روزنامه هفت صبح، نگین باقری| سه روز از تخریب ساختمانهای محله خلازیر و مرگ دردناک 5 پلیس و کارمند شهرداری میگذرد. ویدئویی که از لحظه آوار ساختمان منتشر شده همه دیدهاند. لحظهای که خودرو تکان میخورد، ستونها خم میشوند و بتن و آهن ساختمان اولی یکییکی روی ساختمانهای بعدی میریزد. اما این لحظه چه پشت پرده دیگری داشته؟ برای ما ابعاد مهم دیگری از این ماجرا روشن شده است. یکی درباره برنامه تخریب با مواد منفجره از سوي پيمانكار، دوم نقش زمینهای وقفی در این اتفاق و سوم مالک قدیمی زمینها.
ماجرای پیمانکار و انفجار
هفتصبح این اطلاعات را بهدست آورده که پیمانکار این تخریب، یک شرکت مهندسی و متخصص زیر نظر یک وزارتخانه نظامی بوده است. برنامه این پیمانکار این بوده که با نوع خاصی از مواد شیمیایی، ستونها را اول ذوب و بعد بتنها را با ماده منفجره، منفجر کند اما نهادهای امنیتی در لحظه آخر مجوز را ظاهرا به دلیل شرایط خاص پایتخت صادر نمیکنند.
پس از آن تخریب به شیوه سنتی آغاز میشود ولی بههرحال ناایمن بودن کل ساختمانهای کوچه باعث این فاجعه شده است. البته جای این سوال وجود دارد که در حالیکه همه میدانستند ساختمانها ناایمن است چرا تدابیر ایمنی بیشتری برای محافظت از افرادی که در صحنه عملیات بودند، انجام نشده است؟
مثلا به اظهارات رئیس سازمان نظام مهندسی در گفتوگو با خبرگزاری تسنیم توجه کنید که گفته: «هیچ سازمانی از آنها درخواست حضور نماینده برای نظارت بر تخریب را نکرده بود.» آیا واقعا بهتر نبود که از این سازمان مهندسی برای این کار مشورت خواسته میشد.
توافق شهرداری و اوقاف
نکته مهم دیگر این ماجرا نقش اوقاف در این تخریب است. بخش بزرگی از اراضی منطقه 19، وقفی است و ظاهرا بخش بزرگی از این اراضی وقفی متعلق به موقوفه مدرسه مروی است که هماکنون تولیت آن با آیتالله تحریری است. این زمینها از قدیم کاربری کشاورزی داشته و تا امروز کاربری آن تغییری نکرده است و همانطور که گفتیم بهعنوان پهنهبندی ج (حریم یا حاشیه شهر و فضای سبز) شناخته میشود که یعنی نباید در آن کاربری مسکونی و تجاری بنا کرد.
اما ظاهرا اهالی اجارهنامههایی از موقوفه در دست دارند و براساس آن اقدام به دیوارکشی غیرقانونی، خرید و فروش زمین و ساختوساز در آنجا کردهاند. آنهم ساختوسازهایی که از کوچکترین شرایط ایمنی دور بودند. با این حال مهندس هدایت که اواخر سال 1397 شهردار این منطقه بوده تاکید دارد که هیچکدام از خانههای این محله مجوز برای ساخت نداشتهاند.
حالا چه شده است؟ سال گذشته شهرداری و این سازمان به توافق میرسند که در این منطقه 40 هزار واحد مسکونی بسازند. میتوان به این نتیجه رسید که توافقی در کار بوده که شهرداری مجوز مورد نیاز اوقاف برای تغییر کاربری این زمینها را صادر و آزادسازی زمینهای متصرف شده را شروع کند که بعد از چند سری عملیات موفقیتآمیز، این یکی با فاجعه انسانی همراه میشود.
ماجرای نوسازی
برخی افراد مدعی هستند که در این منطقه براي هر اقدامي در زمینه نوسازی و ساختوساز، یکبار به شهرداری و یکبار به اوقاف عوارض پرداخت کردهاند. البته قابل حدس است که مبالغ پرداختی به شهرداری احتمالا پرداختهای غیرقانونی به برخی از عوامل متخلف بوده (زیرا شهرداری اساسا ساختوساز در این منطقه را به رسمیت نمیشناخته) و عوارض پرداختی به اوقاف، در واقع اجاره زمینهای وقفی بوده است.
حالا برخی مدعی هستند که اخیرا درگیری جدیدی بین مردم این محله و شهرداری شکل گرفته بود که دوباره مالکان را مجبور به پرداخت مبالغ دیگری کرده بودند و آنها زیر بار آن نمیرفتند. این را یکی از ساکنان محله میگوید.صحت این شایعه برای ما مشخص نیست ولی اگر درست باشد، احتمالا اشاره او به «طرح بازآفرینی» ناحیه سوم منطقه 19 است که سال گذشته تصویب شده است.
به گفته این مدعی، بعد از اینکه مردم حاضر به پرداخت این مبلغ نشدند در نهایت با شکایت شهرداری و مجوز قوه قضائیه، پلیس مجری تخریب ساختمانها شد و آزادسازی زمینهای منطقه شروع شد.با این حال به دلیل برخی از اعتراضات و ناآرامیها پلیس راضی به این دخل و تصرف نمیشد اما اخیرا این کار را آغاز کرده بود که در نهایت منجر به از دست دادن برخی از افسران باسابقه و ماهرش نیز شد.
مالک اصلی
سید مهدی هدایت شهردار سابق این منطقه توضیح میدهد که این زمینها ابتدا به چه کسی تعلق داشته است. به گفته او در اصل این منطقه که ناحیه سه از منطقه 19 محسوب میشود، زمینهای کشاورزی بوده که به خواهر ناصرالدینشاه تعلق داشته. قمرالسلطنه معروف به ماه تابان خانم دختر چهلوششم فتحعلی شاه و همسر میرزا حسین خان سپهسالار سفیر وقت ایران در ترکیه بوده.
او همان زمان دستور داده بوده که از عایدات بخشی از این زمینها که آن زمان کاربری کشاورزی داشته، هر سال 50 هزار تومان صرف چراغانی کردن بینالحرمین و مزارهایی پیشواهای دینی بشود. در منزل او هم همیشه مراسم روضهخوانی و تعزیههای زنانه به پا بوده. ماه سلطان خانم یکی از شخصیتهایی بوده که به همراه دو دختر ناصرالدین شاه توانست تعزیهخوانی را در کاخ شاه راه بیاندازد و خودشان هم در آن بازی کنند.
زنی با شخصیت اجتماعی که زندگی در استانبول باعث شده بود ترکی استانبولی بلد باشد و به جز آن فرانسه هم به خوبی حرف بزند. حالا ولی ساختوسازهای ماه تابان خانم چه متعلق به مافیای شهرسازی باشد، چه مهاجران حاشیهنشین تهران و چه اوقاف، بدون مجوز و ناایمن هستند.



