روزنامه هفت صبح، مدیسا مهرابپور | یک: «روز شغال» یکی از آخرین فیلمهای فرد زینهمان بزرگ است. فیلمسازی که در اروپا فیلمسازی را آغاز کرد و او را با مهمترین فیلمهایش یعنی «مردی برای تمام فصول»، «از اینجا تا ابدیت» و «نیمروز» میشناسیم. دوره مؤخر فیلمسازی فرد زینهمان که در دهه شصت به اتفاقات سیاسی و جنبشهای اجتماعی اروپا گره میخورد، عموما فضایی سیاسی دارد. از این نظر چهار فیلم مطرح دوره پایانی کار او نسبت مضمونی با هم پیدا میکنند. ریشه این نسبت سیاسی را البته باید در احوالات سیاستزده اروپا بعد از جنگ جهانی دوم و فشار روانی و مهیب سالهای جنگ سرد جست.
دو: «اسب کهر را بنگر» که در سال ۱۹۶۴ ساخته شد داستان یک انقلابی اسپانیایی را تعریف میکرد که در پی جنگ داخلی از اسپانیا گریخته و پس از ۲۰ سال به دلیل حال وخیم مادرش میخواهد به سرزمین خود بازگردد، اما مأموران فرانکو هنوز در پی دستگیری او هستند. «مردی برای تمام فصول» که محصول سال ۱۹۶۶ بود، داستان زندگی سیاستمداری بهنام توماس مور در قرن شانزدهم را تعریف میکرد. «روز شغال» ترور ژنرال دوگل رئیسجمهور فرانسه را دستمایه قرار میداد و «جولیا» بهعنوان آخرین فیلم مهم زینهمان که در سال ۷۷ ساخته شد، با رویکردی زنآزادخواهانه بر نقش اجتماعی زنان در عرصههای اجتماعی و سیاسی و حضورشان در چرخه مبارزات خودجوش علیه فاشیسم را به تصویر میکشید.
سه: هر کدام از فیلمهایی که ازشان نام بردیم بهعنوان یکی از آثار مهم فرد زینهمان قابل بررسی هستند. در این میان «روز شغال» فیلمی ساخته شده به سال ۱۹۷۳ است که در آن زینهمان تأکیدش را بر جنبه حادثهای ماجرا میگذارد تا فیلمی پر از تعلیق و هیجانانگیز را نتیجه دهد که البته شکل پرداخت و سیر رواییاش شباهت چندانی به فیلمهای پلیسی و تعقیب و گریزی که در همان سالها در هالیوود به شکل پرشماری تولید میشوند، ندارد.
زینهمان از آن کارگردانانی است که همیشه به جنبهای انسانشناسانه و اومانیستی در فیلمهای خود که بعضا در ژانرهای متفاوتی ساخته میشدند، توجه داشته و در «روز شغال» همین رویکرد متفاوت زینهمان در پرداخت شخصیتهاست که باعث میشود فراتر از یک فیلم حادثهای سرگرمکننده، با اثری مواجه باشیم که در پس داستان پلیسیاش، میخواهد آینه تمامنمای یک جامعه بحرانزده در سالهای جنگ سرد باشد.
چهار: در دل همه بحرانهای پررنگ آن سالها و احساس خطر و تشکیکی که بر دل جامعه سایه انداخته، زینهمان به سراغ همان تم محبوب و موردعلاقه کلاسیکش میرود: مردی تنها در برابر یک تهدید بزرگ. همانطور که در «نیمروز» قهرمان ما بهتنهایی باید در برابر نیروی شر بایستد و ناجی شهر باشد، در «روز شغال» هم با وجودی که پای رده بالاترین مسئولان سیاسی و امنیتی فرانسه در پرونده باز است اما کارآگاه داستان، که به شکلی منفک از آن سیستم امنیتی نمایش داده میشود، قرار است یکتنه ناجی شهر باشد.
حالا قهرمان زینهمان نهتنها در برابر نیروی شر قرار دارد که به همان شکل باید علیه خود سیستم سیاسی هم بشورد. سیستمی که زینهمان به صورتی نمادین آن را به شکلی خنثی و منفعل تصویر میکند. چنان که نگاههای قهرمان فیلم به دولتمردان شدیدا تحقیرآمیز بوده و این بیاعتمادی جامعه به سیاسیون را بازنمایی میکند و ناتوانی آنان در جمعکردن ماجرا هم موضعگیری انتقادی فیلم در برابر سیاستهای جدید اروپا در دوران پساجنگ را موکد میکند.
پنج: داستان از این قرار است؛ گروهکی مافیایی و ضد سیستم که از استقلال یافتن الجزایر از فرانسه ناخشنود است، یک تروریست ماهر با اسم مستعار شغال را که تجربیات ویژهای در ترور آدمهای مهم داشته، اجیر میکند تا ژنرال دوگل، رئیسجمهور فرانسه را ترور کند. سیستم امنیتی که در خراب کردن نقشه ترور ناتوان است دست به دامان کارآگاهی خصوصی میشود که از کارش کناره گرفته و او را مجاب میکند تا پرونده را دست بگیرد. کارآگاهی که خارج از آن فضای سیستماتیک قرار دارد و در صحنه معرفیاش در ابتدای فیلم اورا در حال رسیدن به باغچه خانگیاش میبینیم.
شش: وقتی کارآگاه متوجه میشود که سیستم چندان کمکی از دستش برنمیآید، بهتنهایی مسئولیت پرونده را در دست میگیرد و یکتنه به دنبال شغال میافتد؛ درست شبیه به کلانتر «نیمروز». به این صورت «روز شغال» تبدیل به فیلمی میشود که یک تقابل مردانه را نشان میدهد. دو مرد در روبهروی یکدیگر. یکی نماد خیر و دیگری نماد شر. کارآگاهی که در شرایط جدید بهنوعی از سیستم بیرون رانده شده و تروریست بیهویتی و تکرویی که برای پول اجیر شده تا نظم سیستم را برهم بزند. به این واسطه و در لوای این تقابل مردانه دونفره، زینهمان مجال مییابد تا آن صورت اومانیستی را در فیلم خود پررنگ و تأکیدش را بر شخصیتپردازیهای نمادین این دو شخصیت اصلی معطوف کند.
هفت: «روز شغال» بهعنوان یک تریلر سیاسی، امروز از جمله ماندگارترین فیلمهای دهه هفتادی شده است. فیلمی که جدای از شخصیتپردازی ویژه که بار اصلی درام و روایت را هم بر دوش میکشد، بهواسطه کارگردانی نوگرایانه زینهمان هم بهعنوان فیلمی ویژه شناخته میشود. فیلمی که در دل میزانسنهای شلوغش، جنبههای فردی شخصیتها را از پسزمینه جدا میکند و با تدوین منحصربهفرد و بهیادماندنی رالف کمپلن، با آن ضرباهنگ تند و نفسگیر، بدل به یکی از نمونهایترین فیلمهای دهه هفتادی میشود.



