روزنامه هفت صبح| یک: ‌هفته پیش دوستی به انتقاد از بزرگ‌نمایی نقش رضاشاه در توسعه ایران نوین پرداخت. خب من هم یکی از کسانی هستم که فکر می‌کند ایران با حضور رضاخان میرپنج با سرعتی بسیار بیشتر از قبل وارد مرحله مدرنیته شد.به‌خصوص در رخوتی که در دوران قاجار بر ایران حاکم شده بود. البته نوشته بودم که روی کار آمدن رضاخان در ایران همزمان شده بود با افزایش اهمیت استراتژیک ایران برای غرب و به‌خصوص انگلیس. به‌خاطر کشف نفت.

حالا دوست ما در رشته استدلال خاص خود همین ماجرا را از زاویه‌ای دیگر تفسیر می‌کرد. این‌که ایران تا قبل از کشف نفت کشور مهمی در معادلات بین‌المللی نبود. با یک بازار تجاری محدود و یک مسیر زمینی به سمت هند و چین و بندرگاه‌هایی که دور از‌ آب‌های بین‌المللی مشهور قرار داشتند.

نیمی بیابانی و نیمی کوهستانی. ایران وقتی برای انگلیس مهم شد که نفت در آن کشف شد. یعنی از خرداد 1287. در آخرین روزهای سلطنت محمدعلی شاه. کشف نفت هم اهمیت خارق‌العاده‌ای به ایران بخشید و هم موجب شد تا برای اولین‌بار ثروت مالی قابل توجهی به خزانه دولت سرازیر شود. تا قبل از کشف نفت، دربار قاجار اگر هم می‌خواست، توان مدرن‌سازی کشور را نداشت. چه بسا که عباس میرزا و امیرکبیر و شخص ناصرالدین شاه تلاش‌هایی کردند اما وقتی پول به اندازه کافی نیست طبیعتا این تلاش‌ها ناقص می‌مانند.

البته کسی منکر بی‌درایتی و بی‌تدبیری شاهان قاجار نیست. به هرحال وقتی رضاشاه کودتا کرد (یعنی در سال 1299) بخشی از ثروت نفتی به سمت تهران روانه شده بود و دست برای اصلاحات باز بود. ایران دیگر آن کشور فقیر و منزوی قبل از جنگ‌جهانی اول نبود. پول نفت بود که به رضاخان قدرت اصلاحات را اعطا کرد. هرچند مدیریت و مشاوران تیزهوشش هم موثر بودند.

دو: پنجشنبه شب ساعت ده، ویرم گرفت که بروم کسری‌های صبحانه جمعه را همان شبانه برطرف کنم. راه افتادم و تصمیم گرفتم از تاریک‌ترین کوچه محله عبور کنم. شب بهاری بود و کمی هم باران و بوی خاک. که ناگهان در میانه کوچه، جوان باریک اندام بلندقدی، از دل تاریکی به سمتم آمد سر تا پا سیاه پوشیده بود. از این شلوار سیاه‌های کتان تنگ وکوتاه و تی شرتی سیاه که تا بالای زانو آمده بود و دور سرش را تیغ انداخته بود و کاکلی هم روی سرش داشت.

با قدم‌هایی سریع به سمتم آمد و خب من خشکم زده بود و در فکر این بودم که اگر زورگیری بشود واکنشم چگونه باشد. در چهار قدمی من بود که اتومبیلی داخل کوچه پیچید و نور چراغش کوچه را روشن کرد و من که با جوان محترم چشم در چشم شدیم و جوان تصمیم گرفت که همان راهی را که آمده بود به سرعت برگردد. خلاصه من هم در جهت مخالف راهی را که آمده بودم به سرعت برگشتم و تصمیم گرفتم از یک مسیر پرنورتر و پرجمعیت‌تر به راهم ادامه دهم. این هم داستان اضطراب شب جمعه ما بود.

سه: امشب فصل فوتبال اروپا تمام می‌شود. تقریبا دو سال بود که به شکرانه جبران عقب‌ماندگی دوران کرونا و همین‌طور وقوع جام‌جهانی در میانه پاییز، ما به شکل مستمر فوتبال باکیفیت می‌دیدیم. جام ملت‌ها و جام‌جهانی با فاصله‌ای یک‌سال و نیمه برگزار شدند و بقیه مسابقات هم به شکلی بسیار فشرده. اما حالا فوتبال اروپا می‌رود تا کمی استراحت کند و البته قابل ستایش بود مدیریت این دو فصل فشرده و حتی برگزاری جام‌جهانی در میانه مسابقات باشگاهی.

بی‌آنکه دچار بحران خاصی بشوند. امشب قاعدتا شانس من‌سیتی بسیار بیشتر است اما به عنوان یک طرفدار منچستریونایتد از صمیم قلب خواهان پیروزی اینتر میلان هستم. جالب این‌که اگر بخواهم دومین تیم منفورم را نام ببرم قاعدتا همین اینتر میلان خواهد بود (در تقابل با میلان محبوب) اما هرچه هست در نبرد امشب این آرزوی محال را دارم که اینتر بر من سیتی غلبه کند. به امید خدا.

چهار: بعد از نتایج نه چندان خوب بسکتبال و والیبال، حالا در هندبال هم همان نزول قابل انتظار گریبانگیر تیم‌های ایرانی شده. در مسابقات قهرمانی باشگاه‌های آسیا که در اصفهان برگزار می‌شد دو تیم ایرانی فولاد مبارکه سپاهان و شهید شاملی کازرون در انتهای مسابقات در مکان‌های ششم و هشتم قرار گرفتند و آب سردی بودند بر اشتیاق تماشاگرانی که هر روز برای تشویق تیم‌های ایرانی به استادیوم می‌آمدند. با شکست‌های پشت سرهم مقابل حریفانی از عمان و قطر و کویت. باید شیوه آماده‌سازی این تیم‌ها را بررسی کرد که چرا به چنین نتایج غیرقابل دفاعی دست یافته‌اند و مسئول این نتایج افتضاح کیست؟‌

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.