روزنامه هفت صبح| یک: این تصاویر ماجرای حراست دانشگاه علامه طباطبایی و ضرب و شتم دانشجویان توسط یکی از مامورین حراست واقعا چندشآور و زشت است. اینکه یک نگهبان، یک مامور به خودش اجازه میدهد علیه دانشجویانی کوچکاندام آنطوری قدرت بدنی خودش را به رخ بکشد و اینگونه بیقید و بند طرف را کتک بزند، آنهم در فضای دانشگاه و در موقعیتی که اصلا نشانهای از یک تنش بزرگ وجود ندارد، حال آدم را بد میکند.
ما همه دانشجو بودهایم و در سختترین و بدترین وضعیتها هم حراستهای دانشگاهی ادب را رعایت میکردند. اما این آقا چرا به خودش اجازه میدهد با یک پسر و یک دختر اینگونه خشن برخورد کند و سپس با گردن افراشته و شکم جلوداده (خواستم بگویم «سینه» دیدم اصلا کار به آنجاها نمیکشد) راه برود. روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبایی توضیحاتی در این مورد دادهاند که خب ممنونیم. ازجمله اینکه: «روز دوشنبه، (پنجم تیرماه) تعدادی از دانشجویان دانشگاه پیش از شروع امتحان، قصد ورود به فضای برگزاری امتحان را داشتهاند.
انتظامات در جهت برقراری نظم به آنها تذکراتی را ارائه میدهد اما یکی از دانشجویان پسر با حراست درگیر میشود. دانشگاه بررسیهای فوری و لازم را در دستور کار قرار داده است. چنانچه قصوری از سوی فردی رخ داده باشد، براساس مقررات، اقدام لازم صورت میگیرد.»
اما اینکه در انتهای توضیحات دست آخر ماجرا را گردن شبکههای معاند انداختهاند، کار بیهوده و لوسی است. مامور حراست است که این بلوا را بهراه انداخته چون نتوانسته خودش را کنترل کند. یعنی به لحاظ مهارتهای فنی ضعف نشان داده است. این دیگر ربطی به شبکههای معاند ندارد. بههرحال صحنه بسیار بسیار زشت و شنیعی بود.
دو: حالا که قرار است شاهین و کوییک را به روسیه و ونزوئلا صادر کنید؛ مهندسین عزیز و قطعهسازان محترم کمی کارشان را با دقت و وسواس بهتری انجام دهند و گروههای کنترل کیفیت و نظارت و کنترل پروژه حواسشان جمع باشد که اعتبار خودروسازی ایران در میان است. همان ماجرای مبهمی که آقای میرسلیم با تکیه بر آن، همه ما را دچار آشفتگی کرده است. دو ماه دیگر فیلمي از خرابیهای خودروهای صادراتی منتشر نشود خدای نکرده. امیدوارم مدیر سایپا شخصا به این ماجرا نظارت کند. اینکه ماشینها 11هزار دلار فروخته میشوند و شهروندان روس حاضرند تا 19هزار دلار بابت شاهین پرداخت کنند، از عجایب دنیای معاصر محسوب میشود.
سه: آقا واقعا وزیر جدید آموزشوپرورش بعد از گرفتن رای اعتماد سفر یک ماهه حج را در دستور کار گذاشته است؟ الان چه بنویسیم و چه بگوییم که دوباره سپاه ابرهه نشویم؟
چهار: نکتههای امروز اصلا شباهتی به یادداشتهای روز قبل از یک عید بزرگ ندارد. تقصیر ما هم نیست. بههرحال مطلب امروز را اینطوری تمام میکنیم که زورگیری خشونتبار از حمید مطهری آنهم در حالیکه داخل اتومبیلش نشسته، آنهم در ورودی بزرگراه صدر در اتوبان مدرس و آنهم در شلوغترین ساعت ترافیکی و در روز روشن، آدم را به دلهره میاندازد.
فرماندهان عزیز پلیس، یک جای کار میلنگد بهخدا. این اتفاق و حوادثی که در این روزهای اخیر شنیدیم و خواندیم و گاه دیدهایم، از تهران تصویری مثل سائوپائولو و کاراکاس و کیپتاون در ذهن مجسم میکند. شهرهایی که به موج خشونت مشهورند. البته که حتما این تصاویر ذهنی ما مبالغهآمیز هستند اما وقتی همین خبر زورگیری از حمید مطهری را میخوانیم دوباره ترس برمان میدارد. دست خودمان هم نیست.



