روزنامه هفت صبح، ‌‌احمد رنجبر | نخستین‌بار نیست که یک بازیگر به سمت خوانندگی می‌آید. حامد بهداد، امین حیایی، محمدرضا فروتن، کامران تفتی و… چنین کرده‌اند و برخی مثل مهران مدیری و رضا عطاران تیتراژ سریال‌شان را خوانده‌اند و دسته‌ای مثل جواد رضویان، حمید گودرزی، محمدرضا علیمردانی و… دعوت شدند تا تیتراژ یک برنامه یا سریال را بخوانند. از این هفته و همزمان با پخش «بازپرس» صدای امیریل ارجمند در تیتراژ پایانی این سریال تلویزیونی شنیده می‌شود.

مورد اول| کارنامه موسیقایی
در ویکی‌پدیای امیریل ارجمند از او به‌عنوان «بازیگر، خواننده و آهنگساز» یاد شده است. او از سال‌های دور به موسیقی علاقه داشته اما شهرتش پیش قاطبه مخاطبان به بازیگری برمی‌گردد. در این سال‌ها علاوه بر تیتراژخوانی و آهنگسازی، چند آلبوم مثل «سبزه» و «ماه پنهان» را منتشر کرده. پیرو همین سابقه سازندگان مسابقه تلویزیونی «همآهنگ» که برنامه‌ای برای معرفی استعداد نوجوانان در حوزه سرود است، از ارجمند دعوت به همکاری کرده‌اند. با این همه امیریل نتوانسته موقعیتی ویژه در حوزه خوانندگی به‌دست آورد.

مورد دوم| تیتراژ بازپرس
«هفت سر» نام قطعه‌ای است که در تیتراژ پایانی سریال «بازپرس» پخش می‌شود؛ با آهنگسازی و ترانه دو چهره بنام یعنی مسعود سخاوت و محمدمهدی سیار. صدای امیریل ارجمند اما هم‌وزن ترانه و آهنگ نیست. دروغ چرا؛ اثبات این مسئله آن‌هم در قالب یک مطلب ژورنالیستی کاری راحت نیست و برای این‌که نقدمان غیرفنی نباشد از چند کارشناس متخصص حوزه موسیقی نیز کمک گرفتیم.

مورد سوم| مقدمه ناملموس تا دکلمه
مقدمه قطعه «هفت سر» ناملموس است و خواننده بی‌دلیل به حنجره‌اش فشار وارد می‌کند. او سعی در خروج اصواتی دارد که فاقد معنی و مفهومی خاص همپای ملودی موسیقی است. ارجمند صداهای کشیده را از گلو به شکل اغراق‌آمیز و غیرطبیعی ادا می‌کند که گویی تناسبی بین سازبندی‌ها و صدای خواننده وجود ندارد.

این‌گونه بی‌تناسبی‌ها به اصل موسیقی لطمه وارد می‌کند چراکه نسبت و تناسب در تولید هر نوع از موسیقی یک اصل است؛ به‌ویژه با کلام آن. امیریل سپس با دکلمه‌ای سرد و بی‌روح و با صدایی خنثی و نه گیرا شعر ترانه‌سرا را که اتفاقا به لحاظ مفهومی و فنی دارای جایگاه است، می‌خواند اما در تشخص دادن به ترانه ناکام است.

گاه نیز صدای خواننده به فالشی گرایش می‌یابد؛ به‌رغم اینکه مشخص است در استودیو همین صدا با تیون کردن‌ها (فالش‌گیری) به همین اندازه توانسته عرض‌اندام کند. این نوع خوانندگی‌ها معلوم نیست دکلمه است یا دکوراتیو یا افکتیو یا تقلیدی است از نوع قبل انقلاب مثل فریدون فروغی یا بعد انقلابی مثل محسن نامجو که عده‌ای به‌رغم تقلید و گرته‌برداری از آن‌ها جایگاهی در عرصه موسیقی پاپ به‌دست نیاوردند و همچنان از سوی اهل فن مورد انتقاد هستند.

در قطعه «هفت‌سر» نوع ارائه صدای خواننده بیشتر متکی بر اغراق است و نه خوانشی راحت و سلیس و معلوم نیست حاصل کار، موسیقی بوتیکی است یا فانتزی یا ترکیبی یا تلفیقی یا پاپ ایرانی که هویت مشخصی نمی‌توان برای آن‌ها قائل بود. باز هم دکلمه در پایان قطعه می‌خواهد به کمک فضای شنیداری بیاید تا کاستی‌های خواننده را جبران کند که اتفاقا نتیجه را خراب‌تر می‌کند.

مورد پنجم| اهمیت تیتراژ
در دوره‌ای تیتراژخوانی در سریال‌ها و حتی برخی برنامه‌های تلویزیونی جدی گرفته می‌شد. همچنان صدای صدیق تعریف در سریال امام علی(ع) با آهنگسازی فرهاد فخرالدینی در ذهن‌ها مانده. صدای علیرضا قربانی، محسن چاوشی و… نیز بخشی از خاطرات خوش سریال‌های تلویزیونی است که با ترانه، آهنگسازی و تنظیم خوب به دل‌ها نشستند.

حتی ترانه‌ای که سالار عقیلی برای «معمای شاه» خواند هم قابل اعتناست. شرایط تلویزیون و عدم همکاری برخی خوانندگان مطرح و نیز نبود نگاه درست و اصولی حالا ضربه‌ای کاری به تیتراژخوانی و به‌تبع آن موسیقی زده است. کارهای مثل قطعه «هفت‌سر» فضای شنیداری مردم را غیرطبیعی جلوه می‌دهد تا جایی که بعدها به اشتباه می‌افتند که شاید این نوع آوازخوانی هم وجود دارد!

موسیقی بی‌هویت نتیجه‌ای جز لطمه به ذائقه شنیداری مردم آن هم در این وانفسای کمبود آثار خوب ندارد و سریال‌های تلویزیونی و البته برخی آثار خانگی به این بحران دامن می‌زنند. امیریل ارجمند می‌تواند بازیگر خوبی باشد اما ماندن در حوزه موسیقی آن هم از جنس تیتراژخوانی سریال «بازپرس» آورده‌ای برایش به همراه ندارد و اتفاقا نتیجه معکوس خواهد بود!

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.