روزنامه هفت صبح، بهنام مظاهری| این روزها در خیلی از کنسرتها، بسیاری از نوازندگانی که روی صحنه مینوازند، تجربه و دانش بیشتری از خوانندهای که روی همان استیج میخواند، دارند. همین یکی دو هفته پیش در تمرین قبل از اجرا درامری را دیدم که تا پیش از این در بندهای راک و متال نوازندگی میکرد و حالا داشت پارتهای یک آهنگ پاپ را با بیعلاقگی و بدون اینکه به ساز و صفحه نتهایش نگاه کند مینواخت. از او که پرسیدم اینجا چه میکنی گفت: «فقط بهخاطر پولش آمدم.» اینهایی که گفتم را همینجا در ذهنتان نگه دارید تا بعدا دوباره به آن برگردیم.
همین چند روز پیش بود که حرفهای یکی از نوازندگان کنسرتهای قربانی درباره اجراهای متمادی علیرضا قربانی در چند رسانه منتشر شد. زهرا کریمی نوازنده ویلن درباره اجراهای قربانی گفته بود: «اولینبار در سن 16سالگی با علیرضا قربانی در اختتامیه جشنواره شعر در تالار وحدت اجرا داشتم و پس از آن همکاریمان بهصورت مستمر ادامه داشت.
البته از آنجاییکه چند سال فضای کاری آقای قربانی تغییر کرد، این همکاری قطع و در کنسرتهای اخیر از سر گرفته شد. تاکنون تجربه این تعداد اجرا در یک پروژه مشخص را نداشتهام و ساز زدن در پروژهای که مخاطبش بخش گستردهای از مردم را در برمیگیرد حس بسیار متفاوتی دارد. اجرا در مقابل 3هزار نفر، هیجانانگیز و پر از احساسات است و با وجود اینکه به پایان اجراها نزدیک میشویم، اما هر شب انرژی دوبارهای برای نوازندگی دارم.»
کریمی اینطور ادامه میدهد که: «یکی از مهمترین دلایل انرژیای که هر شب دارم این است که دوباره فرصتی پیش آمد تا با علیرضا قربانی همکاری کنم؛ وجود او بسیار برای من ارزشمند است مخصوصا که بیش از 10 سال از آشناییام با این خواننده میگذرد. یکی دیگر از دلایلم تیمی است که اینجا با یکدیگر همکاری میکنند؛ چه نوازندگان و چه عوامل پشت صحنه.»
او درباره قطعات مورد علاقه خود گفته: «دو قطعه «روزگار غریب» و «ارغوان» را بسیار دوست دارم. علاقهام به «ارغوان» از آنجا نشأت میگیرد که در اولین اجراهای آن حضور داشتهام و مردم همیشه آن را خیلی دوست داشتند، «روزگار غریب» را هم به دلیل شعری که دارد و هم واکنش بسیار زیادی که مردم به آن نشان میدهند، دوست دارم، همچنین چینش آواز و موسیقیاي که این قطعه دارد، مرا از نظر احساسی خیلی درگیر میکند. مردم انرژی خیلی خوبی دارند و وقتی بهصورت دستهجمعی شروع به خواندن میکنند، ضربان قلبم بالا میرود و بعضی شبها گریه میکنم و این حس تکراری نمیشود. البته باید بگویم در تمام این سالها اجرا برایم تکراری نشده است.»
حالا از شما خواهش میکنم دوباره ذهنتان را به پاراگراف اول برگردانید تا ادامه بدهیم. این روزها کم پیش میآید نوازندهای پشتسر خوانندهای بنوازد و اینطور مثل زهرا کریمی از کاری که میکند لذت ببرد. طبیعتا وقتی یک گروه حرفهای در کنار هم قرار میگیرند و خوانندهای مثل علیرضا قربانی هم در آن گروه باشد، حاصل کار برای همه عوامل آن لذتبخش میشود.
قربانی در ماههای اخیر با اجراهای زندهاش نشان داد که با وجود افرادی مثل خودش در مارکت و پرفروش بودن کنسرتهایش هنوز میتوان به موسیقیمان امیدوار بود. وقتي موسیقی روی صحنه میرود از تماشاچی اجرا گرفته تا تکتک نوازندگانش بايد از آن لذت ببرند. اما بیشتر از همه این موارد صحبتهای زهرا کریمی از این جهت تازگی داشت كه برای یکی از معدود دفعات بود که یک نوازنده ریاکشن مثبتی به کار و تیمی که با او کار میکند، نشان میدهد.
اتفاقی که در موسیقی ایران کم پیش میآید. کم پیش میآید که بعد از اجرا نوازندهای سازش را در کیس نگذارد و با خستگی و فحش زیرلبی که میدهد، سالن کنسرت را ترک نکند. کم پیش میآید که موزیسینها از کاری که میکنند لذت ببرند و لذتشان را اینطور ابراز کنند. البته لازم است ذکر کنم که کریمی تنها یک نوازنده ویلن ساده نیست و رزومه کاریاش میگوید که او تا امروز با ارکستر اشتیاق، ارکستر دانشگاه هنر، ارکستر دانشگاه علمی و کاربردی، ارکستر فرهنگ و هنر، گروه کر تهران، ارکستر رسا، ارکستر آرکو، ارکستر فیلارمونیک تهران
و ارکستر سمفونیک تهران کار کرده و کسب مقام اول جشنواره موسیقی فجر به همراه ارکستر پاسارگاد را هم تجربه کرده. از همین جهت هم بود که این هفته با وجود تمام خبرها و حاشیههای ریز و درشت موسیقی ترجیح دادیم صحبتهای یک مدرس و نوازنده را بازتاب دهیم. فارغ از تمام اخبار اعصاب خردکن موسیقی این صحبتها شاید یکی از معدود روزنههای امید در روزهای بد موزیک ایران باشد.



