روزنامه هفت صبح| یک: ما که نفهمیدیم علت تعطیلی چه بوده است. دیروز صبح که در خیابانهای مرکزی شهر تردد داشتیم هوا 36درجه بود. یک روز تابستانی معمولی برای اهالی تهران. اوج گرما و نقطه پیک دما معمولا بین ساعت 4 و یا 5 بعدازظهر رخ میدهد که دیروز از 38درجه در تهران فراتر نرفت. راستش از اینهمه دغدغه مسئولان برای سلامت شهروندان سرمست شدیم، اما بهنظرم اینطوری خیلی لوس میشویم.
یادمان افتاد که دوره کرونا چطور و بهدرستی مقابل قرنطینه و تعطیلی مقاومت میشد اما حالا. چه میدانیم باباجان. دوستی از سقز زنگ زده بود که ما دیشب هوای شهرمان 13درجه بوده حالا میگویند فردا بهخاطر گرمای هوا تعطیل هستید. میگفت هرچه به بچهام توضیح میدادم نمیفهمید: گرما؟ سقز؟ چرا؟ احتمالا اهالی همدان و زنجان و شهرکرد و یاسوج و سنندج و اردبیل و ماکو و دهها شهر و منطقه دیگر هم چنین سوالات بیجوابی را داشتهاند.
دو: کار روزنامهنگاری ما هم یکجورهایی غیرعادی است. اینکه ما یک روز قبل برای روز بعد کار میکنیم. اعلام شده که چهارشنبه و پنجشنبه کل ایران تعطیل است. بچهها زنگ زدهاند که آقا چهارشنبه و پنجشنبه همهجا تعطیلند ما هم تعطیلیم؟ میگویم باشد اما امروز (یعنی دیروز در واقع) که سهشنبه است؛ چرا باید تعطیل باشیم. بیایید سرکارتان. میگویند آخه فردا (امروز چهارشنبه) که روزنامه در بیاید همهجا تعطیل است و از اینجور استدلالها. خلاصه راضیشان کردیم که دیروز یعنی سهشنبه سرکار بیایند و روزنامه را تولید کنند و انشاءلله امروز (چهارشنبه) بهدست مخاطبانشان برسد.
سه: توئیت سیامک رحمانی دیروز جالب بود و روایتش از یک مناظره در تلویزیون: برنامه جهانآرا امشب خیلی دیدنیه. بحث سر لایحه حجابه. یه کارشناس معتقده که لایحه بهاندازه کافی قوی نیست و باید شدیدتر باشه. ولی طرف مقابلش معتقده لایحه کلا آبکیه و باید در شدیدترین شکل ممکن برخورد بشه! چقدر چالشی. مجری هم ثابتیه! فضا باز و زیبا. من نمیتونم. یک کاربر دیگر هم کامنت گذاشته بود که مجری هم در طول برنامه به خوبی بیطرفی خود را حفظ کرده بود!
چهار: بعضی از شهروندان مثل فرزندان سوگلی خانواده هستند. نازشان خریدار دارد، هرچه میگویند پاسخ میشنوند: چشم. کافی است 20 یا 30نفرشان در جایی جمع شوند و چیزی بخواهند بلافاصله رسانهها حماسهسرایی میکنند، کمپین راه میاندازند و مقامات حاضر میشوند و قول رسیدگی میدهند. حتی اگر خواستههایشان با منافع ملی سازگار نباشد. حتی اگر به ضرس قاطع و بدون هیچ شک و تردیدی، در اقلیت باشند… خدا خیرشان بدهد بابا!
پنج: خب خبر آمد که دکتر داوری اردکانی از ریاست فرهنگستان علوم برکنار و جناب مخبر دزفولی جانشین ایشان شدند. در مراتب دکتر مخبر دزفولی که شک و شبههای نیست. ایشان از دامپزشکهای بنام کشور هستند و در عرصه آموزش دامپزشکی هم خدمات زیادی کردهاند و چندین مقام و مدال دولتی و رسمی هم دارند اما وزن فرهنگستان علوم با حضور دکتر داوری اردکانی یک شکل دیگر بود. بههرحال چند وقت پیش هم از دلخوریها و نارضایتیهای دکتر مهدی گلشنی نوشته بودیم. اینطوری است اوضاع دیگر. چی کار کنیم آخر باباجان؟



