روزنامه هفت صبح، کیوان حسینیان| رقابت بلاکباسترهای جدیدی چون «فلش» و «بنیادین» در گیشه با «خارجسازی 2» اکشن جدید نتفلیکس نشان میدهد که رقابت میان غولهای سرگرمی وارد مرحله تازهای شده است. تا جاییکه شاید بتوان رقابت میان دیزنی، وارنر و نتفلیکس را عامل اصلی در رقم خوردن سرنوشت صنعت سرگرمی در سالهای آتی دانست.
بعد از ماهها کشوقوس، این هفته فیلم ابرقهرمانی جدید دیسی بالاخره به سینماها آمد و به صدر جدول باکسآفیس هم تکیه زد. اما نکته اینجاست که فروش جهانی کمتر از 140 میلیون دلار برای «فلش» کاملا نگرانکننده بهنظر میرسد. داستان درباره فلش (بری آلن) است که برای تغییر گذشته ناخواسته خطوط زمانی در جهانهای موازی را بههم میریزد.
اگر واکنشهای احساسی طرفداران پروپاقرص این ابرقهرمان را بگذاریم کنار، فیلم از رضایت نسبتی مخاطبان فراتر نرفته و ظاهرا جذابترین عناصر داستان بازگشت مایکل کیتون در نقش بتمن و ساشا کال در نقش سوپرگل است که حسابی چشمگیر از کار درآمده و موجب جهش ناگهانی در محبوبیت این بازیگر جوان شده. تا جاییکه کال بهسراغ سران استودیو رفته تا برای حفظ کاراکترش در جهان سینمایی دیسی جدید رایزنی کند.
دیگر بلاکباستر این هفته، «بنیادین» انیمیشن جدید پیکسار است که در گیشه با واکنش سرد مخاطبان مواجه شد که البته شاید بشود آن را به موج اولیه از واکنشهای منتقدان نسبت داد. در ابتدا نقدهایی سراسر منفی از فیلم منتشر شده بود که «بنیادین» را در میان بدترینهای سال و شاید بدترینها در کل کارنامه پیکسار قرار میداد. اما بعد با انتشار نقدهای بیشتر، وضعیت تعدیل شد، تا حدی که نظرات منفی در میان نقدهای تحسینآمیز چندان بهچشم نمیآید.
با این وجود بهنظر میرسد که پیکسار قربانی جدید گیشه شلوغ و داغ امسال خواهد بود. فراتر از اکران، باید به نمایش موفق قسمت دوم از فیلم اکشن «خارجسازی» روی نتفلیکس هم اشاره کنیم که با واکنشهایی بهمراتب گرمتر از فیلم اصلی مواجه شده و در هفته گذشته حتی بیشتر از فیلمهای باکسآفیس در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته است. اما برگردیم به بلاکباستر جنجالی هفته و ماجراهای عجیب و غریبی که بهدنبال داشته.
«فلش» که حالا از آن بهعنوان آخرین فیلم دنیای دیسی سابق یاد میشود، که با «مرد پولادین» زک اسنایدر آغاز شد و قرار بود ادامه پیدا کند اما در میانه به دستانداز افتاد، هنگام نمایش هم بهاندازه تولید حرف و حدیث بهدنبال داشته. در درجه اول که واکنشهای منتقدان و تماشاگران و فراتر از آن با پیشبینیهای قبلی نمیخواند و همین بین طرفداران دیسی دعوا راه انداخته. هواداران زک اسنایدر معتقدند که جیمز گان آمده و با دستکاریهای عمدی فیلم را خراب کرده تا راه را برای کار خودش هموار كند.
گروه دیگری از طرفداران زک اسنایدر هم اعتقاد دارند که در بدو امر اندی موسکیتی و سران استودیو خودشان با ساختن این فیلم کار اسنایدر را خراب کردهاند، پس باید تحریم شوند! حاشیهها به همینجا ختم نمیشود چون افشا شده که وارنر برای عملکرد بهتر در بازار شرق آسیا به منتقدان چینی رشوه داده که فیلم را بیشتر تحویل بگیرند و لو رفتن چنین خبری در چین موج منفی ایجاد کرده!
از طرف دیگر کنسل کالچریها هم روی «فلش» و بازیگر اصلیاش ازرا میلر حساس شدهاند، به دلیل حواشی عجیب و غریب زندگی شخصیاش که از دلایل اصلی در تعویق نمایش فیلم نیز بوده، و به همین خاطر فیلم و استودیو را مورد حمله قرار دادهاند. البته خود تولید هم کم دردسر نداشته. برای مثال موسکیتی قصد داشته تا در قالب حضورهای افتخاری از دو بازیگر مرحوم نقشهای ابرقهرمانی دیسی در سالهای دور با کمک فناوری بازسازی دیجیتالی استفاده کند که با مخالفت وارنر مواجه شده. اتفاقی که احتمالا میتوانست باز هم سرآغاز بحثهای دامنهدار در شبکههای اجتماعی بشود.
