روزنامه هفت صبح| ماجرای کلاهبرداری‌های این فرد خیلی عجیب است. نه این که از سر دلخوشی سراغ کلاهبرداری رفته باشد اما به هرحال خودش در اعترافاتش می‌گوید از بچگی به کلاهبرداری علاقه داشته. مثلا فکرش را بکنید در کودکی از شما بپرسند دوست داری چه کاره بشوی؟ و بگویی کلاهبردار!

اگرچه شرایط سخت زندگی هم کم او را در منگنه نگذاشته تا جایی که بگوید این بار دستگیر شدم ولی اگر آزاد بشوم و شرایطم باز هم سخت شود مجبورم دست به کلاهبرداری بزنم. می‌گوید فرزند معلولی دارم که برای تهیه داروهایش در مضیقه هستم. حتی یک بار کارم به جایی رسید که می‌خواستم خودم را در داروخانه به خاطر قیمت داروهای فرزندم به آتش بکشم.

واقعا هم حالا از کودکی کلاهبردار نبوده است. در گذشته تعمیرات لوله‌های گاز انجام می‌داده و در آتش‌نشانی هم کار تعمیرات می‌کرد اما سال قبل در خیابان دبستان وسایل کارش را سرقت می‌کنند که به گفته خودش دیگر نتوانسته وسایل را بخرد و به کارش ادامه دهد و حالا کلاهبردار شده است. اما او به چه شیوه و شگردی کلاهبرداری می‌کند؟ اگر با دقت بخوانید متوجه می‌شوید انگار کلاهبردار با مرام هم پیدا می‌شود.

سراغ افراد طماع می‌رفتم
نحوه کارش به این شکل بوده که در ابتدا عده‌ای سارق را شناسایی کرده و از آنها چک‌های سرقتی را خریداری می‌کرد.اما قبل از اینکه چک را بخرد از سامانه ساد(سامانه اعلام چک سرقتی) استعلام کرده که هنوز اعلام سرقت نشده باشد تا بتواند از آن چک استفاده کند. چک‌ها را هم به مبلغ هر برگ 500 هزار تومان خریداری می‌کرده است. درباره نحوه کلاهبرداری‌هایش می‌گوید:

«بعد از خرید چک سریع اقدام به خرید از سایت‌های فروش اینترنتی می‌کردم.سریع چون تا صاحب چک وقت نکند گزارش سرقت را اعلام کند.چک‌های سفید را با ارقامی که نیاز بود پر می‌کردم و امضا می‌زدم و با آن خرید می‌کردم.»

تا لحظه تنظیم گزارش، هشت نفر از این فرد کلاهبردار شکایت کرده‌اند.می‌گوید: من در سایت‌های فروش اینترنتی آگهی‌ها را رصد می‌کردم و از میان آنها افرادی را انتخاب می‌کردم که اجناس را بالاتر از قیمت واقعی آگهی کرده بودند. مثلا موتورسیکلتی که 180 میلیون می‌ارزید، 300 میلیون آگهی کرده بودند.از همین جا متوجه می‌شدم که این فرد طمعکار است.

بعد با او تماس می‌گرفتم و می‌گفتم حاضرم به همین قیمت خریداری کنم اما چک می‌دهم.فروشنده هم قبول می‌کرد و من چک را قبل از اینکه در سامانه ساد سرقتی بودن آن اعلام شود بابت خرید کالا به فرد پرداخت می‌کردم.در چند مورد هم سراغ افرادی رفتم که خودشان قصد کلاهبرداری داشتند.

یکی از آنها فردی بود که برنج پاکستانی را که کیلویی 20 هزار تومان هم نمی‌ارزید در گونی ریخته بود و می‌خواست به جای برنج ایرانی کیلویی 140 هزار تومان به مردم قالب کند. من همه برنج‌های او را خریدم.یا مثلا یکی دیگر بود که لپه‌ها را در بسته‌های 600 گرمی بسته بندی کرده بود ولی به عنوان 800 گرمی می‌فروخت، یا فرد دیگری روغن‌های تاریخ مصرف گذشته را که بوی خیلی بدی گرفته بودند با تاریخ جدید می‌فروخت؛ اجناس آنها را خریداری کردم.

در ادامه درباره نحوه فروش اجناس نیز می‌گوید: من جنس‌هایی که از افراد طماع خریداری کرده بودم را به مغازه‌ها یا به افراد با قیمت پایین‌تر از حد بازار می‌فروختم.به شیشه هم اعتیاد دارد و به قول خودش قبل از هر کلاهبرداری مواد مصرف کرده تا ذهنش باز شود.بنابراین گزارش رسیدگی به این پرونده بعد از تکمیل تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی در دستور کار ماموران قضایی قرار خواهد گرفت.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.