روزنامه هفت صبح| یک: یکی از روزنامههاي خوب صبح، مخالفان مصوبه شورایعالی فرهنگی در زمینه زیرنظر گرفتن پلتفرمهای خانگی توسط صداوسیما را سپاه ابرهه و دریافتکننده پولهای کثیف نامیده! الان اعتراض هم کنید که این چه حرفی است با حاضرجوابی دلنشین خود میگویند شما چرا به خودت گرفتی؟
حتی اگر میتوانستند دو تا ایموجی خنده هم میگذاشتند. ما نمیدانیم در این طیف نامگذاری قرار میگیریم یا نه اما هرچه نوشتیم بر مبنای درک خودمان از عقل سلیم بود. اگر بهنظرتان ما هم جزو سپاه ابرهه هستیم باشد! اصلا ما سپاه ابرهه شما همه پرندگان ابابیل. ما اصلا زامبی. آدمخوار.
مشتی وطنفروش که هر چیزی مینویسیم فقط بر مبنای مصالح مادی است برعکس شما که فقط بر مبنای مصالح ملی و مذهبی قلم میزنید. شما درجه یک، عالی، ما شماری انسانهای کمخرد که هیچ چیزی از خوب و بد نمیفهمیم الا پول! یک مشت بدطینت بدسگال هستیم که با شما نیکدلان نورانیچهره و قلم بهدستهای آسمانی، جدلهای استدلالی میکنیم به این امید که شاید اتفاقی بیافتد. همه خوبیها مال شما.
دو: جدا از شوخی، مخالفت ما با احاطه سازمان صداوسیما بر تلویزیونهای اینترنتی، دلایل ساختاری دارد و پیشبینی اتفاقی که در آینده رخ خواهد داد و اصلا دلیلی بر تایید همه برنامههای این ویاودیها نیست. طبیعتا از بسیاری از این برنامهها خوشمان نمیآید و حتی گاه احساس شرم هم میکنیم. از برخی نمایشها و مسابقات و حتی سریالها.
همین دو روز پیش یکی از سریالهای معروف این روزهای ویاودیها را میدیدم و از اینهمه لودهبازی حیرت کرده بودم. اما در همین ویاودیها بدون سایه نظارت تلویزیونیها برنامههای بسیار خوبی هم ساخته شده است. دقیقا فرصتی برای نفس کشیدن سلیقههای متفاوت. مثل همین سریال آکتور یا سریال پوست شیر كه در جلب توجه مخاطبان عام بسیار موفق بودهاند. فرصتی برای خلاص شدن از نگاهی که میخواهد همهچیز را مهندسی کند و وقتی هم که شکست میخورد پشت آرمانها قایم میشود و میگوید اصلا مخاطب مهم نیست. ما با تلویزیون و برنامههایش بزرگ شدهایم اما دنیا عوض شده است. این را باید درک کرد.
سه: جلسه هیات امنای سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برگزار شده. این جلسه بهخودی خود شاید چندان خبر جذابی نباشد اما ترکیب هیات امنا جالب است: اسماعیلی وزیر ارشاد، زاکانی شهردار تهران، پیمان جبلی رئیس سازمان صداوسیما، قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، علامتی مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، خانم خزعلی، لطفالله فروزنده، مهدی دادمان و…
چهار: روزنامه جوان ديروز نوشته بود در مورد برخی مشخصات حجاب باید کمتر سختگیری میکردیم بهخصوص در مورد رنگ. یادم است که پانزده سال پیش بحث حجابهای متنوع برای جوانان پیش آمد و حتی نمایشگاههایی هم برگزار شد اما کسانیکه بانیان این مسئله بودند طبق معمول در مقابل چشمغره گروههای تندرو عقبنشینی کردند و کار را رساندند به همان ماجرای رنگهای تیره.
قهوهای و خاکستری و سرمهای و سیاه. مطمئن باشید که باز هم اگر کمی آبها از آسیاب بیافتد، دوستان تندرو با میل بینهایتشان برای تبدیل هر چیزی به یک امر بنیادگرایانه باز هم سقف خواستههایشان را به بقیه میقبولانند و خردمندان اصولگرایان باز هم ترجیح میدهند خاموش بمانند.



