روزنامه هفت صبح، نگین باقری| شمال، شرق و شمال غربی کشور همزمان با هم درگیر سه تنش آبی هستند. گره هر سه بحران هم به دست بالادست زده شده. یک‌جا افغانستان به‌عنوان بالا‌دست مقابل راه آب، سد ساخته که هیچ راهی برای مذاکره با آن دیگر باقی نمانده. جای دیگر روسیه راه رودخانه‌ای عظیم را منحرف کرده که از 4 سال گذشته هیچ اراده‌ای برای گرفتن حقابه آن دیده نشده.

آخری هم زمین‌های کشاورزی شمال‌غرب کشور است که نمی‌گذارند آب به دریاچه نمک مشهور ایران برسد. اینطور شده که هامون و ارومیه به نفس‌نفس افتاده‌اند و خزر صدای زنگ هشدار را بلند کرده است. روز گذشته سه کارشناس توضیحات جالبی درباره علت ماجرا و راه‌حل‌های پیش‌رو داده بودند که خلاصه آن را می‌توانيد اینجا بخوانيد:

بن‌بست مقابل هامون و هیرمند
دیگر صدایی به گوش مرکزنشینان نمی‌رسد اما این سکوت به این معنی نیست که مسئله آب هیرمند و تنش با طالبان حل شده است. سه ماه از اخطار ایران گذشته و بی‌تفاوتی طالبان باعث شده که نمایندگان درخواست کنند سفارت این کشور در تهران بسته شود. طالبان نشان داده که خیلی از مذاکره و دیپلماسی سر درنمی‌آورد.

پس چطور می‌شود از چنین همسایه‌ای طلب خود را گرفت؟ دیپلمات سابق ایران در کابل اخیرا گفت‌و‌گویی با خبرآنلاین داشت که به این سوال جواب داده بود. محسن روحی‌صفت چند نکته جالب در این‌باره می‌گوید:
اگر در سال‌های گذشته آب هیرمند وارد ایران شده؛ فقط و فقط به‌خاطر سیلاب‌ها بوده است. یعنی آبی که افغانستان نتوانسته آن را کنترل کند و آب به طرف مرز ایران روانه گشته است. اما در این دو سال با احداث سدها و کانال‌های انحرافی، آب را در موقع‌ سر‌ریز به هامون گودزره (شوره زاری در ولایت نیمروز) می‌برد.

پذیرفتن سفارت طالبان پیش از اینکه حقابه‌ خود را بگیریم اشتباه بود. نه فقط در مسئله حقابه بلکه در مسائل فرهنگی و تمدنی و حتی بشر‌دوستانه این‌کار غلط بود. وجود هشت میلیون مهاجر افغان در ایران و بیرون کردن مهاجران افغان بسیار زیادی توسط پاکستان و ترکیه نشان‌دهنده چیست؟ اینکه مردم افغانستان از طالبان ناراضی هستند و آن را نمی‌خواهند. چرا ما باید سفارت یک گروه اقلیت در افغانستان را که هیچ حقوقی برای مردمش قائل نیست و آن‌ها را رعیت خود می‌داند، بدون هیچ مذاکره و پیش‌شرطی در ایران بپذیریم. اصلا برای منفعت خودمان نباید به این سادگی سفارت طالبان را می‌پذیرفتیم.

در حال حاضر هيچ راهی برای پیگیری حقابه هیرمند وجود ندارد. هیچ‌کس با دولتی که اظهار عجز و ناتوانی می‌کند چانه‌زنی نمی‌کند. ما اگر از آب هیرمند بی‌نیاز شدیم و توانستیم به خوداتکایی در زمینه آب برسیم، آن‌وقت شاید یک روزی افغانستان در عوض گرفتن امتیازاتی از شما، آب هیرمند را بگذارد به ایران هم سر‌ریز شود.

در غیر این صورت هیچ راهی برای حل کردن مسئله آب هیرمند وجود ندارد. باید طرح‌هایی ارائه دهیم که جلوی هدر رفت آب موجود در سیستان و بلوچستان را بگیرد. الان لوله‌های آب این استان آنقدر قدیمی هستند که چهل درصد آب این منطقه از طریق همین لوله‌ها هدر می‌رود. چاه‌نیمه‌هایی که وجود دارند نصف آب موجود را با تبخیر شدن هدر می‌دهند. باید اول از همه برای جلوگیری از هدر رفت آب فکری کرد.

یک برنامه‌ای تهیه شده از اداره حقوقی وزارت خارجه و به وزارت نیرو تحویل دادند تحت‌عنوان «روئین‌تن‌سازی سیستان و بلوچستان». در این طرح می‌خواهند آب از دریای عمان بیاورند و مثل کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس با نمک‌زدایی و آب‌شیرین‌کن آب سیستان و بلوچستان را تامین کنند. این‌ طرح‌ها باید جدی گرفته شود، الان همین کشورهای عربی با وارد کردن آب و دستگاه‌های آب‌شیرین‌کن آب خود را تامین می‌کنند.

