روزنامه هفت صبح، محمد طالبیان | نزدیک به دو دهه پیش بازیهای ویدئویی شبیه قلمرو شوترهای اول شخص بود. در دورانی که کامپیوترهای شخصی به نسبت کنسولها پیشرفت چشمگیری کرده بودند، شوترهای اول شخص به واسطه سختافزار بهتر و البته استفاده از موس و کیبورد، طرفداران بسیاری پیدا کرده بودند.
آثاری که توانستند جان دوبارهای به بازیهای ویدئویی ببخشند و تبدیل به بخشی از فرهنگ گیمرها شوند. با این حال چهارمین نسخه از مجموعه ندای وظیفه به خوبی یا بدی این ژانر را برای همیشه تغییر داد. تغییری که بسیاری از فرمهای گذشته این ژانر را از رده از خارج و جای آنها را به شکلی آشنا اما با ساختاری متفاوت داد. با وجود این موضوع، این روزها شکل کلاسیک شوترهای اول شخص برای بار دیگر خانه خود روی کامپیوترهای شخصی را پیدا کرده و در قالب بازیهای مستقل، حرفهای بسیاری برای گفتن دارد.
یکی از این شوترهای اول شخص، بازی Trepang 2 (تریپنگ 2) است. اثری که نیم نگاهی به اولین قسمت از مجموعه F.E.A.R داشته و سعی کرده آن را با نسل جدید حرکت در محیط آثار مشابه همراه کند. موضوعی که با خروجی قدرتمندی همراه شده و میتواند برای علاقهمندان به ژانر شوتر اول شخص، یادآور بسیاری از خاطرات خوش گذشته باشد.
در ظاهر بازی تریپنگ 2 یک شوتر سریع دیگر است که در آن باید با سیلهای بیانتهایی از دشمنها مبارزه کنید. در عمل اما این بازی شبیه ارکستری است که اگر بخشهای مختلف آن را درست اجرا کنید، با یکی از بهترین اجراهای زندگی خود روبهرو میشوید. هرچند چیزی به نام ریتم در مرکز گیمپلی بازی وجود ندارد اما این امکان به شکلی ایدهآل در اختیار گیمر است که با هر جریانی مبارزات بازی را تجربه کند. بخشی از بازی که تریپنگ 2 تمام و کمال در آن معنا پیدا میکند.
بازی در ابتدا سعی دارد با داستانی کنجکاوکننده شروع شود و از این طریق گیمر را وارد اصل ماجرا کند. جریانی که برای مدت کوتاهی ادامه پیدا میکند و به سرعت متوجه میشوید که داستان در این بازی عملا چیزی جز یک اشتهاآور نیست. در جریان بازی داستان در قالب ارتباطهای بیسیم کوتاه و خلاصه بازگو میشود و میتوانید فایلهای مختلفی را هم در محیط پیدا کنید تا اطلاعات بیشتری را از جریانات پیرامون خود کسب کنید.
با این وجود نه دیالوگهای صوتی و نه این فایلها هیچکدام کمکی به ماجرا نمیکنند تا شما دید عمیقتری به داستان پیدا کنید. ضعف اصلی در داستان بازی به همین نبود عمق کافی خلاصه میشود. بعضا در جریان گیمپلی با لحظاتی مواجه میشوید که شبیه موقعیتهایی خوب برای داستانسرایی هستند اما این فرصت به سرعت گذشته و باز هم به بخش اکشن وارد میشوید.
شاید در چنین اثری داستان آنچنان مورد توجه قرار نگیرد اما شما برای طراحی یک بخش داستانی نیاز دارید تا مراحل را به نحوی با یکدیگر ارتباط دهید و داستان حتی در این زمینه هم کمکی به ماجرا نمیکند. هرکدام از مراحل بازی از دید تنوع ظاهری و اتمسفر کلی به خوبی طراحی شدند اما ارتباطی میان هیچ کدام از آنها برقرار نیست.
