روزنامه هفت صبح، نگین باقری| اول رجیستری، بعد ممنوعیت واردات گوشی‌های 600 دلاری‌ و حالا تولید یا سفارش موبایل داخلی؛ این مسیر بازار گوشی در ایران است که از سال 1396 تا امروز طی شده و به اینجا رسیده که هفته پیش یکی از همان کمپانی‌های معروف و پرنفوذ واردکننده از گوشی خودش رونمایی کرده. ممکن است بپرسید که حالا فرضا هم «داریا موبایل» یک گوشی به بازار بدهد، چه اهمیتی دارد؟ موضوع فقط «داریا» نیست.

این زمین بازی در ایران چند بازیکن دیگر هم دارد که همگی در حال تلاش برای تولید گوشی یا سیستم عامل داخلی هستند. اگرچه این کار منفعت‌های زیادی می‌تواند داشته باشد ولی فقط یک نگرانی بزرگ وجود دارد. آن هم این‌که در این صورت احتمالا ورود گوشی خارجی مثل خودرو یا لوازم خانگی خارجی ممنوع شود. نگرانی که در حال حاضر فقط یک احتمال است ولی آیا قابل پیش‌بینی نیست؟

اول ذره‌بین را روی خود گوشی تازه وارد قرار دهیم. گوشی جدیدی که کمپانی «داریا» تولید کرده چه ویژگی‌هایی دارد؟ اولا که اسم این گوشی هوشمند جدید «باند» است. باند سیستم عامل اندروید نسخه 13 دارد به همراه سه دوربین قدرتمند در پشت گوشی. حداقل در ظاهر که همه ویژگی‌هایش به عنوان یک گوشی متوسط درست سر جای خودش قرار گرفته. «باند» بومی است؟ نه. کمپانی ادعای بومی بودن ندارد.

«داریا» آن را به صورت «او دی ام» در چین ساخته. یعنی ایران یک محصول را از کاتالوگ کارخانه چینی انتخاب و درخواست کرده که با چند تغییر آن را برای کشور ما تولید کند. چینی‌ها برای این گوشی یک دوربین 50 پیکسلی، یک دوربین 8پیکسلی و یک دوربین دو پیکسلی گذاشته بودند. دوربین جلوی آن هم 16 مگاپیکسل کیفیت داشت. اوضاع رم و حافظه آن هم مانند گوشی‌های میان‌رده سامسونگ از رم 8 گیگابایتی و حافظه 256 برخوردار بود. حالا چند قدم عقب‌تر برویم و ببینیم این محصول را چه کسی سفارش داده؟

اول قصه نفوذ داریا
«داریا موبایل» از سال 1396 به عنوان یک واردکننده گوشی، اغلب از برند سامسونگ، فعالیت خود را شروع کرد. یعنی زمانی که تازه زمزمه رجیستری شروع شده بود اما هنوز اجباری نبود. داریا یک‌سال بعد از شروع فعالیتش به رتبه اول واردات و خدمات پس از فروش موبایل رسید. قدرت و نفوذ داریا آنقدر بالا بود که حتی در برخی موارد وقتی یک مدل جدید گوشی سامسونگ در سطح جهانی برای اولین‌بار عرضه می‌شد این شرکت تا 72ساعت بعد آن را به ایران هم می‌رساند؛ حتی در سال‌های تحریم.

طبق اظهارنظرهای رسمی این شرکت حدود 40درصد سهم حضور سامسونگ‌ها در بازار‌های اصلی موبایل ایران را در اختیار داشته. این در حالی است که خود کمپانی مادر سامسونگ اهمیتی به بازارش در ایران نمی‌دهد. برای مثال سال 2018 وقتی سامسونگ به ورزشکاران حاضر در المپیک یک نوت 8 هدیه می‌داد، از ایرانی‌ها عذرخواهی کرد و بهانه تحریم را آورد. حتی چه بسا که برای این کمپانی راحت‌تر باشد که اجناسش در یک کشور فروش برود ولی هزینه‌ای بابت نمایندگی و گارانتی نداشته باشد. وظیفه‌ای که بخش اعظم آن را داریا در ایران انجام می‌دهد.

