روزنامه هفت صبح| معناگرا و قابل پیش‌بینی : یکی دیگر از همان محصولات معناگرایانه اسکاندیناوی. ساخته یک فیلمساز جوان نروژی و مثل کارهای همتای مشهور سوئدی‌اش، آقای اوستلند (مربع و مثلث غم) تلاش برای انتقال یک ایده اجتماعی است از مسیر یک خط داستانی به‌شدت مهندسی شده. مفهوم و پیام آن‌قدر پراهمیت می‌شوند که روابط آدم‌ها و لحظات موثر درام، به‌تدریج محو می‌شوند. از آن فیلم‌هاست که توی دوخط می‌شود تعریفش کرد .
Sick to myself
۴ از10 ‌

‌به‌دنبال افسون آقای کامرون
کمتر اثری از آن افسون آواتار یک در این دومی هست. همه آن رویارویی با دنیای عجیب سیاره پاندورا در آواتار یک، در این دومی فقط مرور می‌شوند و تکرار می‌شوند و بعد، فیلم به روایتی از همه خرده پیرنگ‌های کلاسیک سینمای آمریکا بدل می‌شود. از سینمای وسترن تا والت دیسنی و حتی فیلم‌های جنگی درباره ویتنام. مفاهیمی مثل خانواده، اعتماد به‌نفس، نوجوان‌ها و والدین، هویت، نبرد خیر و شر و مفاهیم پرطرفدارتر این روزها مثل فرهنگ‌های بومی و حمایت از حیوانات و محیط زیست.

حتی پژواک‌هایی از فیلم‌های دیگر کامرون مثل بیگانه‌ها و آبیس و تایتانیک.آواتار راه آبی، کلکسیونی از کلیشه‌ها را به شکلی ماهرانه و تماشایی در اختیار تو می‌گذارد اما حتی در این عرصه هم به لحاظ متقاعدکنندگی، پشت‌سر آواتار اول قرار می‌گیرد و حتی عقب‌تر از تاپ گان ماوریک که آن هم عصاره‌ای سرراست ازخرده پیرنگ‌های هالیوودی بود.
Avatar 2
5/5 از 10

خبری نیست
دختر خانواده پیش نوریکو همسر برادرش، برادری که سال‌ها قبل در جنگ کشته شده، از بی‌تفاوتی و حرص خواهر و برادرهایش شکایت می‌کند که حتی پس از مرگ مادر سریع به سر زندگی‌های خود بازگشتند. دختر می‌گوید به نظرت این‌طوری زندگی ناامیدکننده نیست؟ و نوریکو با همان لبخند همیشگی‌اش می‌گوید: زندگی ناامیدی محضه.داستان توکیو هنوز هم در دیدار دوباره مایه فخر تاریخ سینماست. یک اثر هنری که در بطن خودش به هسته و کانون اصلی زندگی دست انداخته و می‌گوید که خبری نیست.
Tokyo story. 1953
10 از 10

پنجره‌های کیارستمی
کیارستمی در سال پنجاه و شش و در فیلم گزارش، از ترفند شکستن پنجره و صدای مضطرب‌کننده‌اش در سکوت نیمه‌شب برای نشان دادن عبور مرد از محدوده انفعال و حماقت استفاده کرد. وقتی مرد تمام تلاشش را برای رساندن همسرش به بیمارستان و نجات از مرگ خودخواسته به خرج می‌دهد. ورود به دنیای روشنایی .

