روزنامه هفت صبح| یک: جردن پیترسون همان روانکاو دستراستی ضدفمینیست، یک نظریه جالب درباره انتقاد کردن دارد. او در مورد افسانه انتقاد دوستانه میگوید انتقاد در ابعاد اجتماعی و نه انتقاد محفلی، آداب خاصی دارد که مهمترین آن، لحن تهاجمیاش است. اگر انتقاد بخواهد تاثیر داشته باشد و واکنشساز باشد باید با ادبیات و یا لحن مهاجم و شاید کمی بدجنسانه و حتی کمی غیرمنصفانه همراه شود.
بدون این صفت، انتقاد تاثیر محدودی خواهد داشت. متاسفانه حق با جردن پیترسون است. اگر درباره انتقاد سازنده صحبت میکنیم باید بدانیم که در سرانهها اگر انتقادی مطرح میشود لاجرم لحنش کمی پرخاشگر خواهد بود. کمی اگرسیو.حالا میخواهم خدمتتان عرض کنم که در هفتصبح بهخصوص در یادداشتهای این ستون، ما مجبوریم گاه این لحن را انتخاب کنیم.
یعنی مقداری فلفل و نمک متن را زیاد کنیم تا طعمش قابل فهم باشد. البته که خط باریکی است. البته که نباید در دام انتقاد مغرضانه بیافتیم اما در متن انتقادی شما مجبور هستید از برخی مزایای سوژه مورد انتقاد چشم بپوشید. اما طبیعتا نباید در دام غرضورزی و یا سیاهنمایی بیافتیم.
گاه برای فرار از این دام و خطرات لحن پرخاشگر مجبوریم از ادبیات رندانه و نیمهرندانه استفاده کنیم. چراکه حوصله دردسر نداریم. حوصله متهم شدن و تهاجمات رسانهای. حوصله نداریم که کسی نیت خوب ما را متوجه نشود و به ما غیرمنصفانه بتازد. پس گاه از دوپهلونویسی استفاده میکنیم. بسیاری از نقدهای ما در این ستون اینگونه نوشته میشوند و امیدواریم عصبیتان نکنند. هرچند گاه کار بسیار سختی میشود این دوپهلونویسی. اگر دقت نکنیم ممکن است لوس شود و اگر خیلی دقت کنیم اصلا مفهوم و هدف متن از دسترس خواننده و مخاطب دور خواهد شد.
دو: من فلسفه برچیده شدن میز و صندلیهای رستورانها از پیادهروهای مشهد را متوجه نمیشوم. اگر دستور شهرداری بود و مسائلی مثل حقوق شهروندی و سد معبر وسط بود، متوجه ميشدم اما ربط این داستان را به مسئله حجاب نفهمیدم. صادقانه میگویم که نفهمیدم.
اینگونه و اگر با این حجم از ملاحظات قرار باشد برخورد شود آنموقع خیلی از فعالیتها و کسبوکارها را باید متوقف کرد. یعنی این سطحی از دوراندیشی است که در ذهن من بهعنوان یک روزنامهنگار قفل است. اتفاق ناخوشایندی است. خیلی ناخوشایند. نه بهخاطر کسبه مشهدی که از این کار ضرر کردهاند بلکه بهخاطر استدلالی که پشت ماجرا قرار دارد. انشاءالله که خیر است و انشاءالله که خردمندی و منطق در کشور ما پایدار و مانا باشد.



