روزنامه هفت صبح| یک: اصلا نمیفهمم آقای مصباحیمقدم بهعنوان یک چهره اقتصادی و دانشگاهی چرا چنین مواضع عجیبی را اتخاذ میکنند. حرفهای ایشان درباره اینکه چینیها یکی دو وعده بیشتر غذا نمیخورند آنهم برعکس ایرانیها، از آن حرفهایی بود که اصلا فلسفهاش را درک نمیکنم. چرا باید در نقش معلم مردم ظاهر شوند؟ با چه استدلالی؟
بههرحال دیروز این مطلب هم منتشر شد که نشان میدهد اتفاقا چینیها خیلی هم اهل قناعت نیستند: مردم چین بهرغم آنچه مصباحیمقدم گفته اتفاقا رکورددار اسراف در مواد غذایی هستند. طبق آمار فائو در سال ۲۰۲۱ دورریز مواد غذایی در چین سالانه 6/91میلیون تن برآورد شده است. سرانه دورریز غذا به ازای هر فرد در چین 4/65کیلوگرم در سال، در هند 1/49کیلوگرم در سال و در ایالاتمتحده آمریکا 6/58کیلوگرم در سال است. این یعنی سرانه دورریز غذا در چین حتی از آمریکا هم بیشتر است. (روزنامه اینترنتی فراز)
اگر ایشان و همینطور آیتالله علمالهدی (که در این هفتههای اخیر درباره سبک زندگی ایرانیان و زیادهخواهیشان نکتههایی را ارائه کردهاند)، اصرار بر تغییر سبک زندگی مردم دارند، باید ویترین را درست کنند. یعنی باید جامعه ما پر از چهرههایی از طبقه مذهبی جامعه باشد که به تماممعنا مسئله قناعت و وارستگی را به نمایش میگذارند. مطمئنا چنین چهرههایی در این طبقه وجود دارند اما وقتی داستان صد هکتار زمین برای عروس جوان فلان روحانی پیش میآید، دیگر اثر این سخنان و این نوع توصیهها از بین میرود و یا حداقل کمتر میشود. وقتی به شکل عملی جاذبه یک سبک زندگی حفظ نمیشود از سخنرانی و توصیه کار کمتری بر میآید.
دو: آمار جالبی هم از هفته دوم مسابقات لیگ جهانی والیبال استخراج شده است که طبق آنها در دفاع روی تور محمد موسوی بهترین بوده است و در سرویس هم امین اسماعیلنژاد در مکان چهارم قرار گرفته است. اما در سه رشته توپگیری، دریافت اول و پاسور، بهترین چهرههای ایرانی در مکانهای هشتم، بیستم و چهاردهم قرار دارند.
با همین آمار بهراحتی میتوانید نقطه ضعف تیم ایران را متوجه بشوید. هرچند حتما آقای کارخانه و آقای عطایی نکتههای دیگری را مدنظر دارند. مثلا اینکه تیم خوب آماده نشده است! ببخشید آقای عطایی که تیم بهاندازه کافی خوب آماده نشده و خوب تمرین نکرده است. چشم. سعی میکنیم دور بعدی تیم قویتری را تقدیم شما کنیم. ببخشید به وظایف خودمان خوب عمل نکردیم.
سه: دوتا بازیکن بدشانس داشتیم خواستم با شما در میان بگذارم. اولی مهدی قایدی. چهار پنج فصل در استقلال توپ زد و نتوانست قهرمان بشود و درست همان سالی که رفت امارات و تیم الشباب الاهلی، استقلال با هدایت مجیدی قهرمان ایران شد. بعد که قایدی از الشباب جدا شد و به استقلال آمد، استقلال دوم شد و همان تیم الشباب الاهلی قهرمان امارات شد! سامان فلاح دفاع وسط پرطرفدار تیم پیکان و تیم ملی امید هم اینگونه است. در دو بازی دور مقدماتی تیم امید او فقط دو بار اشتباه کرد که هر دو حرکتش به گلهای سوریه و فلسطین بدل شد و کم مانده بود موجب حذف ایران بشود. در بازی نهایی هم او تنها کسی بود که پنالتیاش را از دست داد تا با خاطراتی ناخوشایند از این تورنمنت به ایران بازگردد.
چهار: وزیر ارشاد همیشه در نظرم چهرهای بوده که به جغرافیای فرهنگ و هنر ایران و مختصات آن خیلی مسلط نیست اما شرایط و بافت اجتماعی کشور را خوب درک میکند و خطراتی که این کشور را تهدید میکند. از او دیروز این جملات نقل شده است: شبکه نمایش خانگی بخش قابل توجهی از اوقات فراغت مردم را تشکیل میدهد. در این دو سه سال که بر سر نظارت بر تصویر بین ما و صداوسیما اختلاف هست، اپهای معمولی هم دارند فیلم میگذارند. آیا میشود به روش سابق تنظیمگری کرد؟
بر سر فیلمی که در سالنها نمایش داده میشود نظارت سفت و سخت اعمال میکنیم، ولی بر فیلمهایی که در گوشیها همه میبینند هیچ نظارتی نیست. نمیدانیم چهکار باید کنیم؟تحولات اخیر نظام سنتی حکمرانی فرهنگی ما را بهشدت دچار چالش کرده است. آیا باید تنظیمگری را رها کرد یا با شیوه دیگر نظارت و تنظیم کرد؟ تازه اینها سوالات امروز ماست که هنوز هوش مصنوعی وارد نشده است. نمیتوان منفعل بود.



