روزنامه هفت صبح| یک:‌ میانگین قدی دو تیم فینالیست باشگاه‌های اروپا مشابه هم و 183 سانتی‌متر بود. فوتبال امروز بیش از همیشه به یک بازی سخت فیزیکی بدل شده است که مولفه‌های سرعت و قدرت همپای مسائل تکنیکی و تاکتیکی مهم هستند. این را هم بگویم که نتیجه عادلانه بازی شنبه شب پس از 90‌دقیقه می‌توانست مساوی باشد. هجوم اینتر‌میلان در بیست دقیقه پایانی به‌وضوح موجب اضطراب و ترس من‌سیتی شده بود و اگر بخت یار ایتالیایی‌ها بود، می‌توانستند گل تساوی را به‌ثمر برسانند. اما بخت ناخوش و یک خودخواه آرژانتینی (مارتینز) و یک بلژیکی بدشانس (لوکاکو) راه موفقیت را مسدود کرده بود.

دو: والیبال ایران با سه شکست و یک پیروزی دور اول لیگ ملت‌ها را پشت‌سر گذاشت. برای تبدیل این ستاره‌های جوان به بازیکنانی مقاوم و حرفه‌ای، ‌بهروز عطایی جوابگو نیست. او یک مربی خوب معمولی است که هرگز نمي‌تواند از این استعدادهای بی‌نظیر یک تیم بزرگ و مدعی بیرون بیاورد. باید تجربه ولاسکو را تکرار کنیم. این تیم به کلاس و غرور و اعتماد به‌نفس احتیاج دارد که استاد عطایی با تمام امتیازاتش نمی‌تواند این موهبت‌ها را به این تیم هدیه کند.

سه: مجلس، قانون تصویب کرد که ساعت کار مردم باید از شش صبح باشد و یکی از نماینده‌ها هم گفتند که مردم بلند شوند نمازشان را بخوانند و راهی محل کارشان شوند. بعد خود مجلس دیروز از ساعت 8 کار خود را شروع کرده است. واقعا نکته‌ها در این اتفاقات نهان است که اصلا نیاز به اشاره هم ندارند.

چهار: دوستی پیرو مداخله سنگین پلیس در ترافیک خیابان شهید اندرزگو گفت که احتمالا این مسئله خواسته گروهی از شهروندان درجه یک آن منطقه بوده. طبیعتا مخالفت کردم. گفتم این چه حرفی است. برای پلیس همه شهروندان با هم برابر هستند و بارها این را ثابت کرده است اما دوستم اصرار داشت که نه خیر. تماس تلفنی یکی از این شهروندان درجه یک معادل ده‌ها نامه و تلفن شهروندان درجه دو است. مثل بقیه نهادها و سازمان‌ها. طبیعتا از این دوست بدبین خود تبری جستم و گفتم که مطمئن هستم در پلیس چنین تقسیم‌بندی‌هایی وجود ندارد. دوستم در جواب گفت: «…» حالا هرچی گفته باشد. به ما چه اصلا.

پنج: این ماجرای ادعای آقای علیرضا بیگی درباره تحویل بی‌نوبت تعدادی شاسی‌بلند به شکل‌های مختلف در حال تایید شدن است و دیروز یکی از نماینده‌ها در یک سخنرانی قسم خورده که خودش نگرفته اما چند تا نماینده دریافت کرده‌اند. خب اگر این‌گونه است چرا به بنده‌خدا آقای بیگی این‌قدر سخت می‌گیرید و از سخنرانی محرومش کرده‌اید؟ ‌یعنی نباید چنین حرفی را به رسانه‌ها می‌گفت؟ ‌اصل ماجرا این است؟‌

شش: آقا روزنامه همشهری به جرم دو سه تا توئیت از آقای حناچی شهردار سابق تهران، تصویر او را کاریکاتور کرده و به طنز تیتر زده رکاب‌زنی در سایه. اصلا کاری به حرف‌های حناچی ندارم. اما به‌هرحال شهردار سابق همین شهر بوده و مسئول مستقیم همین روزنامه همشهری. به لحاظ صنفی این‌گونه کارها درست است؟‌ رقابت‌های حزبی را درک می‌کنم به‌خصوص حالا که انتخابات مجلس هم نزدیک است اما به‌نظر خیلی پرخاشگرانه نیست این کارها؟‌ سفارش آقای زاکانی بوده؟‌ یا واقعا تحریریه همشهری به چنین جمع‌بندی عجیبی رسیده‌اند؟‌ مشکلم ریشه ژورنالیستی این اتفاق است بدون تقسیم‌بندی‌های سیاسی. واقعا کار عجیبی بود.

هفت: یکی از خوانندگان خوب روزنامه در مورد مسائل و پدیده‌های دهه شصت به دو مورد خاص اشاره کرده که می‌توانست در آن پاورقی تمام شده، ‌جای داشته باشد. یکی طرح‌کاد مدارس بود. یعنی حضور دانش‌آموزان در یکی از روزهای هفته در محیط‌های کار تا شغلی را از نزدیک بیاموزند و دیگری هیاهوی شرکت‌های مضاربه‌ای در دهه شصت بود.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.