روزنامه هفت صبح| شامگاه شنبه، او خونسردترین مرد شادمان ورزشگاه المپیک آتاتورک بود. چهرهاش نشانی از شادمانی نداشت ولی در دل خود را تحسین میکرد که توانست بار این باشگاه را پس از 15 سال به منزل برساند. توانست منچسترسیتی را از نخست وزیر قبلی تایلند بخرد و آن را از باشگاهی که آرزویش کسب سهمیه جام یوفا بود به تیمی تبدیل کند که قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شده است.
از شیخ منصور بن زاید آل نهیان حرف میزنیم. فوتبالیها به او شیخ منصور میگویند و بهعنوان رئیس باشگاه منچسترسیتی میشناسندش اما بهصورت فنی و خیلی سختگیرانه این درست نیست. او در واقع سهامدار ارشد سیتی فوتبال گروپ است که یکی از داراییهایش منچسترسیتی است.
سمت فعلی او در واقع معاون رئیس دولت امارات یعنی برادرش و نیز معاون نخست وزیر امارات است. او فرزند ابوظبی است ولی ارتباط مستحکمی هم با دوبی دارد و بهعنوان ازدواج دوم خود، با شیخه منال بنت محمد آلمکتوم، دختر محمد بن راشد آلمکتوم، حاکم دوبی ازدواج کرده است.
شیخ منصور متولد 1970 است. تحصیلاتش را در امارات و آمریکا گذراند و روابط بینالملل خواند. از سال 1997 یعنی 27 سالگی وارد امور سیاسی و اداری شد و نخستین منصبش، ریاست دفتر پدرش بود. پدرش که مرد و برادر بزرگ و تنی او که به ریاست رسید، او وزیر دربار شد. از آن زمان به بعد، او موسس و مدیر بسیاری از نهادها در امارات است که لزوما هم خیلی بههم و نیز بهعلاقه و تحصیلات شیخ منصور ارتباطی ندارد.
مثلا سازمان کنترل مواد غذایی ابوظبی، بنیاد خیریه خلیفه بن زاید و شرکت سرمایهگذاری رسانهای ابوظبی که شریک اسکاینیوز عربی است و صاحب روزنامه نشنال امارات. اما سرمایهگذاری او در امارات در واقع از طریق یک صندوق توسعه بهنام ابوظبی صورت گرفته که در سال 2008 تاسیس شده است. با این حال اگر راستش را بخواهید علاقه اصلی او فوتبال نیست. نشانهاش همین که فینال استانبول، دومین بازی منسیتی بوده که او از نزدیک آن را تماشا کرده است (بار اول در سال 2013).
در واقع علاقه اصلی او اسبدوانی است. خود او یک سوارکار کارکشته است و در تعدادی از مسابقات خاورمیانه هم برنده شده است. او همچنین رئیس هیات اسبدوانی امارات است.با این حال، فوتبال هم بخشی از علایق تجاری و ورزشی اوست. او علاوه بر منچسترسیتی باشگاه الجزیره در امارات و سه باشگاه دیگر در سطح اول فوتبال هند، استرالیا و آمریکا دارد.
اما در یکی از قابهایی که مارتین ریکت، عکاس آژانس عکس پی ای، از او در جایگاه ویژه ورزشگاه میزبان فینال لیگ قهرمانان اروپا گرفته، سه نفر دیگر هم در عکس هستند که ترکیب آنها میتواند به ما نشان بدهد چطور ترکیب سرمایه ابوظبی و مدیریت اروپایی (اسپانیایی)، توانست یک تیم را از حضیض بودن دربیاورد و عزیز کند. اما اول ببینیم آن افرادی که در عکس بودند چه کسانی هستند؟
نفر اول از سمت راست (البته به جز رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه)، شیخ محمد بنزاید آلنهیان است. او یکی از 18 پسر شیخ زاید بن سلطان، حاکم ابوظبی و بنیانگذار امارات است که از ماه مه سال گذشته و پس از مرگ برادرش خلیفه به این سمت رسید.