خلاصه که اوضاع به شدت پیچیده است و احتمالا سران استودیو فقط دعا میکنند که زودتر اکران «فلش» و ماجراهایش تمام شود.وارنر به غیر از ابرقهرمانها، این روزها نگران رفقای سابقش هم شده و شنیدهها حاکی از تلاش استودیو برای همکاری دوباره با کریستوفر نولان است. البته که با توجه به اکران همزمان «اوپنهایمر» و «باربی» در یک روز و سوابق وارنر در جنجالهای رسانهای، مانند رقابت سال گذشته میان دو سریال «حلقههای قدرت» و «خاندان اژدها»، به نظر میرسد وارنر موازی با دراز کردن دست دوستی برای زمین زدن «اوپنهایمر» هم نقشه کشیده است.
در مقابل وارنر، کمپانی رقیب یعنی دیزنی هم به فکر تغییرات جدی افتاده و هفته گذشته اعلام کرد که تمام بلاکباسترهای مهم این کمپانی، شامل محصولات ابرقهرمانی مارول، فیلمهای فرعی از «جنگ ستارگان» و حتی دنبالههای «آواتار» با تاخیر روانه اکران میشوند تا فرصت کافی برای آمادهسازی و تولید آثار وجود داشته باشد. البته اعتصاب سراسر فیلمنامهنویسان را هم نباید از قلم انداخت. دیزنی در ابتدا سعی داشت که با فشار یا روشهایی برای دور زدن اعتصاب پروژههایش را پیش ببرد اما بهنظر میرسد که سد نویسندگان از تصور سران استودیو محکمتر بوده و در این شرایط تعویق پروژهها ناگزیر خواهد بود.
در همین راستا، یکی از خبرهای جالب هفته هم مربوط میشود به انتخاب سارا پُلی برای ساختن لایو-اکشن بعدی دیزنی. پُلی که سال گذشته برای فیلم «حرفهای زنان» برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی شده، قرار است نسخه موزیکال و زنده «بَمبی» را کارگردانی کند. این وسط فقط انتخاب پُلی بهعنوان یکی از نمادهای سینمای مستقل در دنیای امروز عجیب نیست، بلکه خود «بمبی» هم انتخاب غیرمنتظرهای برای اقتباس مجدد به حساب میآيد.
فیلمی به دلیل مرگ شخصیت اصلی در میانه داستان به زمان خودش خیلی از بچهها را دچار ضربه روحی کرده بود. ولی این انتخاب نشان میدهد که دیزنی واقعا به فکر تجدید نظر در سیاستهای خودش افتاده و قصد دارد که روند تولید به مصرف چند سال اخیر را تغییر دهد، حداقل در قبال داراییهای با ارزشی چون کلاسیکهای دیزنی، «جنگ ستارگان» و «مارول».
در شرایطی که وارنر و دیزنی درگیر حل کردن بحرانهای داخلی هستند، این هفته دیگر غول دنیای سرگرمی با قدرت از محصولات تازهاش رونمایی کرد. نتفلیکس در همایش سالانه خود علاوه بر رونمایی از فصل دوم «بازی مرکب» و شوی مسابقهای که با الهام از همین سریال کرهای ساخته شده، از زمان انتشار فصل پنجم سریال پرطرفدار «چیزهای عجیب» و پروژههای جدیدی چون فیلم علمی-تخیلی «دل سنگ» با نقشآفرینی گال گادوت، «رِبِل مون» (یا قمر سرکش) زک اسنایدر که از آن بهعنوان هفت سامورایی در فضا یاد میکنند و قسمت سوم «خارجسازی» نیز خبر داد.
دیگر محصول مهم نتفلیکس برای فصل جوایز سال جاری هم «آدمکش» دیوید فینچر با نقشآفرینی مایکل فسبندر است که ظاهرا این سرویس استریم به فینچر وسواسی آزادی عمل کامل داده تا بر تمام مراحل پس از تولید نظارت کامل داشته باشد.اتفاقا هفته گذشته دیوید فینچر و استیون سودربرگ در حاشیه جشنواره فیلم ترایبکا نیز جلسه پرسش و پاسخی را برگزار کردند و به بحث درباره موضوعات مختلفی پرداختند.
برای مثال فینچر از آمادهسازی نسخه ریمستر شده «هفت» خبر داد و اینکه قصد ندارد تا در این نسخه چیزی را در فیلم دستکاری کند. همچنین فینچر توضیح داده که از مراحل فیلمسازی پیشتولید و پس از تولید را به فیلمبرداری ترجیح میدهد و شرایط ایدهآل برایش چنین بود که تمام کارها را در مرحله پیشتولید از ایدهپردازی تا برنامهریزی برای اجرا را خودش پیش ببرد و بعد فرایند خستهکننده فیلمبرداری را به بقیه بسپارد و دوباره برای ادامه کار در اتاق تدوین حاضر شود؛ ایدهای که متاسفانه یا خوشبختانه در عالم سینما معمولا امکانپذیر نیست!



