روزنامه هفت صبح| یک: ‌در سلمانی و زیر دست آرایشگر بودم که در صندلی کنار پیرمردی آمد. با واکر به سختی راه می‌رفت و نفس‌نفس می‌زد. آرایشگرش هم از راه رسید. و بلافاصله مجموعه‌ای از عجیب‌ترین دیالوگ‌ها شروع شد. آرایشگر پیرمرد به آرایشگر من گفت این آقا اولین‌بار که دیدمش به من گفت که شغلم کله‌پزی در دربنده.

بعد فهمیدم دوازده تا مغازه فقط در خیابان جمهوری داره. و کلی پاساژ و مغازه جاهای دیگر. هر دفعه هم که می‌آید یک جایش شکسته است و از یک جا افتاده. عزرائیل دور و برش دارد پرسه می‌زند. امان از این پیرمرد پرحاشیه! این‌ها را بلند بلند می‌گفت و خیلی دربند سن و سال پیرمرد نبود و پیرمرد هم با لبخندی بر لب گوش می‌داد. آرایشگر من برای دلداری و شاید تلطیف فضا به پیرمرد گفت از شما انرژی مثبت عجیبی متصاعد می‌شود.

پیرمرد هم خوشش آمد و با لحنی حکیمانه گفت که: آخه توی این سن فهمیدم که همه‌چیز شوخیه. چیزی را سخت نمی‌گیرم حتی به‌دنیا آمدن من و شما هم یک نوع شوخیه. اینجا دوباره آرایشگرش وارد بحث شد که: پدر و مادر من هم خیلی اهل شوخی بودند. 12تا بچه حاصل شوخی‌هایشان بود! کلا شوخ‌طبع بودند!
بقیه دیالوگ‌ها قابل نقل نیستند.

دو: یکسری ناآرامی در پاییز 1401 در این کشور شکل گرفت. حالا 9 ماه بعد از آن، عزیزان اصولگرا هر پدیده رسانه‌ای و یا اقتصادی را جزو عاملین این اعتراضات قلمداد می‌کنند. سلبریتی‌ها، تلگرام و اینستاگرام، دیجی‌کالا،‌ فیلیمو و نماوا،‌ تاکسی‌های اینترنتی،‌ سریال‌های خانگی، مانتوهای جلوباز، شلوارهای زاپ‌دار، ‌کافی‌شاپ‌ها و…

خلاصه همه‌چیز و همه‌کس متهم ایجاد آن اعتراضات هستند اما حتی یک ذره در نوع رفتار و حرکات و شیوه‌های برخورد و سیاست‌ورزی و حکمرانی فرهنگی خود و این‌طور چیزها به‌عنوان دلیل بخشی از این جریانات،‌ دچار شک و شبهه نشده‌اند. در واقع نظرشان این‌گونه است که: «ما که عالی هستیم، بی نقص، ‌پرفکت» هر اتفاقی که افتاده به‌خاطر رسوخ‌های امنیتی از طریق این پدیده‌ها بوده است. یعنی شیفته تواضع و فروتنی این دوستان هستم.

سه: منچستر‌یونایتد به بورسیا دورتموند هم باخت! چرا عمر ما باید پای این بازیکنان فشل تلف شود. چرا باید مگوایر و‌ آنتونی و مالاسیا و راشفورد و این‌طور بازیکن‌ها را تحمل کنیم. پیر شدیم.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.