روزنامه هفت صبح، کیوان حسینیان| فیلمهای تازهای به سینماها آمدهاند مانند «مگ 2» و «لاکپشتهای نینجا» اما وقتی بمب اتم هم نتوانسته حریف «باربی» شود، نباید از کوسهها و لاکپشتهای نینجا هم توقع داشته باشیم! علاوه بر این، کمکهای چند میلیون دلاری ستارگان سینما به اعتصابکنندگان بازی را برای استودیوها و دیگر طرفهای دعوا سختتر کرده است.
ظاهرا گرمایش زمین با وضعیت گیشه سینماها در تابستان امسال رابطه مستقیم دارد! در هفته گذشته چهار فیلم در جدول باکسآفیس (آمریکای شمالی) فروشی نزدیک به سی میلیون دلار را ثبت کردند که رکوردی کمسابقه است، طوری که فیلم چهارم جدول از صدرنشین گیشه در خیلی از هفتههای دیگر سال بیشتر فروخته. «باربی» از مرز یک میلیارد دلار فروش گذشت و الان برای کسب عنوان پرفروشترین فیلم سال چهارصد میلیون دلار با انیمیشن «برادران سوپر ماریو» فاصله دارد.
«اوپنهایمر» هم به 550 میلیون دلار فروش رسیده، یعنی چند میلیون دلار بیشتر از «ماموریت غیرممکن» جدید. دو فیلم دیگری که این هفته به نمایش درآمدند، قسمت دوم «مگ» با نقشآفرینی جیسون استیتام بود. استیتام بیاعصاب این بار با کوسهای عظیمالجثه و به جا مانده از دوران ماقبل تاریخ طرف میشود.
دیگر عنوان جدید هفته که با استقبال منتقدان هم مواجه شده، انیمیشن جدید «لاکپشتهای نینجا» است که تهیهکنندگی آن را ست روگن و اون گلدبرگ بر عهده داشتهاند. با تاثیرپذیری از سبک بصری انیمیشنهای «دنیای عنکبوتی» و رو کردن سورپرایزهای جذابی مانند صداپیشگی جکی چان، روگن موفق شده تا بهترین اقتباس ممکن از این مجموعه کامیک محبوب را رقم بزند و چند نسل از طرفداران را راضی کند.
در شرایطی که «باربی» همچنان در گیشه میتازد و موجی که به راه انداخته در شبکههای اجتماعی روز بهروز دامنهدارتر میشود، حملات دست راستیها به فیلم هم ادامه دارد. تا جایی که مارک مارون کمدین معروف و عموما جنجالی، اخیرا ضمن دفاع از فیلم، گفته کسانی با برچسبهایی چون ضدمرد به «باربی» حمله میکنند، جز مشتی بچه لوس و بدون اعتماد به نفس نیستند. در جبهه «اوپنهایمر» هم این هفته شاهد دفاع الیور استون از فیلم بودیم که آن را یک اثر کلاسیک خوانده و کارگردانی کریستوفر نولان را اعجابآور دانسته.
با توجه به سلیقه و روحیه استون، چنین واکنشی دور از ذهن نبود. اما مسئله مهم، حواشی پیشآمده پیرامون تبلیغات و بازاریابی فیلم در ژاپن بود، آن هم در شرایطی که به سالگرد بمباران اتمی هیروشیما هم نزدیک شدهایم. بهطور کلی «اوپنهایمر» در ژاپن با استقبال مواجه نشده اما فراتر از آن تبلیغات و شوخیهایی که از دو نمایش دو فیلم بهعنوان یک تجربه لذتبخش یاد میکردند، مورد انتقاد ژاپنیها قرار گرفته؛ چرا که باور دارند موضوعی مانند مرگ میلیونها انسان در اثر انفجار اتمی چیزی نیست که بشود با آن شوخی کرد.
اعتصاب در هالیوود هم ادامه دارد و خبری از عقبنشینی نیست، گرچه هفته گذشته خبرهایی منتشر شد که دو طرف به برگزاری جلسه برای رسیدن به توافق نزدیک شدهاند. حالا باید دید که آتشبس در هالیوود زودتر اتفاق میافتد یا در جنگ روسیه و اوکراین! اتفاق مهم در هفته گذشته کمک مالی ستارگان سینما به اعتصابکنندگان بود.
نامهای بزرگی چون جرج کلونی، دوین جانسون، مریل استریپ، لئوناردو دیکاپریو و… نفری یک میلیون دلار کمک کردهاند تا در اثر اعتصاب و بیکاری طولانی به بازیگرانی که تمکن مالی چندانی ندارند، فشار وارد نشود. در مقابل بعضی بازیگرها هم که نسبت به اعتصاب جبهه گرفته بودند، مانند زاکوری لوی بازیگر نقش شزم، در شبکههای اجتماعی با انتقادات گسترده مواجه شدند.
