روزنامه هفت صبح، سارا سبزی| بلافاصله بعد از سخنراني عليرضا زاكاني، شهردار تهران، درباره اينكه هيچ تهديدي براي زلزله در تهران وجود ندارد، واكنشها آغاز شد. شهردار تهران گفته بود «يكي از اساتيد زلزلهشناس به من گفت كه ما ترس بيجايي در مردم ايجاد ميكنيم. چون صدها سال، نزديك سه هزار سال است در شهر تهران زلزله نيامده.
سه گسل پيرامون تهران يعني مشا، بويينزهرا و شهرري، رفتارهاي متفاوتي دارند. تصاوير ماهوارهاي سالهاي اخير هم حكايت از اين دارند كه جنوب تهران گسل خفتهاي است، با اين نگاه، نوع رفتار ما سرجاي خود محفوظ ميماند، اما متفاوت خواهد بود. در ساخت بناها و شرايط آن و زيرساختها تفاوتهاي جدي ايجاد ميشود.»
اين آمار تعدادي از زمينلرزههاي بزرگي است كه در قرنهاي گذشته و روي گسلهاي مختلف شهر تهران رخ داده است: زمینلرزههای مخرب تاریخی در ناحیه شهرری سال ۳۲۰ قبل از میلاد مسیح، زلزلههای تاریخی سالهای ۷۴۳، ۸۵۵، ۹۵۸ ميلادي شهر ری و ۱۸۳۰ میلادی دماوند-شمیرانات و زلزلههای مهم ۱۱۷۷ و ۱۹۶۲ میلادی بويینزهرا در جنوب دشت قزوین در غرب تهران که برآورد میشود همگی بیش از هفت ريشتر بودند .
مسعود مجرب- پژوهشگر مخاطرات زمينشناختي- به هفت صبح توضيح ميدهد و ميگويد كه ريشه اين موضوع كه سه هزارسال است در تهران زلزله رخ نداده، از كجاست؟
ادعاي اول زاكاني: سه هزار سال است كه در تهران زلزله رخ نداده است.
مسعود مجرب به هفت صبح ميگويد كه «اين گفتهها مربوط به مطالعهاي است كه سازمان زمينشناسي روي ترانشهاي در گسل شمال تهران انجام داد كه طبق آن 9 رخداد مهم بررسي شده كه طي 30 هزار سال تنها روي اين گسل اتفاق افتاده است. اين رخدادها هم مربوط به 9 زلزله بزرگ بودند كه تقريبا هر 3300 سال به وقوع پيوستهاند.
3200 سال پيش تمدني در قيطريه بهواسطه يكي از اين زلزلهها از بين رفته است؛ اگر فرض كنيم كه آخرين رخداد مربوط به 3200 سال پيش بوده، پس نميتوان گفت كه خيالتان بابت زلزله راحت باشد. ضمن اينكه اين مطالعه فقط مربوط به يكي از گسلهاي تهران بود و بايد اين را هم در نظر گرفت كه در هر مطالعهاي بايد عدم قطعيت آن را هم در نظر گرفت. سال 1830 ميلادي زلزلهاي در شرق تهران رخ داد كه بالاي روستاي مبارك لغزشي ايجاد كرد.
با توجه به خسارتهاي آن تخمين زده ميشود كه بزرگاي آن حدود شش ريشتر بوده است. اين كه ديگر به سه هزار سال نميرسد. علاوه بر اين هرروز هم در تهران لرزههايي ثبت ميشود. در تهران گسلهايي داريم كه از ميان شهر رد شدهاند، سيستمهاي خردهگسلي داريم، اينكه تا امروز زلزله نداشتهاند، دليل نميشود بگوييم لرزهخيز نيستند. ماجرا اينقدر پيچيده است كه نميتوان با قطعيت درباره آن صحبت كرد. ما مخاطره را افزايش نداديم، ريسك آن را افزايش دادهايم. مثلا مسكن مهر پرديس را نزديك تقاطع گسل شمال تهران و مشا ساختهايم. »
ادعاي دوم زاكاني: گسل جنوب تهران خفته است.
اين پژوهشگر مخاطرات زمينشناختي درباره اين ادعا هم ميگويد كه« اول بايد مشخص شود كه منظور كدام گسل است؟ جنوب ري، شمال ري، كهريزك، رباط كريم، قصر فيروزه، ايوانكي، كدام؟ در علم تكتونيك ميگويند اگر گسل فعالي شناسايي شده ولي در حال حاضر لرزهخيزي ندارد، بايد بيشتر نگران باشيم؛ چون در حال جمع كردن انرژي است و ممكن است آزاد شود. زماني كه ميخواهيد در مديريت شهري برآوردهاي كلان داشته باشيد، بايد محافظهكارانه حركت كنيد و حرف كسي را بپذيريد كه ميگويد خطر بيشتري وجود دارد.
گسلهاي تهران رفتارهاي متفاوتي دارند و اين اسامي گسلهاي اين شهر از شمال به سمت جنوب است: مشا، شمال تهران كه خودش چند قطعه دارد، پرديسان، شمال و جنوب ري، طرشت، رباط كريم، كهريزك، قصر فيروزه، تلو، شيان. بين اين شكستگيها خردهگسل هم وجود دارد، با وجود اين ما ساخت و ساز را در حريم گسلها افزايش دادهايم.
مثل برج ميلاد كه در حريم گسل است. يا هتلي كه به تازگي ميخواهند در ولنجك بسازند. درواقع تپههاي تهران روي گسل قرار دارند، اما ما تمركز جمعيتي را روي تقاطع گسلها بردهايم. حتي روي فراديوارههاي گسلهاي شمال تهران پيشروي كردهايم. يكي از مواردي كه بسياري از زلزلهشناسان در دوره شهرداري آقاي قاليباف درباره ساخت آن تذكر دادند، پل طبقاتي صدر بود. سال 1995 در كوبه ژاپن زلزلهاي رخ داد كه يك پل دوطبقه شبيه صدر واژگون شد. »
مشكل چطور حل ميشود؟
مجرب درباره اين موضوع هم توضيح ميدهد و ميگويد كه «در تهران قابليت رخ دادن چند نوع مخاطره پشت سر هم وجود دارد و مسائل اجتماعي بعد از آن را هم بايد در نظر گرفت. مخاطرات بايد در سطح وزير متولي داشته باشد و با رئيسجمهوري درباره آب، زلزله، فرونشست، سيلاب، آبهاي زيرزميني و… صحبت كند. يكي از خطرناكترين چيزهايي كه درباره آن صحبت ميشود مسكن ملي است كه ممكن است در هرجايي ساخته شود. حركت خوبي است، ولي اگر با شيوه نادرستي جلو رود، به نتيجه خوبي نميرسد.»