داریا چطور قدرت گرفت؟
داریا با وجود تحریم‌ها چطور هنوز یکی از بازیگران اصلی بازار واردات باقی مانده؟ از سال 1398 قرار شد که گوشی با ارز حاصل از صادرات وارد شود. یعنی یک تاجر که مثلا ارزی که بابت صادرات پسته می‌گرفت، این ارز را در یک سامانه به واردکننده موبایل می‌فروخت. کدام کمپانی‌های واردکننده موبایل از این ارز دریافت می‌کردند؟

آنهایی که سابقه فعالیت بهتر و طولانی‌تری داشتند. اینطور شد «داریا»یی که در سال اول فعالیتش جایگاه چهارم واردکننده موبایل کشور را به دست آورده بود، از سال بعد یعنی سال 1398 و سپس سال‌های بعد از آن، بیشترین دلار دولتی و بیشترین سهم را برای واردات گرفت. حتی زمانی که قرار شد واردات گوشی 600 دلاری ممنوع شود، واردات آیفون‌های این رنج قیمتی ممنوع شد (آیفون 14) اما همچنان سامسونگ‌های این رده قیمت می‌توانستند رجیستر شوند.

رجیستری انحصار درست کرد؟
با شروع رجیستری طبق قانون هر کد ملی می‌توانست فقط یک گوشی ثبت و در ایران استفاده کند. با این موضوع موبایل فروش‌هایی که تا قبل از این چمدانی جنس وارد می‌کردند عصبانی و معترضانه راهی خیابان شدند. این در حالی بود که داریا و البته 19 شرکت دیگر به طور قانونی ارز می‌گرفتند و قانونی رجیستری می‌کردند.

«داریا» در سال 1400، ۲میلیون و ۱۴۳هزار موبایل و تبلت از برند سامسونگ وارد کشور کرد که تقریبا برابر با یک پنجم آمار واردات گوشی در آن سال بود. تازه رجیستری منجر شد که یک موج گرانی هم بازار گوشی را متلاطم‌تر کند و این بار داریا و دیگر کمپانی‌ها دو- هیچ از رقبای قدیمی خرده‌پا جلو بیفتد. مسیر داریا اینجا به پایان نرسید و از همان سال 1396 خدمات پس از فروش را هم کنار واردات ادامه داد.

چرا نگران باشیم؟
داریا گفته که این گوشی در ایران تولید نمی‌شود و تأمین قطعات سخت‌افزاری و مراحل ساخت و مونتاژ در همکاری با شرکای خارجی و در کشور چین انجام می‌شود. پس چرا ما نگران باشیم؟

1- ما 9 شرکت تولیدکننده گوشی داریم که حتی اخیرا با هم یک انجمن تولیدکنندگان موبایل هم تشکیل داده‌اند.
2- وزیر ارتباطات دو ماه پیش اعلام کرد که تا آخر سال یک میلیون گوشی بومی زیر 100 دلار تولید خواهد کرد.
3- دولت همه جوره پشتیبان مالی این 9 شرکت بوده و اخیرا اعلام کرد ضمن 500 میلیارد کمک مالی، در منطقه آزاد اقتصادی زمین و سوله به آنها داده است.

4- اگرچه «باند» سیستم عامل اندرویدی دارد شرکت داریا واحد تحقیقاتی دارد که در اساسنامه وظیفه خود را بومی‌سازی نرم‌افزارهای خارجی تعریف کرده است. ضمن اینکه زمستان سال قبل هم معاونت فناوری و نوآوری وزارت ارتباطات فراخوانی برای ساخت سیستم عامل بومی داده بود.

5- قبل از گوشی و سیستم عامل بومی، پیامرسان، بروزر، نقشه و اپلیکیشن‌های کاربری بومی هم که تولید شده‌اند. درنتیجه این می‌تواند مقدمه‌ای برای بومی شدن موبایل و سپس ممنوعیت واردات گوشی خارجی باشد. در واقع تمامی شواهد نشان می‌دهد که سیستم عامل بومی روی گوشی داخلی می‌تواند پازل دولت و مجلس را در کنار طرح صیانت یا برنامه‌های مشابه آن کامل کند.