مادر او البته با مادر خلیفه متفاوت است. در واقع شیخ زاید، هفت بار ازدواج کرده بود و یکی از همسران شیخه فاطمه بنت مبارک الکتبی است. شیخ زاید و فاطمه شش پسر دارند که به آنها در سپهر سیاسی امارات «بنی فاطمه» میگویند. محمد متولد 1961 است و بزرگترین آنهاست و منصور هم یکی دیگر از آنها.
او از سال 2004 ولیعهد ابوظبی بوده ولی بهخصوص بعد از سال 2014 که شیخ خلیفه سکته مغزی کرد؛ عملا اداره امارات در دست او بود. او یکی از مثلث 3B هم هست که زمانی بهعنوان دشمنان ایران معروف بودند: بن سلمان سعودی، بیبی یا نتانیاهو و او یعنی بن زاید. زمان گذشته البته و حالا بهغیر از دومی، دو نفر دیگر دستکم در ایران بهعنوان دشمن محسوب نمیشوند.
نفر کناری شیخ منصور خلدون المبارک است که در واقع رئیس (هیات مدیره) باشگاه است. 47 ساله، اهل ابوظبی. او هم آقازاده است. پدرش سفیر سابق امارات در فرانسه است و پدربزرگش رئیس سابق دادگاه شریعت در ابوظبی. او کار خود را از امور نفتی در این امارت آغاز کرده و بعد از آن رئیس شرکت سرمایهگذاری ابوظبی شده که از طریق سیتیگروپ، مالک منچسترسیتی است. این شرکت سرمایهگذاری در سال 2020، نزدیک به 230 میلیارد دلار پورتفولیو داشته است ازجمله 5درصد از سهام شرکت فراری.
و در نهایت نفر اول از سمت راست. کسی که توانست پول ابوظبی را با مدیریت اسپانیایی خود و البته گواردیولا ترکیب کند و این افتخار را رقم بزند. نامش «فران سوریانو» است. 55 سال سن دارد و متولد بارسلوناست. تحصیلاتش در مدیریت بازرگانی و تجاری را در نیویورک و بلژیک گذرانده است. او بین سالهای 2003 تا 2008، معاون اقتصادی بارسلونا بود.
درآمد بارسلونا، در دوران تصدی سوریانو، از 123 میلیون یورو به 308 میلیون یورو افزایش یافت، در حالیکه ضرر 73 میلیون یورویی به سود 88 میلیون یورویی تبدیل شد. با این حال در ژوئیه 2008، سوریانو و هفت عضو دیگر هیات مدیره، پس از رای عدم اعتماد به هیات مدیره، در بحبوحه اختلافات فزاینده با سبک رهبری لاپورتا استعفا دادند. بعد از مدت کوتاهی فعالیت در یک شرکت هواپیمایی در کاتالونیا او از سال 2012 به منچسترسیتی رفت و در اولین سال و ماههای تصدی او، منچسترسیتی ضررهای خود را به نصف کاهش داد.
منسیتی، از دسته سه تا قهرمانی اروپا
لیگ برتر انگلیس در سال 1992 تاسیس شده است ولی منچسترسیتی در 5 سال آن غایب بوده است. چرا؟ چون در دسته دو و سه انگلستان بازی میکرده است. پذیرش این موضوع شاید برای مخاطب عادی فوتبال سخت و برای هوادار آبی آسمانیپوشهای لندن، بعد از قهرمانی شیرین شنبهشب در استانبول، تلخ باشد ولی این یک واقعیت است. در واقع سال 2002، آخرین سالی بود که منچسترسیتی به لیگ برتر انگلستان آمد و دیگر سقوط نکرد. از سال 1992 تا 2002 منسیتی، 4 فصل را در لیگ دسته دو و حتی یک فصل را در لیگ دسته سه گذرانده بود.
در واقع از سال 2002 تا 2008 هم آنها توفیق چندانی نداشتند. در 2002 البته بعد از 13 سال منچستریونایتد را بردند ولی رتبه آنها در لیگ هیچگاه از میانه جدول بالا نیامد. حتی در سال 2007 که اریکسون، سرمربی سابق تیم ملی انگلیس آمده بود بعد از یک شروع درخشان، تیم در نیم فصل دوم افت کرد و اریکسون در آستانه تابستان 2008 حذف شد.
