روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی| یک: یکی از مضامینی که در سینما و بهطور کلی هنر آمریکا بارها مورد استفاده قرار گرفته، رویای آمریکایی است. اینکه به قول جیمز تراسلو آدامز مورخ، «زندگی هر شخص باید با فرصتهایی که به او بنا بر قابلیتها یا موفقیتهایش و فارغ از طبقه اجتماعی یا شرایط زاده شدنش داده میشود بهتر، غنیتر و کاملتر شود.» اینکه آمریکا سرزمین فرصتهاست و هرکس بنا به تواناییهای خود میتواند در آن رشد یابد.
اما هرچه سیاستمداران و غولهای تجاری بر روی این مسئله مانور میدهند و آن را رویایی دستیافتنی نشان میدهند، برعکس هنرمندان و روشنفکران همیشه این نظریه را به باد انتقاد گرفتهاند و آن را تصوری خامدستانه در نظر میگیرند. بسیاری از آثار سینمایی و ادبی قرن بیستم درباره شکست رویای آمریکایی هستند، از جمله «مرگ فروشنده» آرتور میلر که یکی از معروفترین آنهاست. هاوارد هاکس هم در سال 1932 با ساخت فیلم «صورتزخمی» به سراغ این مضمون رفت.
دو: فیلم که نیم نگاهی به زندگی آلکاپون، گنگستر مشهور دارد، داستان زندگی تونی کامونتی، یک فرد فقیر کوبایی است که پلههای موفقیت را یکییکی طی میکند و به یکی از غولهای دنیای گنگسترهای شیکاگو تبدیل میشود. اما در نهایت این بلندپروازیها و بیپرواییها کار دستش میدهند و باعث سقوط او میشوند.
سه: بخش عمدهای از ماجراهای فیلم حول قانون منع مشروبات الکلی میچرخد، قانونی جنجالی که در دهه 1920 وضع شد و برای حدود سیزده سال ادامه داشت. همین قانون زمینهساز انواع اقسام بیقانونیها و خلافهای زیرزمینی شد. بخش عمدهای از درآمد گروههای گنگستری زیرزمینی از طریق قاچاق و خرید و فروش غیرقانونی مشروبات الکلی تامین میشد. از این دست قوانین بد عجیب، در همه دولتها وجود داشته است.
قوانینی بیفایده که بهجای اینکه نظم را برقرار کنند، خود باعث کلی آشوب و ناهنجاری دیگر میشوند. نکته دیگر این است که در آن زمان هم مانند شرایط فعلی، خرید و فروش اسلحه آزاد بوده است، گنگسترها برای حفظ بازار زیرزمینی مشروبات الکلی آزادانه اسلحه میخرند و به قتلعام همدیگر میپردازند. به نظر میرسد مافیای اسلحه در آمریکا همیشه نفوذ فوقالعادهای در تشکیلات دولتی داشته است و همیشه موفق شده حرف خود را به کرسی بنشاند.
چهار : «صورت زخمی» همراه با «سزار کوچک» (مروین لروی، 1931) و «دشمن مردم» (ویلیام ولمن، 1931)، سه فیلم مطرحی هستند که تاثیر فوقالعاده روی سینمای گنگستری گذاشتند و یک گونه سینمایی دیگر را به فیلمسازان و علاقهمندان معرفی کردند. «صورت زخمی» اما اکران راحتی نداشت. فیلم بارها زیر تیغ سانسور رفت و بخشهای زیادی از آن تغییر کرد. حتی سازندگان فیلم مجبور شدند متنی در ابتدای فیلم منتشر کنند تا نشان دهند مخالف رویه گنگسترها هستند و آنها را دشمنان جامعه میدانند.
یکی از تغییراتی که به فیلم تحمیل شد و اتفاقا به نفع آن هم شد، نقش مادر تونی بود. در نسخه اصلی فیلمنامه مادر عاشق پسرش است و اهمیتی نمیدهد منبع ثروت و قدرت تونی از کجاست. اما در بازنویسی بعدی مادر کاملا رودرروی پسر قرار میگیرد و هیچ اعتقادی به کارهای او ندارد.
به این ترتیب یک تضاد جالب برقرار میشود؛ تونی که به دنبال تصاحب دنیاست و هر لحظه به هدف خود نزدیکتر میشود، در کنترل خانواده اصلی خود ناتوان میماند و نمیتواند خود را به آنها اثبات کند. شاید همین ویژگی است که به یک عقده برای او تبدیل میشود تا اینچنین حریصانه به دنبال ثروت و قدرت بیشتر باشد.
یکی از نمادهایی که هاوارد هاکس در سراسر فیلم هنرمندانه بهکار میگیرد، حرف X است. در بخشهای زیادی از فیلم ما این حرف را میبینیم. در واقع هرگاه قتلی روی میدهد، این حرف را، حال یا بهصورت نور یا سایه و یا لابهلای سازههای معماری، میتوان مشاهده کرد. زخم روی صورت تونی هم بهصورت X است. در مورد اینکه X در فیلم دقیقا نماد چیست بحثهای زیادی مطرح شده است. آیا میتوان آن را نماد مرگ در نظر گرفت؟ یا شرارت؟ آیا نماد ماجراجویی بیهدف و بیانتهایی است که تونی شروع کرده؟ یا نشاندهنده هویت مجهول این گنگسترهای مطرود است که جایگاهی در جامعه خود ندارند؟
پنج: رابطه بین تونی و خواهش سسکا هم از جمله مواردی است که همیشه مورد بحث بوده است. تونی تا اواخر فیلم همیشه خواهر خود را سرکوب میکند و به او اجازه پیشرفت و خودنمایی نمیدهد. اما تازه در فصل پایانی متوجه میشود که خواهرش اهریمنی افسارگسیخته همچون خود اوست.
او هم عطشی سیریناپذیر برای رسیدن به اهداف خود به هر طریق ممکن دارد. کشفی که البته کمی دیر صورت میگیرد. جدا از این مسئله، صحبتها و رابطه خارج از عرف (با معیارهای آن زمان هالیوود) آنها در اواخر فیلم مورد توجه قرار گرفت و حتی این شائبه را بهوجود آورد که شاید یک رابطه عاشقانه بینشان برقرار است. مسئلهای که البته عوامل فیلم هیچگاه تایید یا تکذیب نکردند.
شش: برایان دیپالما در سال 1983 یک نسخه دیگر از «صورت زخمی» ساخت. بازسازیاي که اگر نگوییم از فیلم اصلی مشهورتر است، اما میتوان ادعا کرد که شهرتی هماندازه آن دارد. ویژگی «صورت زخمی» دیپالما این است که دقیقا تمام عناصری که هاوارد هاکس به علت سانسور نتوانسته بود در فیلم خود به تصویر بکشد
(مثل خشونت، خون و خونریزی، برهنگی و…) را وارد فیلم خود کرد تا به شکلی کاملتر ببینیم که تونی در مسیر تحقق رویای آمریکایی خود چه مراحلی را از سر میگذراند. دیپالما فیلم خود را به بن هکت، فیلمنامهنویس نسخه اصلی «صورت زخمی» تقدیم کرد. شخصیت تونی در فهرست صد شرور و قهرمان برتر بنیاد فیلم هالیوود قرار دارد. ژان لوک گدار هم در مصاحبهای در سال 1972 ادعا کرد بود که «صورت زخمی» بهترین فیلم ناطق تاریخ سینمای آمریکاست.



