روزنامه هفت صبح| فرحزاد در بهار پاتوق جوانهاست. میروند توت و کباب میزنند و در این بهار سرخوش میشوند. اما در همین هوای بهاری و در همین فرحزاد که همه برای تفریح میروند، در بامداد سهشنبه 30 خرداد پسري 17ساله قربانی ضربات چاقوی دو برادر میشود. به قول معروف بر سر یک کلکل ساده، شکم یکی سفره میشود و دست برادر کوچکتر مقتول هم زخمی!
دو برادر هم متهم به قتل هستند. بامداد سهشنبه 30 خردادماه، کارکنان انتظامات یکی از بیمارستانهای تهران مرگ مشکوک پسر جوانی را روی تخت بخش اورژانس از طریق تماس تلفنی به مرکز فوریتهای پلیسی 110 گزارش کردند. با اعلام این خبر، ماموران کلانتری 163 ولنجک و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به همراه قاضی محمدمهدی براعه، بازپرس ویژه قتل شعبه سوم دادسرای امور جنایی راهی بیمارستان موردنظر شدند و تحقیقات ابتدایی را آغاز کردند.
قتل پسر 17ساله
تیم جنایی در سردخانه بیمارستان با جسد پسر 17سالهای مواجه شدند که از ناحیه قفسه سینه هدف ضربه چاقو قرار گرفته و به قتل رسیده بود. بررسیهای اولیه نشان میداد، پسر جوان به دلیل جراحت در یک درگیری از فرحزاد توسط امدادگران اورژانس به همراه برادرش به این بیمارستان منتقل شده است.
پس از دریافت این اطلاعات مهم، تیم جنایی پای در صحنه جرم گذاشتند و در نخستینگام پی بردند، مقتول و برادرش به همراه یکی دیگر از دوستان خود به فرحزاد رفته بودند که با دو برادر به دلایل متلکگویی و کلکل درگیر شدند.تیم بررسی صحنه جرم در گام بعدی یکی از شاهدان حادثه را هدف تحقیق قرار دادند. او گفت: مقتول به دلیل متلکگویی ابتدا با برادر قاتل مشاجره لفظی پیدا کرد اما خیلیزود قاتل به هواخواهی برادرش وارد درگیری شد و با چاقو به پسر جوان یک ضربه وارد کرد.
در ادامه مشخص شد، قاتل و برادرش که در درگیری با لباس سبز رنگ حضور داشتند، داخل یک باغ-رستوران کار میکردند و پس از این جنایت هولناک به خانه خود گریختهاند که همین سرنخ کافی بود تا متهمان خیلیزود دستگیر شوند.بررسیها درباره این پرونده همچنان ادامه داشت تا اینکه صبح سهشنبه متهمان برای تحقیقات مقدماتی به شعبه سوم دادسرای جنایی منتقل شدند
و در جریان تحقیقات به جرم خود مبنی بر حضور در درگیری مرگبار و قتل پسر جوان با ضربه چاقو اعتراف کردند. با دستور قاضی جنایی، جسد مقتول برای معاینات دقیقتر به پزشکی قانونی منتقل شده است و متهمان برای روشن شدن زوایای پنهان پرونده در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفتند.
جزئیات قتل در محل حادثه
پسري 17ساله به قفسه سینه و رودههایش با ضربه چاقو آسیب میرسد؛ دعوا هم بر سر یک کلکل و متلکگویی شروع میشود. آخرهای شب بود و کارگران مشغول جمعوجور کردن باغ- رستورانها بودند که صدای دعوا و درگیری را جلوی یکی از رستورانها میشنوند و جلوی آنجا جمع میشوند. مقتول به همراه برادر کوچکترش که از اتباع افغانستان هستند با یکی از دوستانشان برای تفریح به فرحزاد رفته بودند که جلوی یکی از باغ- رستورانها بر سر متلکگویی و کلکل با دو برادر درگیر میشوند. برادران کارگر باغ- رستوران بودند و بعد هم که درگیری و قتل رخ میدهد.
گفتههای متهم به قتل و خانواده مقتول
صبح روز سهشنبه همه در دادسرا هستند. هر دوطرف هم از اتباع افغانستان. از طرف خانواده مقتول، شوهرخاله آمده چون پدر پیرشان زمینگیر است. او میگوید: «چند سالی هست که برای کار از افغانستان به ایران آمدیم. مقتول و برادر کوچکترش هم کار میکردند و خرج خانواده را میدادند، حالا چرا درگیر شدهاند، نمیدانیم!»
اما متهم اصلی، برادر بزرگتر است. 23 سال سن دارد و از برادر کوچکتر 5 سال بزرگتر است. خانوادهشان در افغانستان هستند و دو برادر برای کار به ایران آمدهاند. شب حادثه وقتی حس کرده دارند برادرش را اذیت میکنند به هواداری برادرش به میدان آمده و ضربه را زده است. درباره شب حادثه میگوید:
«ما اصلا مقتول را نمیشناختیم. سه نفر بودند. اول یک چیزی گفت که من متوجهش نشدم. چندبار پرسیدم چه گفتی که قلدربازی درآورد. هرچه گفتن برود نرفت من هم تصمیم گرفتم ادبش کنم. دعوا که شروع شد برادر کوچکترم از داخل باغ- رستوران بیرون آمد. آنها سه نفری من را با سنگ و چوب میزدند. برادر کوچکترم سمت آنها آمد و برای دفاع از من با آنها درگیر شد. چند بار دنبال هم دویدیم. ناگهان آنها 3 نفری سر من ریختند و داشتم از آنها کتک میخوردم.
نفهمیدم چه شد که برادرم به داخل رستوران رفت و از آشپزخانه رستوران چاقوی بزرگی برداشت و با آن به صحنه دعوا برگشت. وقتی به خودم آمدم که یکی از آن جوانان روی زمین افتاده بود. فقط میخواستم از برادرم دفاع کنم.» برادر کوچکتر اما خیلی بیتاب است. 18سال سن دارد و مدام گریه میکند. میگوید: «ما میخواستیم خانه برویم، کارمان تمام شده بود که صدای برادرم را شنیدم. داشتند او را میزدند. برای دفاع از او کارد آشپزخانه را برداشتم و همهمان بدبخت شدیم. ما اینجا کار میکردیم که خرج خواهر و برادرمان را در افغانستان بدهیم.» رسیدگی به این پرونده و تحقیقات ادامه دارد.



