روزنامه هفت صبح، مهلا جوادپور| روز گذشته یکی از خبرنگاران اهوازی در توئیتر خود نوشت که یک پرستار اهوازی در مسیر منزل می‌بیند پیرمردی روی زمین افتاده و عملیات احیا روی او انجام می‌دهد. سپس از آنجا با اورژانس پیرمرد را تا بیمارستان همراهی می‌کند. حالا تصویر این پرستار در فضای مجازی منتشر شده و بسیاری او را به‌خاطر نجات این پیرمرد تحسین می‌کنند. روابط عمومی بیمارستانی که این پرستار در آن مشغول است، به هفت‌صبح می‌گوید قرار است امروز در مراسمی از اقدام خانم لادن خیری تقدیر شود. در این گزارش با خانم خیری تماس گرفتیم تا ماجرا را از زبان خود او بنویسیم.

لادن خیری هفت سال است که در رشته پرستاری فعالیت می‌کند، اکثر سابقه کاری خود را در بخش اورولوژی گذرانده و بیشتر با بیمارانی سر‌و‌کار دارد که وضعیت ثابتی دارند و اورژانسی نیستند. خودش می‌گوید به‌خاطر کار کردن در این بخش زیاد تجربه سی‌پی‌آر یا همان احیای قلب نداشته اما به‌عنوان یک پرستار دوره‌های مختلفی مانند آی‌سی‌یو را گذرانده است.

خیری می‌گوید آدم کنجکاوی نیست که هر‌جا جمعیتی جمع شود برود و ببیند ماجرا از چه قرار است اما آن لحظه با خود گفته شاید بتواند کمکی کرده باشد و فکرش را نمی‌کرده که قرار است جان یک نفر را نجات دهد. او اینطور ماجرا را تعریف می‌کند: «کارم در بیمارستان تمام شده بود و داشتم به سمت خانه می‌رفتم.

دیدم یک جمعیت صد نفری دور یک پیرمرد که روی زمین افتاده است جمع شده‌اند و به ماشین‌ها اشاره می‌کنند که بروید و جمع نشوید. با خودم گفتم بروم پارک کنم و ببینم چه اتفاقی افتاده. داخل یک کوچه رفتم و ماشین را به ناچار جلوی پارکینگ یک خانه پارک کردم. رفتم به سمت پیرمرد و فکر می‌کردم گرمازده شده.

اما وقتی نبضش را گرفتم دیدم اصلا نبض ندارد و ایست قلبی کرده است. او را ماساژ قلبی دادم تا زمانی‌که اورژانس برسد. چون ماشین را بد جایی پارک کرده بودم وقتی اورژانس آمد بلند شدم تا به سمت ماشینم بروم. اما دیدم آمبولانس حرکت نمی‌کند. گفتم بروم داخل ماشین آمبولانس تا ببینم چه مشکلی پیش آمده که حرکت نمی‌کنند.

رفتم و گفتم من پرستارم کمکی می‌خواهید؟ گفتند توروخدا بیا کمک کن، ما فقط دو نفریم. یکی از آن‌ها راننده بود و دیگری پرستار اورژانس. گفتم باشه. برای بیمار آنژیوکت و دارو زدم. همکار اورژانس انتیوبه‌اش (لوله‌گذاری داخل نای برای تنفس مکانیکی) کرد. چون ضربان نداشت دو سه بار شوک هم به او دادیم و در آخر اپینفرین هم به او تزریق کردیم.»

خیری با اشاره به اینکه بالاخره به بیمارستان آریا رسیدند ادامه می‌دهد: «رسیدیم بیمارستان آریا و وقتی دستگاه را به او وصل کردند دیدیم ضربان دارد و برگشته است. یکی از دکترها که من را می‌شناخت گفت اینجا چه می‌کنی؟ گفتم من کاری نکردم. پرسید چه مشکلی برایش پیش آمده بود و وقتی برایش تعریف کردم گفت می‌دانی جان این مرد را نجات دادی؟

وگرنه اصلا امکان نداشت زنده بماند. از آنجایی که ماشین را بدجایی پارک کرده بودم، گفتم باید بروم اما تا زمانی‌که خانواده‌اش برسند من را نگه داشتند. خانواده آن مرد هم آمدند و راننده‌ آن‌ها من را تا ماشینم رساند. فکر می‌کنم راننده شرکت نفت بود.» خیری در آخر توضیح داد آخرین‌باری که از احوال پیرمرد پرسیده حالش خوب بوده و قرار است او را آنژیو کنند.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.