کشاورزی مهم‌تر است یا دریاچه ارومیه؟
برخلاف اینکه از هیرمند صدایی به مرکز نمی‌رسد یا در شبکه‌های اجتماعي ترند نمی‌شود، ارومیه این مدت توانسته توجه‌های زیادی را به خودش جلب کند. ابتدا دو تصویر از وضعیت این دریاچه منتشر شد که در آن ادعا می‌شد دریاچه کاملا خشک شده است. هشتگ save Urmia lake در توئیتر برای مدتی داغ شد و به همین خاطر هم روز یکشنبه رئیس سازمان محیط‌زیست مصاحبه کرد و گفت در حال احیای این دریاچه هستند.

چطور؟ آب دو سد که قبل از این دریاچه قرار دارد را به سمت آن رها کرده‌اند. حالا دیروز نماینده تبریز حرف‌های جدیدی زده و می‌گوید اگر ارومیه احیا نشده به‌خاطر این بوده که استاندار آذربایجان غربی نمی‌خواهد این اتفاق بیفتد. چطور مگر؟ چرا‌که عمده زمین‌های کشاورزی در مسیر رودی که از ارتفاعات به سمت ارومیه حرکت می‌کند، از کشت دیم به کشت آبی شیفت کرده‌اند و مالکانشان از آب شیرین رودخانه نمی‌گذرند. حرف‌های علیرضابیگی را بخوانید:

یکی از نقاط امید ما این بود که با پروژه انتقال آب رودخانه زاب بتوان ورودی دریاچه ارومیه را افزایش داد اما همانگونه که پیش‌بینی می‌شد کسانی‌ که در مسیر انتقال این رود به دریاچه قرار دارند و به کشاورزی و زراعت مشغولند، کشت خود را از دیم به آبی تغییر داده‌اند، بنابراین آب به دریاچه ارومیه نمی‌رسد. کشاورزان در مسیر زاب به دریاچه ارومیه معتقدند که آب شیرینی که به زحمت حاصل شده عقلانی نیست که وارد نمکزارهای دریاچه ارومیه شود.{این زاب که از آن حرف زده می‌شود، از سردشت سرچشمه می‌گیرد.}

ما اکنون حقابه را از دریاچه ارومیه دریغ می‌کنیم و از منابع سدهای متعددی که روی رودخانه‌های متعددی که به دریاچه می‌ریزند، احداث شده برداشت می‌کنیم، در سند احیای دریاچه درصدی از آب برای نجات دریاچه اختصاص پیدا کرده که معمولا این میزان حقابه تامین نمی‌شود، زیرا به نظر می‌رسد کشاورزی و زندگی مردم که از آب پشت سد امرارمعاش می‌کنند در اولویت قرار دارد و این فاجعه زیست‌محیطی را برای کشور رقم می‌زند.

دریاچه قابل احیا شدن است اما منوط به این‌که میزان ورودی بیشتر از تبخیر باشد ولی اکنون ‌و باتوجه به کمبود منابع آبی و کشت‌هایی که در این مناطق صورت می‌گیرد، مانع از این می‌شود که بتوانیم از آب پشت سدهایی که حقابه دریاچه ارومیه است، داده شود. ما اکنون حقابه را از دریاچه ارومیه دریغ می‌کنیم. در سند احیای دریاچه درصدی از آب برای نجات دریاچه اختصاص پیدا کرده که معمولا تامین نمی‌شود، زیرا به‌نظر می‌رسد کشاورزی و زندگی مردم که از آب پشت سد امرارمعاش می‌کنند در اولویت قرار دارد.

با خشک شدن دریاچه نه‌تنها کشاورزی مناطق ساحلی دریاچه از بین‌ خواهد رفت بلکه بیماری‌های ریوی و تنفسی حادث خواهد شد.مصیبت زمانی اتفاق افتاد که جایگاه رئیس ستاد احیا را که قبلا در اختیار رئیس‌جمهور بود و به نیابت از او معاون اول جلسات را اداره می‌کرد؛ به استاندار آذربایجان غربی سپرده شد که خود او یکی از ذینفعان است!

آب دریاها را می‌فروشم آقا!
از قرار خزر به آرامی درحال آب رفتن است! این یکی کار روسیه بوده که با بستن حقابه خزر مخصوصا رود ولگا باعث سطح آب این دریاچه کاهش پیدا کند. طوری که به گفته محيط‌زیست ایران در سال به‌طور میانگین دریای خزر ۲۰ سانتیمتر عقب‌نشینی می‌کند. هم جمعه و هم دیروز علی سلاجقه به موضوع کاهش آب‌های خزر اشاره کرد. البته روسیه از طرفی مقصر بوده ولی کاهش بارش هم در کل حوزه آبخیز خزر به این مشکل دامن زده.

بعد از سلاجقه اداره بنادر گیلان هم نرسیدن حقابه خزر از روسیه را تایید کرد. اگرچه بیش از ۱۳۰ رودخانه به دریای خزر می‌ریزند اما به گفته رئیس این مرکز رود ولگا 85‌درصد از آب دریای خزر را تامین می‌کند و حالا همین موضوع بیشترین تاثیر را در کاهش تراز دریاچه ما داشته. کاهش آب خزر البته موضوع جدیدی نیست و 5 سال پیش رئیس سازمان نقشه‌برداری به آن اشاره کرد. قزاقستان بیشترین پسروی را تا امروز از این موضوع دیده ولی کاهش سطح تراز دریا برای ایران هم باعث شده تا خلیج گرگان به سمت خشک شدن پیش برود.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.