روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| در تعطیلات آخر هفته خبری در بعضی رسانهها منتشر شد که میگفت یک فیلم غیرقانونی که با حضور یک بازیگر زن مطرح به شکل زیر زمینی در حال ساخت بوده توقیف شده است. تنها نکته شفاف این خبر اسم فیلم بود: کاباره. بقیه بخشها از جمله اینکه چه کسی این خبر را داده یا چه کسانی این فیلم را میساختهاند همگی نامعلوم بود تا اینکه بالاخره حبیب ایل بیگی، معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی درباره این پروژه توضیحاتی داد و روح تازهای به جنجال ماجرا دمید.
او گفت: «از سال گذشته جریانی در خارج از کشور به واسطه شبکههای ماهوارهای و رسانههای معاند به منظور ساخت فیلمهای ساختارشکنانه، هنجارگریز و زیرزمینی اقدام به انتشار فراخوان کرد …. در این فراخوان از سینماگران درخواست کردند تا بدون رعایت حجاب و شئونات قانونی در صحنه و جلوی دوربینها ظاهر شوند و ….»
او کمی بعد هم اعلام کرد که به گفته کارگردان فیلم کاباره این پروژه با حمایت مالی و راهبری کاوه فرنام در حال اجرا بوده است. بعضیها هم میگفتند که آن زن بازیگر مطرحی که گفته میشود در این پروژه فعالیت میکرده فاطمه معتمد آریا بوده است. البته کاوه فرنام، تهیه کننده فیلمهایی مانند «شیطان وجود ندارد»، «دختران نجار» و… به سرعت در اینستاگرامش این ادعا را تکذیب کرد .
این اولین بار نیست که پروژهای سینمایی در ایران ساخته میشود بدون اینکه امیدی به گرفتن مجوز اکران داشته باشد. در همین جشنواره کارلو ویواری سال اخیر دو فیلم ایرانی دیگر وابسته به جریان زیرزمینی حضور داشتند. مثل فیلمهای تورهای خالی ساخته بهروز کرمیزاده و فیلم ماده تاریک ساخته کریم لکزاده.
اینطور پروژهها یا از ابتدا اصلا برای گرفتن پروانه ساخت اقدام نمیکنند یا پروانهای که دریافت کردهاند بر اساس سناریویی متفاوت با آنچه جلوی دوربین میرود، بوده است. در واقع این فیلمها با فیلمهایی که بعدتر به دلایل دیگر با مشکل مجوز اکران مواجه میشوند فرق دارند و به همین دلیل هم به آنها زیرزمینی گفته میشود. بعضی از معروفترین و پرحاشیهترین فیلمهای زیرزمینی ایرانی را با هم مرور میکنیم.
گربههای ایرانی
صحبت از فیلمهای زیرزمینی که میشود خیلی از هم نسلهای من فورا یاد فیلم «کسی از گربههای ایرانی خبر ندارد» میافتند. وقتی این فیلم در سال ۸۷ سر زبانها افتاد و یک سال بعد در جشنواره کن اکران شد، نسخههای زیرزمینی آن به دست مخاطبان ایرانی هم رسید. ماجرای فیلم مربوط به یک دختر و پسر نوازنده جوان بود که میخواستند گروه موسیقی خودشان را راه بیندازند و در این مسیر به تهران میآیند و با موزیسینهای زیرزمینی زیادی ملاقات میکنند.
خیلیها به محض دیدن فیلم میفهمیدند که چنین فیلمی نمیتواند به امید گرفتن مجوز اکران ساخته شده باشد و از ابتدا امیدش به بیرون از ایران بوده است. کسی از گربههای ایرانی خبر ندارد را بهمن قبادی نوشته بود و کارگردانی و تهیه کنندگیاش را خودش بر عهده داشت. نکته جالب در مورد این فیلم حضور کسانی بود که بعدا اسمشان را بیشتر شنیدیم مانند حامد بهداد که در دنیای بازیگری شروع به دیده شدن کرد و سروش لشگری خواننده رپ و آرین نائینی خواننده پاپ که بعدتر کارهای دیگری از آنها منتشر شد. کمی قبل از آن هم بهمن قبادی فیلم نیوه مانگ یا همان نیمه ماه را کارگردانی و تهیه کنندگی کرده بود که آن هم نتوانسته بود مجوز اکران در داخل کشور بگیرد.