سی و شش سال بعد در آخرین فیلمش مثل یک عاشق صدای شکستن پنجره شما را به دنیای جنون‌زده و ترسناکی منتقل می‌کند که خودتان را برایش آماده نکرده بودید. در این ملودرام آرام و یکنواخت چنین پایانی دلهره مضاعفی را به شما عارض می‌کند. جایی که همه باید تقاص پس بدهند. راه گریزی نیست. ورود به دنیای تاریکی .
Like someone in love.2013
7 از10

کمی تنش لطفا
آخرین فیلم خانم رایکارد با زنجیره‌ای ظریف از روابط و شخصیت‌ها، روایت آن سوی چیزی است که ما به‌نام خلاقیت هنرمند می‌شناسیم. در تداخل با زندگی روزمره، در فرایند تولید اثر هنری همچون کالایی نیمه‌صنعتی، سرو کله زدن با مسئول کوره، نگرانی برای کاتالوگ و دلهره برای تمام شدن پنیر در میز پذیرایی روز افتتاحیه نمایشگاه. سبک خانم رایکارد همچنان هوشمندانه و غیرموکد است. اما این ظرافت و تیزهوشی نمی‌تواند فقدان تنش مورد نیاز برای چنین فیلمی را جبران کند.

قرار گرفتن دوربین در نقطه نظر کبوتر رها شده در بالای درخت و صدای بغبغوی رضایتبخش او در صحنه پایانی، مطمئنا در یاد ما باقی می‌ماند.‌هنوز فکر می‌کنم اولین گاو و همین‌طور وندی و لوسی بهترین فیلم‌های خانم رایکارد هستند.
Showing up2023
5/6 از 10

نابغه ناکام
اولین بار به خاطر او روی پرده سینما این دو عبارت در کنار هم نقش بستند:
نویسنده و کارگردان: پرستن استرجس
فیلمنامه‌نویس چهل و دو ساله شیکاگویی که بعد از ده سال نوشتن در هالیوود این مجوز را گرفت که یکی از فیلمنامه‌های خود را کارگردانی کند. و این یک بدعت در هالیوود بود. با فیلم مک‌ گینتی کبیر. او در یک دوره خلاقیت کم‌نظیر پنج ساله شاهکارهای متعددی خلق کرد که حتی برای ذائقه امروز ما غیرمنتظره و پیچیده است. نشانه‌های نبوغ استثنایی و قریحه‌ای بی‌تاب که از امکانات روایت و خلق موقعیت در سینما به شوق آمده است. فیلم‌هایی که هر موقعیت قراردادی را مورد حمله قرار می‌دهند. بعد از سوپ اردک برادران مارکس و تا قبل از جذابیت پنهان بورژوازی هیچ سینماگری مثل استرجس این میزان آشفتگی در مفاهیمی مثل عشق، خانواده، میهن‌پرستی، ثروت، فقر، جنگ و… ایجاد نکرده بود.

لیدی ایو و معجزه مورگانز کریک، بهترین کارهایش هستند. بی‌نهایت خنده‌دار و پر از موقعیت‌های خالص سینمایی. صحنه‌هایی پرجنب و جوش و پر گفت‌وگو که بدون قطع بیش از سه دقیقه به طول می‌انجامند و چالشی برای بازیگران و فیلمبرداران.‌استرجس اما در تقلا با زندگی خانوادگی‌اش و در انتظارات بی‌پایانی که از نبوغ خود ایجاد کرده بود به سرعت رو به افول رفت. دوره‌ای بستری شد و شکست پشت شکست و در نهایت مرگ بر اثر حمله قلبی.

جریان‌های عشق
جان کاساوتیس کلاه مچاله خیس از بارانش را از داخل خانه به سمت ما تکان می‌دهد. ما بیرون هستیم. در تاریکی و زیر باران و از پنجره خانه زیبایش او را می‌بینیم. در آخرین نمای آخرین فیلم مستقلش. او که حالا در خانه‌اش با دو اسب مینیاتوری و یک سگ بزرگ و یکی دوتا اردک و خروس تنها مانده است. دست تکان می‌دهد و لبخند می‌زند. سازنده مجموعه‌ای از پرتنش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما انگار می‌خواهد به ما اطمینان بدهد که آرامش را پیدا کرده است.
Love streams.1984
9 از 10

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.