سری هم بزنیم به جشنوارههای پیشرو و آنچه که بهطور معمول بهعنوان رقابت در فصل جوایز ازش یاد میشود. هفته گذشته اعلام شد که آخرین اثر هایائو میازاکی جشنواره فیلم تورنتو را افتتاح میکند. علاوه بر «حواصیل و پسر» که در بخش اصلی این رویداد سینمایی حضور دارد، تایکا وایتیتی، جان کارنی و کریگ گیلسپی دیگر فیلمسازان سرشناسی هستند که با آثار جدید خود به تورنتو میآیند و احتمالا جزو شانسهای مهم در فصل جوایز خواهند بود.
تایکا وایتیتی بعد از موفقیت «جوجو ربیت» که اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را هم برای او به همراه داشت، با «ثور: عشق و تندر» به سینماها برگشت که مشخصا در مقایسه با «ثور: راگناروک» یک شکست کامل به حساب میآید. اما «گل بعدی برنده است» داستان متفاوتی دارد. فیلم برگرفته از ماجرایی واقعی است و داستان یک مربی فوتبال را روایت میکند که تمام زورش را میزند تا با تیم ملی ساموئا در مسابقات مقدماتی جام جهانی 2014 نتیجه بگیرد؛ تیمی که کسی در آن فوتبال بلد نیست و به کیسه گل شدن عادت دارد. نقش اصلی را مایکل فسبندر ایفا کرده که کمتر او را در قالب کمدی به یاد میآوریم.
گیلسپی هم که بعد از موفقیت «من، تونیا»، «کورلا» را برای دیزنی ساخت و سریالهای موفقی چون «فیزیکی» و «پم و تامی» را برای سرویس استریم اپل، با «پول کشکی» (Dumb Money عنوان فیلم اصطلاحی است در بازار بورس و سرمایه اما احتمالا فیلم روي جنبه کنایی آن نیز تاکید دارد) یک ماجرای واقعی در دنیای بورس را روایت میکند که هنوز زمان زیادی هم از آن نگذشته.
«پول کشکی» این شانس را دارد تا بهعنوان یکی از بهترین کمدیهای سال در فصل جوایز بدرخشد، البته در صورتی که نمایش فیلم در تورنتو با استقبال مواجه شود. جان کارنی هم طبق معمول با یک عاشقانه و موزیکال دیگر برگشته و طرفداران خاص خود را دارد. کارنی این بار نقش اصلی فیلمش را به جوزف گوردن لویت سپرده و خیلیها از بازی متفاوت او صحبت میکنند.
از تورنتو برویم به دیگر جشنواره مهم تابستان، یعنی ونیز. با توجه به ترکیب پرستاره و کنجکاویبرانگیز جشنواره امسال، علاقهمندان سینما از حالا برای نمایش آثار فیلمسازانی چون دیوید فینچر، یورگوس لانتیموس، مایکل مان و بردلی کوپر در ونیز لحظهشماری میکنند اما چند روز قبل اعلام شد که به دلیل اعتصاب بازیگران به جشنواره نخواهند آمد و احتمالا رویدادهای سینمایی تنها با حضور کارگردانان برگزار خواهد شد؛ البته که اعتصاب ربطی به فیلمها و سینماگران غیرآمریکایی ندارد.
جدای از بحثهای مربوط به اعتصاب، گمانهزنی و واکنشها نسبت به فیلمها هرروز جالبتر میشود. برای مثال برنامهریز جشنواره، «آدمکش» دیوید فینچر را با «سامورایی» ژان پیر ملویل مقایسه کرده و با تمجید از کار فینچر گفته که حاصل کار از نظر تسلط فنی و زیبایی شبیه به این است که خود ملویل در سال 2023 و متناسب با قراردادهای سینمایی زمانه چنین فیلمی را ساخته! اظهار نظری که نشان میدهد به احتمال زیاد «آدمکش» میتواند در کنار آثاری چون «باربی»، «اوپنهایمر» و «قاتلان ماه بدر» یکی از مدعیان اصلی فصل جوایز باشد. امانوئل روکو همچنین از «مفلوکان» لانتیموس نیز تعریف کرده و آن را فیلمی خوانده که احتمالا واکنشهای ضد و نقیضی به همراه خواهد داشت.
و در پایان نگاهی هم داشته باشیم به دنیای تلویزیون و سریالهایی که به تازگی پخششان آغاز شده است. این روزها شاهد انتشار فصل سوم دو سریال هستیم؛ سریال کمدی-جنایی محبوب «تنها قتل در ساختمان» که مریل استریپ هم به جمع بازیگران آن اضافه شده از یک سو و «سگهای ولگرد» که تایکا وایتیتی یکی از سازندگانش است و به زندگی نوجوانان بومی آمریکایی (همان سرخپوستها) میپردازد از طرف دیگر.
بیشتر توجهات فعلا به این عناوین معطوف شده و واکنش منتقدان هم عموما مثبت است. اما نکته جالب در هفته گذشته انتشار تریلر فصل دوم از سریال «لوکی» بود که آمار بازدید خیرهکننده و واکنشهای مثبتی را به دنبال داشت و امید را در دل طرفداران مارول زنده کرد که شاید «لوکی» بتواند در ادامه داستان فصل اول با اصلاح خطوط زمانی درهم ریخته، جهان سینمایی مارول را نجات بدهد. پاییز معلوم میشود که چنین ماموریتی ممکن خواهد بود یا نه.