تهران من حراج
اولین فیلم بلند گراناز موسوی را هم باید در فهرست فیلم های زیرزمینی ایرانی بگذاریم. فیلم تهران من حراج که محصول مشترک ایران و استرالیا بود و برنده جایزه بهترین فیلم مستقل استرالیا در سال ۲۰۰۹ شد اما هیچ وقت در ایران شانس اکران و یا نزدیک شدن به آن را پیدا نکرد. این فیلم که مرضیه وفامهر و آشا محرابی در آن بازی کرده بودند داستان زنی را روایت می کرد که با انواع مشکلات و آسیب های اجتماعی دست و پنجه نرم می کند.
آیههای زمینی
اخیرا یک فیلم دیگر از ایران در جشنواره کن اکران شد که بعید به نظر می رسید برای اکران در داخل ایران برنامه ای داشته باشد. این فیلم که علی عسگری و علیرضا حاتمی آن را کارگردانی کرده بودند بیشتر به دلیل اینکه تنها نماینده امسال ایران در جشنواره کن بود و همچنین به دلیل حضور مجید صالحی و گوهر خیراندیش به عنوان بازیگر توجهها را جلب کرد.
در خلاصه فیلم آمده که «آیههای زمینی در ۹ بخش، داستان زندگی روزمره مردمی از طبقات گوناگون ایران امروز را روایت میکند که به دلیل شرایط موجود با محدودیتهایی که به آنها تحمیل شده دست و پنجه نرم میکنند. فیلم یادآور شعر «آیههای زمینی» از فروغ فرخزاد است.» علیرضا حاتمی که یکی از کارگردانهای این فیلم است قبلا فیلم تا فردا را ساخته بود که آن هم در ایران اکران نشده است.
کارگردانهای زیر زمینی
بعضی از فیلمها به صورت موردی زیرزمینی شناخته می شوند اما بعضی از کارگردانها اساسا به عنوان کارگردان زیرزمینیساز معروف شده اند. یکی از برجسته ترین آنها جعفر پناهی است که از یک جایی به بعد تقریبا فیلم مجوز گرفته ندارد و بسیاری از فیلمهایش هیچ وقت به شانس اکران نزدیک هم نشده اند.
اگر از آخر به اول برگردیم به ترتیب فیلمهای سهرخ، تاکسی، پرده بسته، آفساید طلای سرخ و دایره از جمله فیلمهای پناهی هستند که حداقل میتوان گفت از آفساید به بعد همگی بدون امید به گرفتن مجوز اکران ساخته شده اند. در جریان اتفاقات سال 88 متهم شد که با همکاری رسول اف در حال ساخت یک فیلم سینمایی زیرزمینی بوده که در وسط کار دستگیر و بعد ازآن ممنوع الکار و ممنوع الخروج می شود و در برخی دورهها حبسهای کوتاه مدتی را نیز تجربه کرده است. با این حال او در 12 سال گذشته 5 فیلم را به جشنوارههای خارجی فرستاده و جوایزی را نیز به دست آورده. مهم ترین جایزه او شیرطلایی ونیز برای فیلم دایره بوده که مربوط به دوره قبل از ممنوع الکاری اش هست.
محمد رسول اف هم یکی دیگر از کارگردانهایی است که به مجوز نگرفتن معروف هستند .فیلمهای جزیره آهنی، لرد، دستنوشتهها نمیسوزند، به امید دیدار ، شیطان وجود ندارد وکشتزارهای سپید را در فهرست فیلمهای زیرزمینی ایرانی دارد. به طور کلی به نظر می رسد که اگر تا چند سال پیش فیلمهایی که در ایران امید اکران نداشتند راهی خارج از کشور می شدند و یا تن به تیغ اصلاح می دادند حالا مدت زیادی است که یک سینمای موازی شکل گرفته که راه خودش را از روندهای رسمی سینمای ایران جدا کرده و مسیر خودش را می رود و در رویدادهای جهانی هم موفق به جلب توجه می شود. این جریان حتی موفق به حذب سرمایه گذارهای خارجی می شود و به چالشی برای جریان اصلی سینمای ایران و مسئولین سینمایی بدل شده است .



