميه در خاكهاي سرزميني قرار دارند و بينالمللي نيستن و كنوانسيون و رژيم حقوقي ندارن اما خزر رژيم حقوقي نظامي و اقتصادي داره و خشك شدنش ميتونه ژئوپلتيك منطقه رو تغيير بدهد و اين بهشدت بهضرر ايران و روسيه هست چون توسط تركها دور ميخورن.
* خشك شدن آرال در قزاقستان اشتباه شوروي بود كه روسيه هم بخشي ازشوروي بود، سياستهاي روسيه با شوروي خيلي تفاوت داره مثل اين ميمونه بگيم 50 سال پيش ايران متحد غرب بود و الانم همينه خشك شدن اروميه در كنار سياستهاي غلط، بخش بزرگيش به خشكسالي مربوط ميشه اما در مورد آرال خشكسالي نبود.