تاریخ تکرار می‌شود؟
اتفاقی که درباره سرنوشت گوشی پیش‌بینی می‌شود، روندی است که تا حدودی در دنیای لوازم خانگی هم افتاده. مثلا ادعای گوشی باند (Bond) ما را به یاد ماجرای دوو می‌اندازد. دوو یک برند فراموش شده کره‌ای بود که هلدینگ ایرانی با اسم آن و تحت عنوان جنس خارجی محصولات خود را به بازار عرضه می‌کرد.

زمان ممنوعیت واردات لوازم خانگی بسیاری از واردکننده‌ها با معکوس کردن مسیر خود، تبدیل به تولیدکننده‌های این وسایل شدند و بعد با انحصاری شدن بازار قیمت محصولات خود را شدیدا افزایش دادند. این اتفاق برای موبایل هم تکرار می‌شود؟ همین امروز پیش خرید داریا در دیجی‌کالا با قیمت 10 میلیون تومان شروع شده، بعد از مرحله پیش فروش قرار است به 13میلیون تومان برسد. برای همین بسیاری از افراد را نگران کرده که این ماجرا می‌تواند بعدا با ممنوعیت واردات به افزایش قیمت 10برابری همین گوشی و یک انحصار دیگر منجر شود.

داریا از فیلم قهرمان تا کنسرت پورناظری
اگر اسم «داریا» برایتان آشنا می‌آید احتمالا انتهای فیلم قهرمان، اثر اصغر فرهادی یا حتی کنسرت اخیر تهمورس پورناظری با برند آن آشنا شده باشید. نکته جالب اینکه وقتی نام «داریا» را جست‌وجو کنید خواهید دید که مدیرعامل و یک عضو هیات مدیره آن، شرکت مشترکی هم با تهمورس پورناظری دارند که نام آن دیدگاه فرهنگ و اندیشه است و مجوز آن اردیبهشت ماه صادر شده.

آنها در این کمپانی که همین اردیبهشت ماه تاسیس شده چه می‌کنند؟ شرکت مشترک پورناظری و محمد سلیمانی متولد هشترود و رئیس هیات مدیره سپیده رضانژاد متولد تهران قرار است واحد تحقیقاتی باشد که در آن بتوان درباره انتقال تکنولوژی، تعمیر و نگهداری سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای مخابراتی، رایانه‌ای مطالعه و کار تحقیقاتی کرد. درواقع اینجا واحد تحقیقاتی برای مونتاژ و تولید نرم‌افزار و سخت‌افزارهای خارجی الکترونیکی است.

سلیمانی و رضانژاد با هم 5 کمپانی مشترک را اداره می‌کنند که به جز چهار شرکت، یکی از آنها ربطی به گوشی ندارد. «داریا نما چوب» در حوزه دکوراسیون فعالیت می‌کند و مجوز آن دو سال پیش صادر شده. یک نکته عجیب فعالیت‌های داریا هم وجود دارد که نشان می‌دهد بهمن ماه سال 1400 آنها تصمیم می‌گیرند که به فعالیت‌های خود واردات داروهای شیمیایی و بیولوژیکی را هم اضافه کنند. به جز این نکته از آگهی‌های داریا می‌توان متوجه شد که سرمایه داریا در سال 1401 برابر با 30 میلیارد تومان شده که 18میلیارد تومان آن به سلیمانی و مابقی سهم رضانژاد بوده است.

سرمایه‌ای که روند کار این شرکت نشان می‌دهد احتمالا خرج واحد تحقیقات آن شده چراکه درست یک‌سال قبل اعضای داریا مجمع عمومی تشکیل می‌دهند و تصمیم می‌گیرند که به جز کاری که تا آن روز انجام می‌دادند، وارد بازار تولید نرم‌افزار و سخت‌افزار رایانه و تلفن همراه هم بشوند. یعنی قطعات این دستگاه‌ها را تولید و در صورت لزوم با گرفتن مجوز صادر هم بکنند. آرزویی که اتفاقا این روزها روی آن حسابی مانور می‌دهند و می‌گویند قرار است به زودی بازار خاورمیانه و آفریقا را در مشت خود بگیرند.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - دانش و فناوریرا اینجا بخوانید.