اما در تابستان 15 سال پیش، یک گروه سرمایهگذاری بهنام ابوظبی یونایتد گروپ از طریق یکی از شرکتهای زیرمجموعه خود یعنی سیتی فوتبال گروپ، منچسترسیتی را از تاکسین شیناواترا نخست وزیر سابق تایلند خرید. پول به منچسترسیتی سرازیر شد. در گام اول این باشگاه رکورد نقل و انتقالات بریتانیا را با به خدمت گرفتن روبینیو از رئالمادرید با قیمت 5/32 میلیون پوند شکست. اما در آن سال هم تیم دهم شد. مالکان اما جریان پول را قطع نکردند. در تابستان 2009، 100 میلیون پوند، هزینه نقل و انتقالات منچسترسیتی شد. در میانه فصل هم روبرتو مانچینی، بعد از سه بار قهرمانی در سری آ ایتالیا از اینترمیلان (که مورینیو را به خدمت گرفته بود) به سیتی آورده شد.
سرمایهگذاری کمکم جواب داد. سیتی در سال 2011، برای اولینبار بعد از سال 1975، قهرمان جامحذفی شد و برای نخستینبار از سال 1968 به این طرف به لیگ قهرمانان اروپا راه یافت. در سال 2012 هم در آن بازی پایانی رویایی توانست با تفاضل گل بهتر نسبت به منچستریونایتد قهرمان شود.
سال بعد آنها نتوانستند از افتخارات فصل قبل خود دفاع کنند و هیچ جامی نگرفتند. مانچینی اخراج شد. نفر بعدی پلگرینی بود. منسیتی با او، دوباره قهرمان لیگ برتر شد و حتی تا نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا هم رفت که بالاترین موفقیت باشگاه در تاریخ این لیگ بود ولی در نهایت صبر مدیران باشگاه به پایان رسید. آنها فقط در آن فصل 126 میلیون پوند پول حقوق بازیکن میدادند و حالا چهارم شده بودند که بدترین نتیجه آنها از سال 2010 بود.
این بود که از 2016 به سراغ گواردیولا رفتند که قبل از آن در بارسلونا و بایرنمونیخ ظرف هفت فصل توانسته بود سه بار قهرمان لالیگا و سه بار قهرمان بوندسلیگا شود و دو بار هم با بارسلونا قهرمان لیگ قهرمانان شود. باز هم پول به پای تیم ریخته شد. منسیتی در هفت فصلی که گواردیولا در این تیم بوده بهترتیب 241، 358، 87، 188، 200، 163 و 170 میلیون دلار خرج نقل و انتقالات شده است یعنی جمعا یک میلیارد و 400 میلیون دلار.
برای اینکه مقایسهای با سایر تیمها شود به یک ارزیابی استناد میکنیم که نشان میدهد که منسیتی از سال 2009 تا سال 2019، یک میلیارد و 520 میلیون پوند خرج نقل و انتقالات کرده و اولین تیمی که در اروپا به پای این تیم میرسد بارسلوناست که یک میلیارد و 330 میلیون پوند خرج کرده است. ولی فرق ماجرا چیست؟ با ارزیابی درآمد و هزینه مشخص میشود که بارسلونا در واقع 653 میلیون پوند از جیب خرج کرده ولی منسیتی 1 میلیارد و 180 میلیون پوند را از سرمایهگذار خود گرفته است.
پس بیخود نیست که در ژانویه 2023 این تیم بیش از 100 مورد اتهام مالی در یوفا ازجمله عدم رعایت جوانمردی در هزینهکرد داشته است. خود گواردیولا هم سهم کمی از این هزینهها را نداشته است. حقوق او در سال 2023، هر روز 60 هزار و 275 پوند بوده است!
و صد البته که تیم توانست نتیجه هم بگیرد. در هفت سالی که گواردیولا آنجا بوده آنها فقط در دو فصل قهرمان لیگ برتر نشدند، دو بار جام حذفی و چهار بار جام اتحادیه را بردند و شنبهشب هم برای اولینبار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شدند، با پیروزی یک بر صفر مقابل اینترمیلان.