موضوعی که تا حدودی توانسته ضعفهای داستانی را پوشش دهد، اکشن دیوانهوار تریپنگ 2 است. مبارزات این بازی به قدری نفسگیر و سریع دنبال میشوند که مخاطب را تبدیل به منبعی بیانتها از انرژی میکند. از مبارزه که خارج میشوید و بازی برای چند ثانیه قصد دارد دیالوگهایی را مطرح کند، سطح آدرنالین شما به قدری بالاست که نمیتوانید توجهی به صداهای در حال پخش کنید.
در این مواقع تنها به یک چیز فکر میکنید و آن هم وارد شدن به درگیری بعدی است. فرایندی که تریپنگ 2 توانسته به واسطه آن خود را از اکثریت شوترهای اول شخص کنونی جدا کنید، آزادی عمل در نوع انجام درگیری است. بازی برای دستیابی به این موضوع مجموعهای متنوع از اسلحهها را در اختیارتان قرار میدهد و مدتی بعد با اضافه کردن قابلیت استفاده همزمان دو اسلحه، فرمولهای موجود برای کشتن دشمنها را چند برابر میکند.
هرچند در لحظه تنها میتوانید دو اسلحه و یکی از تجهیزات جانبی همچون نارنجک را به همراه داشته باشید اما ترکیب همین موارد محدود با دیگر پارامترهای گیمپلی، میتواند سناریوهای جذابی را ایجاد کند. انجام اسلایدهای طولانی و حرکت روان در محیط و روی اجزای مختلف محیطی به شما اجازه میدهد تا در هر لحظه موقعیت خود نسبت به دشمنها را تغییر دهید. همانطور که Doom به شما نسبت به دشمنها برتری داده و چالش را از طریقی دیگر شکل میدهد، اینجا هم شاهد روندی مشابه هستیم.
گیمر در تریپنگ 2 نقش چرخ گوشتی بیپایان را ایفا میکند که بعد از هر مبارزه با لباسی خارج میشود که چند لیتر خون روی آن ریخته. برای جذابتر شدن ماجرا کافیست این مسئله را در نظر بگیرید که بازی دو قابلیت اصلی دیگر یعنی نامرئی شدن و آهسته کردن زمان را نیز در اختیارتان قرار میدهد.
قابلیتهایی که باز هم به ایجاد تنوع بیشتر در مبارزات کمک کرده و بیراه نیست اگر بگوییم برخی از جذابترین صحنههای حاضر در شوترهای اول شخص را شکل میدهند. مدتها بود که بولتتایم به این زیبایی و هنرمندی مورد استفاده قرار نگرفته و حالا برای بار دیگر میتواند جریانی جدید در استفاده از صحنه آهسته را شکل دهد.
ساختار مستقل بازی از دو جهت روی وضعیت بصری بازی تاثیر گذاشته. از سویی سازندگان بازی سعی کردهاند تا حضور شخصیتهای جانبی را به حداقل برسانند تا جای ممکن روی صورت آنها ماسک قرار دهند تا از شر انیمیشنهای صورت و لب راحت شوند. رویکردی که به شکل کلی در چنین آثاری کاملا قابل پیشبینی است.
از سوی دیگر محدود بودن منابع تولید باعث شده تا شاهد طراحی مراحلی باشیم که مشخصا هویت خاصی ندارند اما از دید بصری زیبا و راضیکننده هستند. تریپنگ 2 یکی از معدود بازیهایی است که به عنوان یک شوتر اول شخص میتواند تمام نیازهای شما را برطرف کند. چند ساعت آدرنالین خالص همراه با انفجارهای بیانتها، میلیونها گلوله و نمایشی فوقالعاده از بولتتایم که شاید از زمان F.E.A.R تا به امروز فراموش شده بود.
شرح عکس: تریپنگ 2 شاید بهترین فرصت برای عاشقان صحنه آهسته باشد.

